دستت را می‌گیرم و به سمت پاییز قدم می‌زنم

و به تو سلام می‌کنم

سلام علاقه‌ی خوبم!

علاقه‌جانِ من،

می‌دانی؛

من سال‌هاست به دوست داشتنِ تو آرامم.


افشین صالحى

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/۸ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()


و خداوند

عشق و انتظار را با هم آفرید...

این را من خوب می دانم!

منی که از انتظار تو

به عشق رسیدم...



علیرضا اسفندیاری

 

عکسی زیبا از حمید آرمین



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/٦ | ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

باز هم سالها اگر بگذرد و غبار بر دلهای ما بنشیند

ایثار و فداکاری شما یادمان نمی رود

سالهای نوجوانیم با جنگ گذشت ...

آژیر قرمز و ترسهایی که دیگر ترس نبود

و روزهایی که شهید داشتیم

و شعارهایی که با گریه مردم ، رشادت را بیشتر می کرد

انگار آن روزها سهمی از انقلاب نمی خواستیم

عشق بود و عشق بود و عشق

 

 پویا

 

دانلود عشق یعنی یه پلاک،تیتراژ پایانی معراجیها

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/٧/٥ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

لکنت ززبان و و و ولی

حرف شی شی شی شیرین حق

کا کا کا کاغذهای مو مو چاچا چا له شده و و و ولی

پر مح مح مح محتوا

قلمهای شکسته و و و ولی

با جو جو جو جوهر

کمرهای خمیده و و و ولی

ای ای ای ایستاده

د د د درک مردم م م م محروم و و و ولی

با دی دی دی دیوارهایی کوکوکو کوتاه

چهار عنصر خلقت و و و ولی

ته ته ته تنها آتش سو سو سو سوزان

آب ن ن نیسان با با باران و و و ولی

گ گ گ گل آ آ آ آلولود

حوض های ش ش ش شش پر زمان و و و ولی

تو تو تو تهی

تخم مرغ های دو دو دو دو زرده و و و ولی

س س س سترون

گ گ گ گندم های پر بار د د د دشت و و و ولی

شی شی شی شیطانی

ع ع ع عرق پیشانی س س سفید و و و ولی

ش ش ش شرم

سکه ک که های سیم و زر و و و ولی

د د د دست قا قا قا قارون

گ گ گ گریه های مم مم ممتد شبانه و و و ولی

کو کو کو آس آس آس آستین



باقر رمزی باصر

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/٥ | ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نام تو بر لبم افتاد عجب غوغا شد

گونه ها ساحل و چشمان ترم دریا شد


به بغل آمده زانو و به نفرین غمت

سر سودا زده برقبله ی زانو تا شد


سینه ابری شد از آه گلوگیر فراق

آتشی سرزد و هنگامه ی غم بر پا شد


به شماره نفس افتاد و به لرزیدن دست

راز دلدادگیم بار دگر افشا شد


راه پیمود خودش را به هوا خواهی تو

آنقدر رفت که در حادثه نا پیدا شد


هم فلک آمده با دامنی از سنگ بلا

بر رُخ شیشه ی احساس تَرک پیدا شد


تازه گشته ست مرا داغ تو و پیش نظر

پرده ی رفتن تو بار دگر اجرا شد


ساده می آید و سخت است تب عشق دریغ

همچو روزیست که یکباره شب یلدا شد


مرتضی برخورداری

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/٤ | ٥:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آن شاخ که سر برکشد و میوه نیارد

فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار

جز دانش و حکمت نبود میوه انسان

ای میو ه فروش هنر ، این دکه و بازار ...

 

پروین اعتصامی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/۳ | ۸:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پَر می کشید ... روحِ همان سینه چاک ها

هِی می چِکید خونِ خدا رویِ خاک ها


راهی دراز و قصّه یِ غمگینِ جبهه ها

آماده بود چَفیه و تسبیح و ساک ها


آهی کشید مادرِ دلتنگِ داغدار

اُفتاده بود زیرِ قدم ها پلاک ها


انگشتری نگینِ خودش را نمی شناخت

وقتی که شُد قیامتِ "روحی فداک" ها


با هر نسیم غُنچه یِ سُرخی شهید شُد

هِی می چِکید خونِ خدا رویِ خاک ها



علی مردانی

 

 

سربازان عراقی کلاه شهدای ایرانی در منطقه “البیضا”را در کنار هم

قرار داده‌اند.این عکس یکی از عکس‌های برنده جایزه “وردپرس فوتو” در

سال ۱۹۸۵ است.



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/۳ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

منتظرم پیر شوم

شاید برای رد شدن از خیابان

دستم را بگیری...

 

جلال حاجی زاده

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/۳ | ٧:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

موفقیت سه بار رخ می دهد :

یکبار در دلت وقتی می خواهی

یکبار در ذهنت وقتی نقشه می کشی

یکبار در زندگی ات وقتی برای رسیدن به آن تلاش می کنی

موفقیت همین طوری شکل نمی گیرد ..!!

 




تاريخ : ۱۳٩٥/٧/٢ | ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گفتی نظر خطاست .....

تو دل می بری رواست ؟!!!!

خود کرده جرم و خلق گنهکار می کنی ؟

سعدی

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/٧/٢ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ