زندگی دفتری از خاطره هاست

یک نفر در دل شب

یک نفر در دل خاک

یک نفر همدم خوشبختی هاست

یک نفر همسفر سختی هاست

چشم تا باز کنیم ، عمرمان میگذرد

ما همه همسفر و رهگذریم

آنچه باقیست ، فقط خوبیهاست

سالی سراسر از خوبی و مهربانی برای همه دوستان آرزومندم...

 


وقتی طنین یا مقلب القلوب دلت را لرزاند

وقتی آوای خوش یامدبر الیل را زمزمه کردی

و یاد یا محول والحول دگرگونت کرد

برای ما هم بخواه از آن بخشنده ی بی همتا

حول حالنا الی احسن الحال



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۱ | ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مهدی جان

دوباره زمین به هوای آمدنت شکوفا می شود

دوباره بهار به هوای دیدن تو ، بهار می شود

دوباره باران خواهد بارید...

مهدی جان، دوباره بهار آمده است ..

فصل به فصل

آمدنت ، انتظار دلمان شد و بی قراری

همدم ثانیه های عمرمان

مهدی جان ،

تا نیایی ، حالمان

حول حالنا الی احسن الحال

نخواهد شد ...

مهدی جان بیا

تا بهارمان با تو

بهار شود

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٩ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

برخیز که می‌رود زمستان

بگشای در سرای بستان


 نارنج و بنفشه بر طبق نه

منقل بگذار در شبستان


 وین پرده بگوی تا به یک بار

زحمت ببرد ز پیش ایوان



برخیز که باد صبح نوروز

در باغچه می‌کند گل افشان


خاموشی بلبلان مشتاق

در موسم گل ندارد امکان


آواز دهل نهان نماند

در زیر گلیم و عشق پنهان


بوی گل بامداد نوروز

و آواز خوش هزاردستان


 بس جامه فروختست و دستار

بس خانه که سوختست و دکان


 ما را سر دوست بر کنارست

آنک سر دشمنان و سندان


چشمی که به دوست برکند دوست

بر هم ننهد ز تیرباران


 سعدی چو به میوه می‌رسد دست

سهلست جفای بوستان بان



سعدی شیرین سخن

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٩ | ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بوی باران ،بوی سبزه ، بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده ، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ های سبز بید

عطر نرگس ، رقص باد

نغمه ی شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار

میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگــار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتــاب

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب

ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ

هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

 فریدون مشیری

میگن عیدی از بزرگتره

اینم تصنیف زیبای بوی باران با صدای استاد شجریان

دانلودکنید

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٧ | ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خدایا

پنجره ای برای تماشا و حنجره ای برای صدا زدن ندارم،

امیدم به توست

پس بی آنکه نامم را بپرسی و دفترهای دیروزم را ورق بزنی،

رحمتت را در روزهای پایانی سال بر همه جاری کن

آمین

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٧ | ٧:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آنقدر ها هم

روی وقار من حساب نکن …

قطب زمین هم که باشم

تو را که میبینم

یخ هایم آب میشود ..

 


 

شاید نو روز هم مثل بقیه روزای عمر ما باشه

اما یادتون باشه ،

ضمیر نا خود آگاه ما  آدما

همیشه دنبال یه فرصت میگرده

برای تجدید قوا،

تا بتونه این روزای تکراری رو

دوباره تکرار کنه

پس بهش امید بدید....

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٧ | ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فقط دوست داشتن کافی نیست

عشق مراقبت میخواهد .

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٥ | ٥:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یارب، از بالا به ما هم اعتنا کن لااقل!

بخت ما را هم از آن بالا صدا کن لااقل!

نصف کشورهای دنیای تو از ما بهترند؛

وضع ما را نصف آنها باصفا کن لااقل!

دیش عرش کبریایی گیر کرده سمت غرب؛

چند روزی روی دیشت را به ما کن لااقل!

در اتوبان جهان پت پت کنیم عین پراید؛

بنز نه، ما را شبیه پرشیا کن لااقل!

به اروپا این همه حال اساسی می دهی؛

یک کم از آن حال هم بر ما عطا کن لااقل!

هرچه نعمت بود دادی به "یو اس آ"ی خبیث؛

پنج شش درصد از آن را سهم ما کن لااقل!

وضع ما را که تمام هفته مثل گامبیاست،

هفته ای یک روز چون آنتالیا کن لااقل!

کشور ما را که در "تاریخ" سوتی داده است،

جابه جا در نقشه ی "جغرافیا" کن لااقل!

مرز ایران را جدا کن از عراق و روسیه،

مدتی همسایه ایتالیا کن لااقل!

رتبه ی ما را -که در دنیا از آخر سومیم-

از همان آخر، ششم در آسیا کن لااقل!

وقتی اینجا بین ما قانون جنگل حاکم است،

وضع ما را سوژه ی راز بقا کن لااقل!

هرکه آمد یک گره وا کرد؛ ده تا بست روش؛

آن گره های درشتش را تو وا کن لااقل!

این عصایی که تو دادی نیل را نشکافت خوب؛

محض خنده گاه آن را اژدها کن لااقل!


شروین سلیمانی

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٥ | ٥:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

زمان را باید نگه داشت

برای لحظه ای که لبریز توست

و من هنوز تمامش را ننوشیده ام .


زمان را باید نگه داشت

برای مکث در شیدایی نگاهت

و آشوب پرهیاهوی آغوشت

تا شعر چشم تورا تمام کنم



زمان راباید نگه داشت

وروبروی تو نشست و بی هراس از گذر ثانیه ها

چشم به چشمهایت دوخت

تورا سیر تماشا کرد

و بیم نداشتنت را نداشت



زمان راباید نگه داشت

و ذوب در بودنت شد

آنقدر شفاف ، آنقدر زلال

که گویی درهم آمیختگی ازلی و ابدی ست

و هیچ مرزی قادر به جدایی اش نیست



زمان را باید نگه داشت و شعری سرود

شعری به بلندای دوست داشتنت

و به وسعت زمان

که هرچقدر بگذرد باز برای سرودنت

فرصت باشد 



آری زمان را باید نگه داشت

ونفسی تازه کرد

برای دوباره عاشق شدن

برای دوباره بپای تو مردن

برای یک عمر داشتنت ،

زمان را پیوسته بوسیدن ..


نیلوفرثانی
بیستم بهمن93

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٤ | ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند،

روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود .

استاد سوالی را از لیلی پرسید ، لیلی جوابی نداد ،

مجنون از پشت سر آهسته جواب را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت

استاد دوباره سوال خود را پرسید

و باز مجنون در گوش لیلی و باز لیلی هیچ نگفت،

و بعد از بار سوم استاد لیلی را خواند

و چوب را بر پای لیلی بست و او را فلک کرد .

لیلی گریه نکرد و هیچ نگفت.

بعد از کلاس ، لیلی با پای کبود لنگ لنگ قدم بر می داشت

که مجنون عصبانی دستش را بر بازوی لیلی زد و گفت:دیوانه

مگر کر بودی که آنچه را به تو گفتم نشنیدی و یا لال که به استاد نگفتی

لیلی اشکش در آمد و دوید و رفت .

استاد که شاهد این منظره بود پیش رفت و گوش مجنون را کشید و گفت

لیلی نه کر بود و نه لال ،

از عشق شنیدن دوباره صدای تو ، فلک را تحمل کرد و دم بر نیاورد ،

اما از ضربه اهسته دست تو اشکش در آمد ،

من اگر او را به فلک بستم استادش بودم و حق تنبیه او را داشتم

اما تو عشق او بودی و هیچ حقی برای سرزنش کردنش نداشتی .

مجنون کاش می فهمیدی که لیلی کر شد تا تو باز گویی!

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٤ | ۳:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کوری چشم حسودان چمن

آخرین اسفندها هم

دود شد...

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هوا هوای بهار است و باده باده ء ناب

به خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب

در این پیاله ندانم چه ریختی ، پیداست

که خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب

فرشته روی من ، ای آفتاب صبح بهار

مرا به جامی از این آب آتشین دریاب

به جام هستی ما ، ای شراب عشق بجوش

به بزم ساده ما ، ای چراغ ماه بتاب

گل امید من امشب شکفته در بر من

بیا و یک نفس ای چشم سرنوشت بخواب

مگر نه خاک ره این خرابه باید شد

بیا که کام بگیریم ازین جهان خراب



فریدون مشیری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | ٥:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حافظه، برای عتیقه کردنِ عشق نیست،

برای زنده نگه داشتنِ عشق است.

اگر پرنده را به قفس بیندازی،

مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی و پرنده ی قاب گرفته،

فقط تصور باطلی از پرنده است.

عشق، در قاب یادها، پرنده ای ست در قفس.

مِنت آب و دانه بر سر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش ...

عشق، طالبِ حضور است و پرواز، نه امنیت و قفس ...



از کتاب یک عاشقانه ی آرام-  نادر ابراهیمی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | ۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فـــــــــــــروردین

شروع همه ی خوبی ها ست ...

شروع خنده،

شروع شادی،

شروع آهنگ، و

شروع دوباره دوست داشتن ِ " تــــــــو "

زندگی را دوباره شروع کنید ...

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ | ٩:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من شنیدم که شما فصل بهاری آقـــــــــــا!

به دل خسته ما صبر و قراری آقــــــــــــــا!


عمر یکسال گذشت و خبری از تو نشد


هوس آمدن این جمعه نداری آقــــــــــــا؟!


در هیاهوی شب عید، تو را گم کردیم


غافل از اینکه شما، اصل بهاری آقـــــــــــا… 


 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ | ٧:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سلام بر آنهایی که از همه چیز گذشتند تا ما به هر چه میخواهیم برسیم

سلام بر آنهایی که قامت راست کردند تا قامت ما خم نشود

سلام بر آنهایی که به نفس افتادند تا ما از نفس نیافتیم

سلام بر آنهایی که رفتند تا ما بمانیم

ســلام بـر مـــردان خــدا

سلام بر شهدا ...

 

22 اسفند ، روز شهید



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چه لیاقتی می خواهد شهادت....

  شهید گنجی خطاب به شهید آوینی گفت:

«حاج مرتضی! دیگر باب شهادت هم بسته شد».

شهید آوینی در جواب گفته بود:

نه برادر،

شهادت لباس تک‌ سایزی است که باید تن آدم به اندازه آن در آید،

هر وقت به سایز این لباس تک

سایز درآمدی، پرواز می‌کنی، مطمئن باش.

 

کجایند شور آفرینان عشق

 

22 اسفند ، روز شهید



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مــــا به آرزوهایمان

یک رسیدن

بدهـــکاریم...

 

علی طاهری



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۱ | ٧:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بگــیر از من این هـردو فرمانده را
"دل عاشق" و "عقل درمانده" را

اگر عشق با ماست ؛ این عقل چیست ؟
بکُش! هم پــدر هم پــدر خوانده را


تو کاری کن ای مـرگ ! اکنون که خلق
نخــواهند مهمان ناخوانده را

در آغــوش خود "بار دیـگر" بگیر
من این مـوج از هر طرف رانده را

شب عاشـقی رفت و گم کرده ام
در ِ شیشه ی عطر وامانده را ...



فاضل نظری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۱ | ٧:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۱ | ٧:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()


کسی را دوست بدار که "دوستت دارد",

حتی اگر غلام درگاهت باشد؛

و دست بکش از دوست داشتن کسی که "دوستت ندارد",

حتی اگر سلطان قلبت باشد...

فراموش نکن که "زمان" آدم وفادار رو مشخص می کنه نه "زبان"....

دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست، اما برای ماهی زندگیست...

برای کسی که دوستت دارد "زندگی" باش نه "تفریح"

 

دکتر الهی قمشه ای

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۱ | ٦:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بار ارزشی ِ جمله ی ِ " حواسم بهت هست "

همانقدر غنی ست که " دوست َت مــی دارم " ... ~

آدمی با حواس َش اعتبار پیدا می کند وگــــرنه

معلوم الحالی ست پریشان _ملعبه ی ِ دست کودکان ِ کوچه و خیابان _

وقتی حواسم بهت هست یعنی :

شش دنگ ِ بودن َم را برای َت وسط گذاشته َم ....
.
.
.
.
راستی .. تو چی ..!!

حواست به من هست ؟!

 

سمیرا گودرزی

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٠ | ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اگرمی خواهید خط مقدم دلها را فتح کنید ،

اول باید، خاکریزهای کدورت را پشت سر بگذارید.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٠ | ٧:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هیچ جای این شهر

از یادت در امان نیستم

حتی به کوچه علی چپ که می روم .


رضا محبی راد

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٠ | ٦:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

این ضرب المثل شیرین فارسی رو شنیدین ( شنبه به نوروز افتاد)؟

خوب اگه نشنیده بودین حالا شنیدین،

موضوع اینجاست که سالها طول میکشه

تا سال جدید در روز شنبه تحویل بشه،

به همین خاطر اگه شروع نوروز در شنبه باشه

اونو خوش یمن میدونن و

وقتی یه اتفاق غیر منتظره خوب رخ میده میگن: چی شده؟

شنبه به نوروز افتاده؟

حالا من بهتون خوش خبری بدم که امسال شنبه به نوروز افتاده،

به فال نیک بگیرید

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٩ | ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

زمین در انتظار تولد یک برگ.....

من در حال شمارش معکوس.....

صفر همیشه پایان نیست.......

گاه آغاز پرواز است.......



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٩ | ٧:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یادمه مادرم هر موقع مشکلی پیش می اومد و دل نگران می شد

رشته پنچ تن نذر می کرد

خیلی وقتا هم خودش با آرد رشته درست می کرد و می برید

جاتون خالی ، نذر رشته ها هم با من و داداشم بود

رشته رو می خوردیم و دعا به جون پنچ تن می کردیم

چه می دونستیم ، کل دنیا بهانه ای شده برای وجود پنچ تن

راستی راستی اگه اونا نبودند چی می شد

اصلا دنیا بی محمد و فاطمه و علی هم مگه معنایی داشت..

پنچ تن آل عبا

وای خدای فاطمه

از تو جز محبت و دوستی این پنچ تن ، هیچ نمی خواهیم 

یا فاطمه زهرا

چشم ما را

به قامت دلربای فرزندت مهدی موعود روشن بگردان .

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۸ | ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()


آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد
پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم...

رضا احسان پور 

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۸ | ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وقتی میشود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی ...

چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی که یا دلهای کوچک شان

مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند...

یا مدام برای نبودنت، برای خط زدنت تلاش می کنند؟

نه، همیشه جنگیدن خوب نیست!

این روزها فهمیده ام برای اثبات دوست داشتن،

برای به دست آوردن دل آدمها، برای اثبات خوب بودن نباید جنگید!

بعضی چیزها وقتی با جنگیدن به دست می آیند بی ارزش میشوند!

این روزها نسخه فاصله گرفتن را می پیچم!!

برای هرکسی که رنجم می دهد...

این را با خود تکرار میکنم و می بخشمشان...

نه بخاطر اینکه مستحق بخششند!

تنها به این خاطر که "من مستحق آرامشم" ....


فروید از کتاب : روان ساده ، روان پاک

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٦ | ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﮔﻠﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺰﻭﺍﯼ ﺟﻨﮕﻞ ﻣﯿﺮﻭﯾﻨﺪ ﻋﻄﺮ ﺧﻮﺩ

ﺭﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ آنجا ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ آنها ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﮐﻨﺪ...ﭼﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﭼﻪ ﻧﮕﺬﺭﺩ

ﻣﻌﻄﺮ ﺑﻮﺩﻥ، ﻃﺒﯿﻌﺖ ﮔﻞ ﺍﺳﺖ

ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ

و بی هیچ توقعی لبخند میزنند و

مهربانند...

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٦ | ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گیسوانت زیر باران،  عطــر گندم‌زار... فکــرش را بکن!

با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن!

در تراس خانه رویارو شوی  با عشق بعـد از سال‌ها

بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار... فکرش را بکن!

سایه‌ها در هم گــره،  نور ملایـــم،  استکان مشترک

خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن!

ابـــر باشم تا کـــه ماه نقـــره‌ای را در تنــم پنهــان کنم

دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن!

خانه‌ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر

تکیـه بر پشتــی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن!

از سمــاور  دست‌هایت  چای و  از ایوان  لبانت قند را...

بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن!

اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، کـــه پرتم می‌کنند

سایه‌ها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن!

ناگهان دیوانه‌خانه... ــ  وَ پرستاری که شکل تو نبود

قرص‌ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن!

 

غلامرضا سلیمانی

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٦ | ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اینکه می گویند:

زمانی که انسان پیر می‌شود از رویاهایش دست می‌کشد

حقیقت ندارد؛

بلکه انسان زمانی که از رویاهایش دست می‌کشد، پیر می‌شود.


گابریل گارسیا مارکز

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٥ | ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همیشه مقدار ثابتی

"یاد تو "

در من هست

زمانی

به شکل رود،

گاهی ...باران

و این اواخر که دیر به دیر

به دیدارم می آیی

مثل ابر .



ستاره چگینیان

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٥ | ٤:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مهربانی را بکار

بالای هر زمینی…

و زیر هر آسمانی ….

و اگر جای دانه هایی که کاشتی را فراموش کردی،

روزی

باران

جایشان را به تو نشان خواهد داد …

تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!

اما بی شک کار نیک هر جا که کاشته شود

روزی به بار می نشیند......

 

روز درختکاری مبارک

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٤ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

برایت می نویسم : ...

» دلتنگم « ...!

میدانم ...

که ...

نمیدانی ...!!!

اما ...

میدانم ...

که ...

میخوانی ...!!!

 

عباس رزاقی

 

 

نمی دونم دل تنگ بچگی ها شدم یا دل تنگ آدماش !!!



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٤ | ٦:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ؛

ﺑﺎﻭﺭ ﺗﯿﺮﻩ ﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ

ﻣﯽ ﺷﺴﺖ ,

ﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺎﻧﺪ ؛

ﺩﻝ ﻣﺎ ﻣﻨﺰﻝ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ,

ﺍﺧﻢ ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﺑﺴﯽ ﻧﺎﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ,

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ،

ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺍﺳﺖ ,

ﮐﻪ ﺯ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺭ

ﺷﺪﻩ ﺳﺖ ,

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺨﯽ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﯿﻢ

ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮕﺮﺩﺩ ؛

ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﻢ ...

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٤ | ٥:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چرا وقتی درمن راه میروی صدای قدمهایت را نمیشنوم؟

چرا اینقدر آهسته ، اینقدر نازک؟

میترسی شیشه ی دلم ترک بردارد؟

آری دل من بند خورده ی رفتن هاست ...

 آهسته بیا که اگر روزی رفتی

دل من صدپاره ی این مصیبت نشود


نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۳ | ۸:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یا رب نصیب هیچ غریبی دگر مکن

داغی که گیسوان حسن را سفید کرد

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٢ | ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حواســــم را هرکـــجا که پــرت می کـــنم

باز هـــم کـــنار تـــو می افتد !

تو آنجـــا

و من اینجــــا ...

انگــار همه راست می گفـتـنـد :

تو کـــجا و من کـــجا ...؟!!

 عباس رزاقی




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٢ | ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٢ | ٧:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بعضی ها

برای همیشه

تو دل آدمها

یه جای خالی می مونند و هیچ وقت پر نمی شند

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۱ | ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

افکار هر انسانی

میانگین افکار پنج نفری است که

بیشتر وقت خود را با آنها میگذراند.

خود را در محاصره افراد موفق قرار دهید.

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۱ | ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شاید ...

اگر » انگشتانت « ...

حرفهای » انگشتانم « ...

را ...

می شنید ...

» عاشقم « میشدی ...!!!

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۱ | ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

به اخمت خستگی در می رود ، لبخند لازم نیست

کنار سینی چای تو اصلاً قند لازم نیست

 

بهمن صباغ زاده

 

 

چای و رولت هم خوردن داره ها

منتها کنار رولت تو عکس ، بوته خشخاش هم هست !!!

نمی دونم شایدم خشخاش نیست ، از کی بپرسیم ؟

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۱ | ٧:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وه چه نیروی شگفت انگیزی است،

دست هایی که به هم پیوسته است!

به یقین، هر که به هر جای، درآید از پای

دست هایش بسته است!


فریدون مشیری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٠ | ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کاش

دلت سواد داشت ..

نوشته های دلم را می دید

بعد به تو میگفت

تا

بفهمی !!!!


رضا تنها

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٠ | ٦:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دیدم که شهر

پر از عطر مریم است

گفتند باز،

روسریت را تکانده ای !

 

حامد عسگری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٩ | ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاهی میان مردم

در ازدحام شهر،

غیر از تو هرچه هست فراموش می کنم ...



فریدون مشیری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٩ | ۸:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

و ...

من ...

معنی بعضی » شعرها « ...

را ...

دیر میفهمم ...

» که عشق آسان نمود اول ...

ولی افتاد مشکل‌ها « ...!!!

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٩ | ٧:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اگر جای مروت نیست با دنیا مدارا کن

به جای دلخوری از تنگ بیرون را تماشا کن

دل از اعماق دریای صدف‌های تهی بردار

همین‌جا در کویر خویش مروارید پیدا کن

چه شوری بهتر از برخورد برق چشم‌ها باهم

نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن

من از مرگی سخن گفتم که پیش از مرگ می‌آید

به «آه عشق» کاری برتر از اعجاز عیسا کن

خطر کن! زندگی بی او چه فرقی می‌کند با مرگ

به اسم صبر، کم با زندگی امروز و فردا کن


فاضل نظری

 

مدرسه ای در افغانستان



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۸ | ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مادر گفت: حالا که عصای دستم شدی کجا میری؟

با لبخند جواب داد: تو دنیا عصای دستتون بشم بهتره یا آخرت؟

مادر با اشک آخرت رو انتخاب کرد.

شهیدش رفت و دیگر برنگشت........

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۸ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آسمان را دوست دارم

زیرا تنها سقفی ست

که زیر آن

با تو زیسته ام . . .

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۸ | ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

 

 ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

 

 بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

 

 مانده ام بی تو ، چرا باغچه ام گل دارد

 

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

 

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

 

 تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

 

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

 

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

 

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

 

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

 

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

 

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

 

 تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...

 

سید حمید رضا برقعی

 

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۸ | ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشقبازی به همین آسانی ست...

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حرّاج کنی

رنجها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آنها بزنی

 

مجتبی کاشانی

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٥ | ٧:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فارغ از مدرک تحصیلی تان

اگر پلی ساخته اید

برای گذر از افکار منفی ذهن تان

شما یک مهندسید....

روزت مبارک

 

 

سالروز میلاد زینب کبری و روز سفید پوشان مهربان ، مبارک



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٥ | ٦:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

این ساحل خسته را تو پیدا کردی

این موج نشسته را تو برپا کردی

من خامُش و خسته خفته بودم ای عشق

مرداب دل مرا تو دریا کردی

 

 

مرحوم مجتبی کاشانی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٥ | ٦:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ماهی به‌جز آغوش دریا مامنی دارد؟

آرام باشی یا پریشان...

دوستت دارم.



رضا احسان‌پور

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٤ | ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

زمان چیز عجیبیست؛؛؛؛

همه چیز را بی اجازه میبرد..

جز حس دوست داشتن را.....





تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٤ | ۸:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

برای من

دوست داشتن

آخرین دلیل دانایی است

اما هوا همیشه آفتابی نیست

عشق همیشه علامت رستگاری نیست

و من گاهی اوقات مجبورم

به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم

چقدر خیالش آسوده است

چقدر تحمل سکوتش طولانی ست

چقدر ...

 

علی صالحی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۳ | ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق یعنی

من ~ تو

به ایستگاه ِ نفرت نرسیم ..!

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢ | ٧:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

این کوچه ها ...

بی تو همیشه ، بی قرارند .

 


یزد زیبا



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱ | ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سر به زیر و ساکت و بی دست و پا ، میرفت دل ...

یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد ...

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱ | ٥:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

" ماه دوازدهم آمد ...

ولی ماه دوازدهم نیامد "...  

 اللهم عجل لولیک الفرج ...

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱ | ٩:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ