گفته بودی : ...

" پاییز " ...

که ...

بیایید ...

به سراغ " رویاهایم " می آیی..

تا " دلت " ...

را ...

پیشکش " عاشقانه هایم " کنی.

من ...!

" عاشقانه هایم " ...

را ...

سرودم ...

ببین ...

" تو " نیامدی ...!!!


عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۳٠ | ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۳٠ | ۳:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

صدای خنده خدا را می شنوی ؟!

به آنچه محال می پنداری می خندد،

پس آرزو کن …

نترس

به زبان بیار

او خدای تمام کائنات است!!!

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٩ | ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حکمت باران دراین ایام میدانی زچیست؟

آب وجارو میشود بهر محرم کوچه ها

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٩ | ٦:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تو این روزای قشنگ پاییزی

که نم نم بارون و مهربونی نسیم

مهمون دلای قشنگتون شده و هوا یه خرده بگی نگی سرد شده

و لباسای گرم پاییزی ، گرما بخش تنتون شده

یادتون باشه اگه بخاری گذاشتید مواظب باشید

یه قاتل خاموش داریم که همه ساله ، از پاییز کارش رو شروع می کنه

کافیه یه کم دقت و  و سواس داشته باشیم

و مواظب وسایل گاز سوز باشیم

حتی اگه تو خونه از رادیاتور استفاده می کنید

پکیچ یا موتور خونه رو یه چک کنید و ....

یه موقع دودکشا را اینجوری دور سر بخاری نچرخونیدها!!!!

یه نگاهی هم به خروجی دودکشا بندازید و کلاهک یادتون نره




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۸ | ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پـایـیـز طـرحِ تـازه به جـانم کشیده است

از فـرط ِعشق در هیجانم کشیده است


لـبـخـنـدِ دلـبـری به لبانم نـهـاده است

فـریـادِ عـاشقی ز نهـانم کشیـده است


امسال عـاشقانـه تـر ازعـشـق پـارسال

چون برگِ سرخ تشنه زبانم کشیده است


آهـوی سـرکشم، به دلِ دشت می دوم

انــگار آرشـی بـه کـمـانم کشیـده است


آه از نــهـاد مـن بـه در آورده وســوســه

امشب عجب به اوجِ فغانم کشیده است


رنگِ غروب رنگِ سفر رنگِ خواهش است

طـرحی که نـقشبندِ خزانم کشیده است


بـانـگـم به آسـمـان خــدا می رسـد ز درد

دردی که این چنین به تکانم کشیده است


راحله یار



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۸ | ٦:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

" چای " ...

چه بهانه " عاشقانه " ...

خوبیست ...

برای ...

کمی با " تو " نشستن ...





تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۸ | ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۸ | ٧:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همه می گویند؛ همرنگ جماعت شو .

اما چه سود !!

جماعتی که تو را فقط به رنگ خود می پسندند،

هرگز تو را به خاطر خودت نمی خواهند.

آنان خلاف نظر خود را نمی توانند ببینند،

و تلخترین تراژدی آن است که،

تو آنگونه که میخواهی نیستی !!!

 امین پور



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٧ | ٦:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

لعنت به من ...

که ...

به خوابم آمدی ...

اما ...

آنقدر هول شدم ...

که ...

از خواب پریدم ...!!! نیشخند

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٦ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٦ | ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آدم ها مثل کتاب ها هستند

بعضی از آدم ها جلد ضخیم دارند

و بعضی نازک

بعضی از آدم ها ترجمه شده اند

و بعضی صفحات رنگی دارند

بعضی از آدم ها تیتر دارند، فهرست دارند

و روی پیشانی شان نوشته شده است:

حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است

بعضی بعد از فروش پس گرفته نمی شوند

بعضی از آدم ها را باید جلد گرفت

بعضی از آدم ها نمایشنامه اند

و در چندین پرده نوشته می شوند

بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند

بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند

بعضی آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم

بعضی ها را هم نباید خواند...



قیصر امین پور



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٦ | ٦:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٥ | ٩:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺩﯾﻨﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﻫﻨﺪﺳﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﻧﻘﻄﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺣﻮﻝ ﻣﺤﻮﺭ ﻧﻘﻄه ﻗﻠﺐ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﺳﻘﻮﻁ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﯼ ﻗﻠﺐ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﭘﺎﮎﺗﺮﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﻨﺼﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﮐﺴﯿﮋﻥ ﻣﯿﺴﻮﺯﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺪﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﯿﻤﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ : ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺳﯿﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﻗﻠﺐ ﺍﺛﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﺗﻨﻬﺎ ﺁﻫﻦ ﺭﺑﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﻠﺐ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﮑﺸﺪ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﻧﺸﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ : ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻥ ﺗﻮﺻﯿﻔﺶ ﮐﺮﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﻭﺭﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮﭘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﻭﺕ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻠﻤﻪﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺿﯽ ﻭ ﻣﻀﺎﺭﻉ ﻧﺪﺍﺭﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺯﯾﺴﺖ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯿﮑﺮﻭﺑﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﭼﺸﻢ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯿﺸﻮﺩ

از معلم .....

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٥ | ٩:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نمی دونم  این چند خط زیبا رو کی گفته؟

اما ، خیلی دلنشینه و حرف دل خیلی ها  :

بعضی آدم ها را نمی شود داشت ،

فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت !

بعضی آدمها اصلا برای این نیستند که برای تو باشندیا توبرای آنها !

اصلا به آخرش فکر نمی کنی ، آنها برای اینند که دوستشان بداری

آنهم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق ،

یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست …

این آدم ها حتی وقتی که دیگر هم نیستند  ،

در کنج دلت تا ابد یک جور خاص دوست داشتنی هستند .

مثل تو



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٥ | ٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٤ | ۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا ...؟

چه می دانی تو از امروز، چه می دانم من از فردا ...

همین یک لحظه را دریاب که فردا قصه اش فرداست...!!

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۳ | ٩:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۳ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

قاصدک ...

شعر مرا از بر کن

بنشین روی نسیمی

...

که ز احساس برون می آید

برو آن گوشه باغ

سمت آن نرگس مست

که ز تنهایی خود دلتنگ است

و بخوان در گوشش

و بگو باور کن

یک نفر یاد تو را

دمی از دل نبرد ...



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۳ | ٤:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تو نیستی و من

رد پای زمان را

با تمام سنگینی اش

تحمل می کنم!

...

ذکیه نوروزی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۳ | ۳:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از یاد تو بر نداشتم، دست هنوز

دل هست به یاد نرگست ،مست هنوز


گر حال مرا حبیب پــرسد گویید :

بیمار غمت را نفسی هست هنوز

 

استاد شهریار

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٢ | ٧:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آنان برای حوریان می جنگند؛

و حوریان این جا در حال جنگند...

"کوبانی جاودان خواهد ماند"

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٢ | ٦:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دختران شهر

به روستا فکر می کنند

دختران روستا

در آرزوی شهر می میرند

مردان کوچک

به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند

مردان بزرگ

در آرزوی آرامش مردان کوچک

می میرند

کدام پل

در کجای جهان

شکسته است

که هیچ کس به خانه اش نمی رسد.


گروس عبدالملکیان



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۱ | ٧:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حُسن باران این است ، که تبسم دارد

گرد غم از همه چیز ، از همه جا می گیرد

همه جا بر همه کَس می بارد

و تعلق دارد به جهانی از عشق ...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۱ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٠ | ٦:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٩ | ٧:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همیشه با خود زمزمه کن :

زندگی شاید سخت باشد ،

اما من از او سخت ترم ... !

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٩ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ابتکار ارثی نیست،

بلکه نظمی است که می توان آن را یاد گرفت.


  آنتونی رابینز

قابل توجه مادرانی که دارند جهیزیه برا دختراشون می خرند



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٩ | ٥:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۸ | ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم شهری می خواهد

پر از آدمهای دیوانه

آدمهایی که

بی دلیل بخندند

بی دلیل گریه کنند

و حتی گاهی ...

بی دلیل عاشق شوند


سمیرا  اکبرزاده

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۸ | ٦:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پسر به دختـــر :

پدرمن پیـــره و 92 سالشه و به همین زودی ها می میره و من پولـــدار

میشم ! همسر من میشی؟؟


دختـــر : نـــه !!!
.
.
.
.
.
.
چنـــد روز بعد پسر فهمید اون دختـــره شده مادر جدیـــدش ...! نیشخند

اینم عکس عروسیشون اگه باور ندارید

نتیـجـــه اخلاقی : .....



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۸ | ٩:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

میلاد امام هادی (ع) مبارک

 


منتظران ظهور



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٧ | ٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!

مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!

عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست،

پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن

تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق

چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟

عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه.

جام بلور، تنها یک بار می‌شکند

می‌توان شکسته‌اش را، تکه‌هایش را، نگه داشت

اما شکسته‌های جام ،آن تکه‌های تیز برنده، دیگر جام نیست

احتیاط باید کرد

همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز

بهانه‌ها، جای حس عاشقانه را خوب می‌گیرند


نادر ابراهیمی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٦ | ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شده هرگز دلت مال کسی باشد که دیگر نیست؟

نگاهت سخت دنبال کسی باشد که دیگر نیست؟


برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ابری

ته فنجان تو فال کسی باشد که دیگر نیست؟


خوش و بش کرده ای با سایه ی دیوار وقتی که

دلت جویایِ احوالِ کسی باشد که دیگر نیست؟

 

چه خواهی کرد اگر هربار گوشــــی را که برداری

نصیبت بوقِ اشغالِ کسی باشد که دیگر نیست؟

 

حواس آسمانت پرت روی شیشه های مه

سکوتت جار و جنجالِ کسی باشد که دیگر نیست

 

شب سرد زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند

به دور گردنت شال کسی باشد که دیگر نیست؟

 

تصور کن برای عیدهـای رفته دلتنگی

به دستت کارت پستال کسی باشد که دیگر نیست

 

شبیـه ماهی قرمز به روی آب می مانی

که سین ات هفتمین سال کسی باشد که دیگر نیست

 

شود هر خوشه اش روزی شرابی هفتصد ساله

اگر بغضت لگدمال کسی باشد که دیگر نیست

 

چه مشکل می شود عشقی که حافظ در هوای آن

الا یا ایها الحال کسی باشد که دیگر نیست

 

رسیدن سهم سیب آرزوهایت نخواهد شد

اگر خوشبختی ات کال کسی باشد که دیگر نیست

 

شهراد میدری



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٦ | ٥:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من اگر از عاشقانه ها می نویسم

نه عاشقم و نه معشوق کسی!

فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بماند...

در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها ،،،

فقط تمرین آدم بودن می کنم!!!

همین..





تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٥ | ٩:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 پانزدهم مهر ماه ،یاد آور خداحافظی سهراب است

می رود تا شهری ، پشت دریاها را ببیند

جمله ای زیبا از سهراب که کمتر شنیده اید :

در میوه چینی بی گاه

رویا را نارس چیدند

و تردید

از رسیدگی پوسید

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٥ | ٦:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

باب اسفنجی ، کارتون قشنگ و خنده داریه

هر موقع برسم ، با بچه ها نگاش می کنم و لذت می برم

خیلی وقتا حرفهای انصافا قشنگی می زنن

خیلی از این حرفا هم ، اومده جزو دیالوگهای ماندگار باب اسفنجی

باب اسفنجی به پاتریک: من زشتم به هیچ دردی نمیخورم!

پاتریک: چرا بدرد میخوری، باعث میشی بقیه نسبت به

خودشون حس بهتری داشته باشن!!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٥ | ٧:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم  نیشخند

قابل توجه  مسئولین نهضت سواد آموزی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ندیدنت ...

سخت است ...

اما ...

همین که میدانم ...

هستی ...

و ...

حالت خوب است ...

" دنیایم زیباست " ...!!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ٥:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

به نام عشق که زیباترین سر آغاز است

هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین

هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت

که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق

کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد

چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق

چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد

کبوتری که زیادی بلند پرواز است

سعید بیابانکی



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق می فروشد، به آنان که قلب ندارند...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ٥:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

و خـــدا خواست که یک عــــمر نبینـــد یعـقـــوب !

شهــــر ِ بی یــــار ، مگــر ارزش دیــــدن دارد ؟!


شهریار




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ٤:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ٤:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

و چه زیبا گفته است جبران خلیل جبران :

با هم باشید،اما بگذارید در با هم بودن شما فاصله ای باشد.......

و بگذارید نسیم در میان شما بورزد.......

یکدیگر را دوست بدارید،اما از عشق زندانی برای یکدیگر نسازید...

بگذارید عشق ،جایی،در ساحل روحتان باشد.....

پیمانه های یکدیگر را پر کنید،اما از یک پیمانه ننوشید.....

از نان خود به یکدیگر ارزانی کنید،اما از یک قرص نان نخورید...

با هم بخوانید و برقصید و شادکام باشید،اما به حریم تنهایی یکدیگر تجاوز نکنید...

همچون تارهای عود باشید که جدا از هم اما با یک نوا مترنٌم میشوند....

قلبهایتان را به هم هدیه کنید،اما یکدیگر را به اسارت در نیاورید،

زیرا تنها دستان زندگی است که بر قلبهای شما حاکم است....

در کنار یکدیگر باشید،اما نه چندان نزدیک،

زیرا ستونهای معبد دور از هم قرار دارند...

و درخت بلوط و سرو در سایه یکدیگر رشد نمی کنند....

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وُسعِمون همینه دیگه!!!

عید همگی مبارک!!!!

 

دوستان من ، آرزو دارم که ضربان قلبتان

به لبخندهای مکرر تکرار شود ..

و هر آنچه به دل آرزویش را دارید

به هر بهانه ای از آن شما شود  ..

ناب ترین روز خدا ، مبارک



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٢ | ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یه جایی خوندم یه خانمی نوشته بودند که چه چندش آوره سر بریدن گوسفندها

کاش عید قربان هم مثل شب یلدا ، دور همی انار با هم می خوردیم،

جایی دیگه هم،  این مطلب رو ،

درباره فلسفه قربانی عید قربان خوندم که براتون می نویسم تا شبهه ای نباشه :

قربانی کردن در واقع نوعی جهاد با نفس درجهت زدودن تعلقات و

وابستگی های دنیایی و مادی و رهایی از زندان مال پرستی و دنیاطلبی است.

بنابراین قربانی نمادی از قربانی کردن هواهای نفسانی و ذبح نفس اماره است .

دستور خداوند به حضرت ابراهیم (ع) در مورد ذبح حضرت اسماعیل (ع)

از احکامی است که به اصطلاح صاحبان علم اصول؛

«مصلحت در نفس امر است , نه در متعلق آن»; یعنی :

خداوند نمی خواهد که اهریمن ذبح شود;

بلکه حکمت این دستور آن است حضرت ابراهیم (ع) در پرتو این عمل

با سرسخت ترین و ریشه دارترین عامل تعلق نفس که حب فرزند است ،مبارزه کند

و با اطاعت از خدا, تعلق نفسانی را ریشه کن سازد.

از طرف دیگر, حضرت اسماعیل (ع) نیز با آماده شدن برای قربانی ,

با خودخواهی و حب نفس خود مبارزه می کند و هر دو با تمام وجود الهی می شوند.

بنابراین دستور یاد شده ,

نقش تربیتی بزرگی در جهت رهایی از زندان نفس و تعلقات آن دو پیامبر (ع) داشته

و مقام و منزلت آنان را نزد خداوند بالاتر برده است ;

بدون آن که عملاٌ اسماعیل کشته شود.


تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٢ | ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در غروب عرفه ات ،

در دلتنگی های مدام روزانه ام

و در حسرت ، دیدار خانه ات

و هروله ، در سعی و صفایت

و احرام سفید ، وارستگی پوشیدن

دلم را برای قربانی تمام آز و نفسهایم

به پیشگاهت آوردم

مگر در این غروب عرفه ، ابراهیم

ولوله ،قربانی کردن اسماعیلش را نداشت ؟

مگر نه اینکه ، او را در امتحان نبوت ، مقام امامت دادی ؟

به حق سربلندی ابراهیم و نجابت اسماعیل

و به حق آخرین منجی دنیایت ، مهدی موعود 

تمام بدیهایمان را قربانی کن ،

بگذار تا سر ببرم ، تمام شیاطن های وجودم را

بگذار پاک شوم در مسلخگاه عشق

و دست بشویم از تمام وابستگی های دنیایت

جز تو چه می خواهم

ای خدای کعبه و عرفات

پویا

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٢ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیست

هفت قرن است در این مصر فراوانی نیست


به زلیخا بنویسید نیاید بازار

این سفر، یوسف این قافله کنعانی نیست


حال این ماهیِ افتاده به این برکه خشک

حال حبسیه‌نویسی است که زندانی نیست


چشم قاجار کسی دید و نلرزید دلش

بشنوید از من بی‌چشم که کرمانی نیست


با لبی تشنه و بی‌بسمل و چاقوئی کند

ما که رفتیم ولی رسم مسلمانی نیست


عشق رازی‌ست به اندازه‌ی آغوش خدا

عشق آن گونه که می‌دانم و می‌دانی نیست



حامد عسگری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۱ | ٥:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پرﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﻴﮕﻔﺖ :

ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭهی ﺑﺎ ﻳک دﺧﺘﺮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎیی ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﻭ

ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻓﻴﻠﻴﭗ، ﻛﻪ ﻧﻤﻴﺸﻨﺎﺧﺘﻤﺶ ﻫم گرﻭﻩ ﺷﺪﻡ . ﺍﺯ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺭﻭ

ﻣﻴﺸﻨﺎسی ؟ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﮔﻔﺖ ﺁﺭﻩ،

ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮی ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎی ﺑﻠﻮﻧﺪ ﻗﺸﻨگی ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺭﺩﻳﻒ ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ !

ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻲ !

ﮔﻔﺖ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻴﻜﻲ ﺗﻨﺶ ﻣﻴﻜﻨﻪ !

ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﻛﻴﻪ؟

ﮔﻔﺖ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮی ﻛﻪ ﻛﻴﻒ ﻭ ﻛﻔﺸﺶ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺳﺖ ﻫﺴﺖ ﺑﺎﻫﻢ !

ﺑﺎﺯﻡ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻛﻲ ﺑﻮﺩ !

ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ تن ﺻﺪﺍﺷﻮ ﻳﻜﻢ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺩﻳﮕﻪ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﻣﻬﺮﺑﻮنی ﻛﻪ ﺭﻭی ﻭﻳﻠﭽﻴﺮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ...

ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻪ ﻭلی ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺎﻭﺭی

ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ... ﺁﺩﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ

ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻭﻳﮋگی ﻫﺎی منفی ﻭ ﻧﻘﺺ ﻫﺎ ،ﭼﺸﻢ ﭘﻮشی ﻛﻨﻪ ...

ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﻳﺪﻥ

ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺗﺮﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻓﻴﻠﻴﭗ ﻣﻴﭙﺮﺳﻴﺪ ﭼﻲ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ؟

ﺣﺘﻤﺎ ﺳﺮﻳﻊ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻌﻠﻮﻟﻪ ﺩﻳﮕﻪ !!

ﻭﻗﺘﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻳﺪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﺮﺩﻡ خیلی  ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻛﺸﻴﺪﻡ ....

 

استیون هاوکینگ ، انیشتن دوم



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۱ | ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٩ | ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یاد من باشد فردا دم صبح

به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم

و به انگشت، نخی خواهم بست

تا فراموش نگردد فردا

زندگی شیرین است، زندگی باید کرد

گرچه دیر است ولی

کاسه‌ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید

به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم، در دل

لحظه را دریابم

من به بازار محبت بروم فردا صبح

مهربانی به خودم، عرضه کنم

یک بغل عشق از آنجا بخرم


فریدون مشیری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۸ | ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق پرواز بلندی است ، مرا پر بدهید
به من اندیشه ی از مرز فراتر بدهید

من به دنبال دل گمشده ای می گردم
یک پریدن به من از بال کبوتر بدهید

تا درختان جوان ، راه مرا سد نکنند
برگ سبزی به من از فصل صنوبر بدهید

یادتان باشد اگر اگر کار به تقسیم کشید
باغ جولان مرا بی در و پیکر بدهید

آتش از سینه ی آن سرو جوان بردارید
شعله اش را به درختان تناور بدهید

تا که یک نسل به یک اصل خیانت نکند
به گلو فرصت فریاد ابوذر بدهید

عشق اگر خواست، نصیحت به شما گوش کنید
تن برازنده او نیست به او سر بدهید

دفتر شعر جنون بار مرا پاره کنید
یا به یک شاعر دیوانه ی دیگر بدهید

 

محمد سلمانی


                                                                                              



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۸ | ٥:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پیری برای جمعی سخن می راند،

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند....

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:

وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،پس چرا بارها و بارها به

گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۸:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نا مسلمان ، اینقدر با موی خود بازی نکن

دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست....

وحید حیاتلو

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

 از لب سرخ تو حرفی نزدم ، می ترسم

زعفران باد کند ، دست خراسانی ها

جواد منفرد



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ما انسانها مثل مداد رنگى هستیم

شاید رنگ موردعلاقه یکدیگر نباشیم،

اما...روزى براى کامل کردن نقاشى هایمان دنبال هم خواهیم گشت...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پاییز آمدست که خود را ببارمت

پاییز لفظ دیگر "من دوست دارمت"

بر باد می دهم همه ی بود خویش را

یعنی تو را به دست خودت می سپارمت

باران بشو ، ببار به کاغذ ، سخن بگو

وقتی که در میان خودم می فشارمت

پایان تو رسیده گل کاغذی من

حتی اگر خاک شوم تا بکارمت

اصرار می کنی که مرا زودتر بگو

گاهی چنان سریع که جا می گذارمت

پاییز من ، عزیز غم انگیز برگریز

یک روز می رسم و تو را می بهارمت


"سید مهدی موسوی"



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٦ | ٧:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

 با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود

جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

.......

وحشی بافقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٦ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ببخشید این متن ، شعر نیست ولی از نظرمن زیبا بود

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان قرعه کشی شود.

معلم گفت تا هر کس نامش را روی کاغذ بنویسد تا قرعه کشی کنند.

وقتی نام حسن درآمد، خود آقا معلم هم خوشحال شد.

چرا که حسن به تازگی یتیم شده و وضع مالی اش اصلا خوب نبود.....

وقتی معلم به کاغذ اسامی بچه ها نگاه کرد؛

روی همه کاغذها نوشته شده بود: حسن حسن...



"مهربانیهای صادقانه ، کودکی هایمان را ازیادنبریم..."



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٥ | ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تواند باغبانت ، باغ را بیهوده در بندد

ولى نتواند اى گل ، بلبلت را بال و پر بندد


دل ما را به هم راهى است پنهانى که می آیم

به کویت از رهى دیگر اگر راهى دگر بندد


دلم با نور مه می آید و باد سحرگاهى

مگر در بر رخ نور مه و باد سحر بندد


رقیبا رو دعایى کن که عشق از ما زوال آید

که نبود در جهان دستى که دست عشق بر بندد


چه زیبا بسته بودى دوش آن نازک کمر جانا

چنین زیبا ندیدم کَس به قتل اى مَه ، کمر بندد ..


  عماد خراسانى 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٤ | ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

درد عشقی کشیده ام که مپرس         زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار                   دلبری برگزیده ام که مپرس

آنچنان در هوای خاک درش                   می رود آب دیده ام که مپرس

                                                                   ......    حافظ

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٤ | ۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تا که پرسیدم ز منطق عـشـق چیست؟


در جوابم این چنین گفت و گریست :


لیلی و مجنون همه افسانه اند


عشق تفسیری ز زهـرا و علی ست

...
 


تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٤ | ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سالروز شهادت  جواد الائمه را

به حضرت رضا علیه السلام و امام زمان عج

و تمامی شیعیان و دوستداران  آن حضرت 

تسلیت عرض می نمایم . . .

در بیست و یکمین هفته از ختم صلوات با ما باشید

 

 

منتظران ظهور



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢ | ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تمــــام اکسیـــژن هـای دُنـــیا

را هم بیاورنــد بــه کــارم نمیــایــد

مــــن پـُــر از هـــــــــ ـوای تـــو ام.......




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢ | ۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

به آنان که پاییز را دوست ندارن ، بگویید :

پاییز همان بهار است که عاشق شده

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱ | ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﻣﺒﺘﻼ ﮐﻨﺪ

ﺑﺎ ﺭﻧﮓﻫﺎﯼ ﺗـﺎﺯﻩ ﻣــﺮﺍ ﺁﺷﻨﺎ ﮐﻨﺪ

ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ

ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻗﺎﻟﯿﭽـــﻪ ﺟﺎ ﮐﻨﺪ

ﺍﻭ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺲ ﻧﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ

ﺭﺍﺯﺩﺭﺧﺖ ﺑﺎﻏﭽـــﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﻼ ﮐﻨﺪ

ﺍﻭ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ

ﺍﻧﺪﻭﻩﻫــﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﯿــﺎﺭﺩ ، ﺧـﺪﺍ ﮐﻨﺪ

ﺍﻭ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻨﺪ ﻣﺮﺍ

ﺍﻭ ﻗـﻮﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑـﻪ ﻗــﻮﻟﺶ ﻭﻓﺎ ﮐﻨﺪ

ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺳﺖ، ﻭَ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺟــﺰ ﺍﯾﻦ ﮐــﻪ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ

ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺛﺮ ﮐﻨﺪ، و ﺧﺪﺍﻭﻧد ﻓﺼﻞ ﻫﺎ

ﯾﮏ ﻓﺼﻞ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﻭ ﺟﺎ ﺑﻪ ﺟﺎ ﮐﻨﺪ

ﺗﻘﻮﯾـﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﺑﻬـــﺎﺭ ﺭﺍ

ﺗﻘﺪﯾﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺭﺍﻩ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺟﺪﺍ ﮐﻨﺪ

ﺧﺶ ﺧﺶ ... ، ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺧﺰﺍﻥ ﺍﺳﺖ، ﯾﮏ ﻧﻔﺮ

ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑـــﻪ ﺭﻭﯼ ﺣﻀــﺮﺕ ﭘﺎﯾﯿــــﺰ ﻭﺍ ﮐﻨﺪ


ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ ﺑﺪﯾﻊ



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱ | ۱:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ