یکی به این پاییز بگوید

آدم ها یادشان میرود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای ...

دست در دست معشوقه ای دیگر پا بر روی

برگ هایت میگذارند و میگذرند ...

تنها یادگاری که برایت میماند

" صدای خش خش برگ های تو بعد از رفتن آنهاست " ....!

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳۱ | ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است

« امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است »


تا لحظه های پیش دلم گور سرد بود

اینک به یمن یاد شما جان گرفته است


در آسمان سینه ی من ابر بغض خفت

صحرای دل بهانه ی باران گرفته است


از هرچه بوی عشق تهی بود خانه ام

اینک صفای لاله و ریحان گرفته است


دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید

امشب سکوت پنجره پایان گرفته است


امشب فضای خانه ی دل سبز و دیدنی است

در فصل زرد، رنگ بهاران گرفته است ...



زنده یاد سلمان هراتی 1364

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳۱ | ٧:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست .....

ناصر حامدی

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳۱ | ٦:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مسافری رسیده از راه

با کوله باری از باران و دلتنگی

و طنین آرام گام هایش

پیچیده در کوچه‌ های شهر ...

صدایی می‌ آید این حوالی؛

صدای قدم های پاییز ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳۱ | ٦:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گفته بودی

هر وقت که شعر می نویسی

دوستم بدار

نمی دانم

از این همه شعر نوشتن است

که دیوانه وار دوستت دارم

یا از این همه دوست داشتن

که دیوانه وار شعر می نویسم ..


 واهه آرمن 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳۱ | ٦:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هر آن مستی که بشناسد سر از پای

از او دعوی مستی ، ناپسند است

دلی کز عشق جانا دردمند است

همو داند که قدر عشق چند است

دلا گر عاشقی ، از عشق بگذر

که تا مشغول عشقی ، عشق بند است

و گر در عشق از عشقت خبر نیست

تو را این عشق ، عشق سودمند است

 

عطار نیشابوری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳٠ | ٦:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ای خدای باقر!

علم نیست، آنچه در نزد مردمان است ...

علم آن است که مظهرش باقر العلوم است.

ما را سنگریزه ای از  علوم باقری ، عنایت کن !

شهادت حضرت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٢٩ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هر کسی توان تجربه کردن عشق را دارد ،

اما تنها کسی قادر است

عشقش را تازه نگاه دارد

که آن را مانند گلی

در گلدان آبیاری کند ...


بهاره باقری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٢٩ | ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بین هجوم این همه تصویر رنگ رنگ

تنها نگاه توست که در قاب میزنم...

 

حسین منزوی

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٢٩ | ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!

یک گذر بر قلب او ، یکبار دیگر می کنی؟!

یک نفر دارد ، هوای پر کشیدن ، در دلت

یک سفر ، شهباز من ، با این کبوتر می کنی؟!

ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد !

با من دیوانه ، ای زیبای من ، سر می کنی؟

گل بده در باغ دل ، تا جان دهم در پای تو !؟

گل بده ، کاشانه ی دل را ، معطر می کنی؟!

ساعتی پیشم نشین ، من خسته ام از زندگی

خستگی را از تنم ، با بوسه ای در می کنی؟

گوش من لج می کند ، وقتیکه حرف از رفتن است !

صحبت رفتن ، تو با این آدم کر می کنی؟

 

هاله جعفری

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٢۸ | ٧:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 چیزی نگو، دزدانه و شیرین تماشا کن

بنشین و مثل دختری سنگین تماشا کن


....... 

مهدی فرجی

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٢۸ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سهم همه ی بخشنده ها یک جام زهر است

فرقی ندارد که کریمی یا جوادی ...

 

مسعود نظام اسلامی

 

شهادت مظهر جود و سخا و علم و معرفت، امام جواد(ع) تسلیت و تعزیت

 

 


تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٢۳ | ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هی فلانی !

زندگی شاید همین باشد

«یک فریب ساده و کوچک»

آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را

جز برای او و جز با او نمی خواهی

من گمانم زندگی باید همین باشد ...

 

اخوان ثالث

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱٩ | ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در خواب ، جمال یار خود می دیدم

وز باغ وصال گلی می چیدم

مرغ سحری زخواب بیدارم کرد

ای کاش که بیدار نمی گردیدم ....

ابوسعید ابوالخیر

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱۸ | ٩:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
زیادی خوب بودن ، خوب نیست

زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی....

میشوی مثل شیشه ای تمیز

کسی شیشه ی تمیز را نمیبیند

همه به جای شیشه ، منظره ی بیرون را میبینند

ولی وقتی شیشه کمی بخار بگیرد

وقتی کمی منظره ی بیرون را بد نشان دهد

همه آنرا میبینند

همه سعی میکنند تمیزش کنند

زیادی خوب بودن خوب نیست

زیادی که خوب باشی شکننده تر میشوی

با هر قدرناشناسی دلت ترک بر میدارد

میشکند
 
تکه های شکسته را در دستانت میگیری

نگاه میکنی به نتیجه ی زیادی خوب بودنت

زیادی خوب بودن خوب نیست

زیادی که خوب باشی به زیادی خوب بودنت عادت میکنند!!!

آنوقت کافیست کمی بد شوی
 

همه گمان میکنند زیادی بدی

 

سیمین بهبهانی

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱٥ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﺍﮔﺮ می خوﺍﻫﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ

ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥﮔﺮﻩ ﻧﺰﻥ

ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ... 

ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢﺣﺎﻟﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ..

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ چقدﺭﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻬﻢ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﯽ؟

 ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﺮﺍﻏﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﯼ !

 ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮﺱﮐﻨﯽ، ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ

ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﯼ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ.

 ﺩﺭ ﺍین صورت ﯾﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﺖ می شوند ﻭ ﯾﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ می کنند !

ﺍﮔﺮ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﻗﺪﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ

 ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ

 ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، به رﺍﺣﺘﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺸﺎﻥ ﮐﻦ ...

 ﺍﯾﻨﺎﻥ ﻫﻤﺎن هاﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ !

 ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﺟﻪﻭ ﺗﺎﺋﯿﺪ..

 ﺁن ها ﺑﺎﺑﺖ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

ﺑﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﻘﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ..

 گویا ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺁن ها ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﯼ..

 ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺱ ﺩﺭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻫﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ

ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﺍﺿﯿﺸﺎﻥ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﯼ..

 ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻧﯿﺴﺖ..


دکتر الهی قمشه ای

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱٥ | ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلی

صبر کن ، پیدا شود گوهر شناس قابلی

 

؟



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱٤ | ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چندیست

از رودخانه های بی ماهی

سنگ صید می کنند

برای شکستن پنجره ها...



شفیقه طهماسبی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱٤ | ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آن نخل ناخلف که تبر شد

زما نبود .......

ما را زمانه گر شکند ساز می شویم !!

 

صائب تبریزی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱٢ | ٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همه چیز بستگی به حال و هوای دلت داره......

حال دلت که خوب باشد

آدمها همه شان دوست داشتنی اند ..

حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی می شود

که لحظه ای پا از روی پدال برداری و بتوانی فکر کنی به امروزت،

که با دیروزت چقدر فرق داشتی؟!

حال دلت که خوب باشد ... 

می شوی همبازی بچه ها؛ 

برای عزیزانت همیشه وقت داری

و یک دنیا مهربانی در چهره ات نهفته است؛

و چقدر لذت دارد که آدم حال دلش خوب باشه ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱٢ | ۱:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاهی خیال میکنم ازمن بریده ای!

بهتر زمن برای دلت برگزیده ای؟

ازخود سوال میکنم آیا چه کرده ام؟

درفکر فرو می روم از من چه دیده ای؟

فرصت نمیدهی که کمی دردل کنم...

گویا از این نمونه مکرر شنیده ای...

ازمن عبور میکنی و دم نمیزنی...

تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای...

یک روزمی رسدکه دراغوش گیرمت!!!

هرگز بعید نیست,خدا را چه دیده ای

سید جواد ذاکر

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱٢ | ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دل زمن بردی و پرسیدی :

که دل گم کرده ای ؟

عطار

 

 

چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود

چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود

گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما

جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود

دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کرده‌ای

این چنین طراریت با من مسلم کی شود

عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی

چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود

چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست

این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود

غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم

تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود

خلوتی می‌بایدم با تو زهی کار کمال

ذره‌ای هم‌خلوت خورشید عالم کی شود

نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی

گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود

 

عارفانه ای از عطار



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱٢ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اسم خود را حذف کردم از صف اهدای عضو

قلب عاشق ها که دیگر قابل پیوند نیست .....

علی صفری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٩ | ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از پشت تریبونِ دلم عشق چنین گفت :

«محبوب تو زیباست، قشنگ است، ملیح است»

اعضای وجودم همه فریاد کشیدند :

«احسنت صحیح است، صحیح است، صحیح است»



ملک الشعرا

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٩ | ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دامِ صیّاد کجا؟ مرغِ گرفتار کجا؟

پرِ پروانه کجا؟ شمعِ شبِ تار کجا؟

مسگرِ شوشتری داند و آهنگرِ بلخ

که بدهکار کجا بود و گنهکار کجا؟

زلفِ لیلی به کجا و دلِ مجنون به کجا؟

سرِ سرگشته کجا؟ خالِ لبِ یار کجا؟

عزّتِ مصر کجا؟ یوسف گم گشته کجا؟

سرِ منصور کجا بود و سرِ دار کجا؟

کاخِ خسرو به دَمَن، خیمه ی شیرین در کوه

دلِ دیوانه کجا؟ نرگسِ بیمار کجا؟

من کجا؟ یار کجا؟ باده کجا؟ سبزه کجا؟

لبِ "کیوان" به کجا بود و لبِ یار کجا؟

 

فکر کنم از کیوان شاهبداغی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٩ | ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کبوترم ، هوایی شدم

ببین عجب گدایی شدم ....

 

میلاد امام رضا مبارک

یه ترانه زیبا از حامد زمان و هلالی که حتما گوشش کنید معرکه ست

اینم عیدی این روز زیبای خدا

دانلود

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳ | ۸:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چند روزیست دلم ، میل زیارت دارد

باز حس می کنم این قلب ، حرارت دارد .....

 

طیبه عباسی

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳ | ٦:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آه ! دلتنگ تـو ام، بـاز مـرا دعـوت کن

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳ | ٦:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

جذر آمده و

حال مرا مد کرده

بغض آمده

از حنجره ام رد کرده

من این چمدان

تو ساکها را بردار

بد جور دلم هوای مشهد کرده....

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳ | ٦:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آقا قرار شاه و گدا هست یادتان ؟

آری همان شبی که زدم دل به نامتان

مشهد ...

حرم ...

ورودی باب الجوادتان

آقا عجیب دلم گرفته برایتان !!!!

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عمر زاهد همه طى شد

" به تمناى بهشت "

او ندانست که در

" ترک تمناست"

بهشت

این چه حرفیست که در  "عالم بالاست بهشت"

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت....

دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست

دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت



صائب تبریزی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گلم که صدایت می کنم

شمعدانی چه اخمی میکند....

مانده ام که جانم را چقدر

آهسته باید گفت که هم تو

بشنوی وهم آب از دل هیچ

گنجشکی تکان نخورد....                                                          ؟

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱ | ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ