دیر کردی نازنینم کم کم آذر میرسد

عمر آبان ماه هم دارد به آخر میرسد

فرصت از کف میرود، امروز و فردا تا به کی؟

فصل عشق و عاشقی هم عاقبت سر میرسد

برگهای دفتر پاییز سرخ و زرد شد

آخرین برگ سفیدِ کهنه دفتر میرسد

زودتر برگرد تا وقتی بجا مانده هنوز

میرود پاییزِ عاشق، فصل دیگر میرسد

مهر و آبان طی شدند و نوبت آذر رسید

نازنینم زودتر، سرما سراسر میرسد

این هوا با عاشقان چندی مدارا میکند

فصل سرما، زوزه ی باد ستمگر میرسد

یک نفر با یک خبر ای کاش امشب میرسید

مژده می آورد برخیزید، دلبر میرسد...

 

شعر از فرهاد شریفی

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۳٠ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عقل اگـر غیرت کند یک بار عاشق می شویم

اشــتباه ناگهـان تکرار می خواهد مگر....


علی مظاهری

 

شاید تو فضاهای مجازی موضوع این عکس آشنا باشه و هر روز ازش می شنویم



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٩ | ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عقل پرسید :

که دشوار تر از کشتن چیست ؟

عشق فرمود : فراق از همه دشوار تر است

 

فروغی بسطامی

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٩ | ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چقدر خاطره ی ناتمام دارم من!

که اسم تک تکشان حکمت است و تقدیر است. .

حسین زحمتکش

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٩ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﺁﺑﺎﻥ ﻫﻮﺍﯾﺶ ﻏﺮﻕ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺴﺖ

ﻋﻄﺮِ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣُﺸﺖِ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ

ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﻫِﯽ ﭘﺸﺖ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ

 

ﻣﺮﯾﻢﻗﻬﺮﻣﺎﻧﻠﻮ

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٩ | ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خلوت گزیده را، به تماشا چه حاجت است؟

چون کوی دوست هست، به صحرا چه حاجت است؟



حافظ

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢۸ | ٦:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در زندگی؛

زمانهایی فرا می رسد که تصور میکنی همه چیز به پایان رسیده است،

در حالی که آن زمان ، نقطه آغاز است !

دوباره .......

 


 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢۸ | ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

زندگی به زیبایی مداد رنگی هاست.

می توانی از شادترین رنگ ها شروع کنی :

نگاه مهربانت رو صورتی کن

با رنگ سبز اندیشه ات را زیبا کن

به خاطرات قشنگت رنگ نارنجی بزن

با رنگ آبی آسمان دلت را رنگ آمیزی کن

با رنگ زرد قلب مهربانت را طلایی و درخشان کن

مهربان، فردا را با کدام رنگ آغاز میکنی ؟!!

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٧ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چشم‌های تو چه زیباست خدا رحم کند

ماه هم محو تماشاست خدا رحم کند

روی دیوار بلند دل بی‌ایمانم

سایه‌ی وسوسه پیداست خدا رحم کند

جای مهتاب به آن چشم نگاهی بکنید

ماه مجنون شده لیلاست خدا رحم کند

شانه‌ام خم شده از بار گناه و تردید

دوزخ عشق همین جاست خدا رحم کند

ننگ بر نام اگر از تو مرا دور کند

عصر من عصر زلیخاست خدا رحم کند

جای منع من دیوانه کمی فکر کنید

موج دیوانه‌ی دریاست خدا رحم کند

 

شیما شاهسواران احمدی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٧ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آنچنان کز رفتن گل خار می ماند بجا

از جوانی حسرت بسیار می ماند بجا



صائب تبریزی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٦ | ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ما با دلمان هنوز مشکل داریم

صد سنگ بزرگ در مقابل داریم

معشوق خودش می برد و می دوزد

انگار نه انگار که ما دل داریم ...



جلیل صفربیگی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٦ | ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پرواز سخت است

وقتی وزنه ای شما را به سمت پایین می کشاند ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٦ | ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ساعت نشدم پشت به دیوار کنم.

خود را به دقیقه ها گرفتار کنم.

ساعت  شده ام که دوستت دارم را

هر ثانیه در گوش تو تکرار کنم.

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٥ | ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم لک زده

برای یکبار هم که شده

باران که می بارد

تو در کنارم باشی

نه در خیالم

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٥ | ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گمان می برم که اگر خداوند

صد هزار گونه خنده می آفرید

اما رسم اشک ریختن را نمی آموخت،

قلب حتی تابِ ده روز تپیدن را هم نمی آورد!



نادر ابراهیمی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٤ | ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ما که این همه برای عشق

آه و ناله ی دروغ می کنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

که بی دریغ

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم؟


قیصر امین پور

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٤ | ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مهربان و ملایم باش،

اجازه نده دنیا تو را زمخت و خشن نماید…

به درد و رنج اجازه نده تو را بیزار نماید…

به تلخی ها اجازه نده، شیرینی زندگیت را، از تو بربایند…

امید داشته باش ....

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٤ | ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

صمیمیت دلیلی است برای بودن

ماندن و ادامه مسیر را با هم پیمودن

صمیمیت قلبها را نوازش

باورها را پر رنگ

و حقیقت درون آدمی را نمایان می کند

پس بیافرین

لحظه هایی را که معطر است به بوی صمیمیت

و آن هنگام که احساسش کردی

عمیق تنفسش کن

که این هـــوایِ زندگی است ..

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٤ | ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دیگر شعرهایم " به درد " نمی خورند

دیگران می خوانند

و اشک می ریزند

واژه ها افسرده

و هر مصرع یاس و ناامیدی

باری که شعرهایم

روی دوششان می گذارد

حال می فهمم

علت رونق مطب ها را

و گرانی مشاوره

برای شنیدن چار کلمه

حرف های تکراری و احساسی .


 تسکین - حسین قاسمی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٤ | ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دیر باریدی باران

خیلی دیر...

من مدتهاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٢ | ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شیخ بهائی می گوید :

آدمی هرگز از زبان مردم آسوده نیست

اگر بسیار کار کند می گویند احمق است .

اگر کم کار کند می گویند تنبل است .

اگر مال خود را به دیگران ببخشد می گویند افراط می کند .

اگر جمع گر باشد و خیرش به کسی نرسد می گویند بخیل است .

اگر ساکت و خاموش بماند می گویند لال است

و اگر زبان آوری کند می گویند پر گو است .

و لذا باید

پیرو حق بود نه دنباله رو زبان مردم.

 

نمایی زیبا از عمارت باغ دولت آباد یزد



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٢ | ٥:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چای خوب است اگر

دست به دستم بدهی ..

ورنه هرگز هوسش در دل ما نیست که نیست ..

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٢ | ٥:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تلنگر کوچکی ست

باران ،

وقتی فراموش می کنیم

آسمان کجاست ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢۱ | ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خدایـــا ....!!!

آنقـــدر به من ظرفیــت بــده ؛

که نعمـــت هـایی را که از روی بخشنــدگی ات به من دادی ،

به پای لیــاقت خودم ننـــویسم ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٩ | ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کاش می شد آدم ها رو مثل اسکناس

جلوی نور گرفت و واقعی هاشو تشخیص داد ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٩ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هوای هم را داشتن

نه ابر می خواهد، نه باران،

نه یک بعد از ظهر پاییزی ...

فقط کافیست حواسمان به هم باشد ...

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٩ | ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

باز می پرسی چه طور این گونه شاعر شد دلت؟

تو دلت را جای من بگذار شاعر می شود



زنده یاد نجمه زارع

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱۸ | ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

به انجام کارهای نیک ادامه دهید ،

حتی اگر دیگران آنها را به نام خویش ادعا کنند ؛

کارهای شما پیشکشی ست به خدا،

و هیچ کس نمی تواند " خدا " را فریب دهد …

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱۸ | ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خداوندا

هر که به من می رسد بوی قفس می دهد

جز تو که پر می دهی تا برهانی مرا ......

 

 

عکس از :علیرضا ماندگار



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٧ | ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

غصه می سوزد مرا ، باران ببار

کوچه می خواند تو را ، باران ببار

ابرها را دانه دانه جمع کن

بر زمین دامن گشا ، باران ببار

خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است

آسمان را کن رها ، باران ببار

باغبان از کوچه باغان رفته است

ابر را جاری نما ، باران ببار

موج میخواهد بیابان سکوت

با خوِد دریا بیا ، باران ببار

تا بیاید آن بهار سبز سبز

تازه تر باید هوا ، باران ببار

سینه ام آشوب و دل خونابه است

غصه می سوزد مرا ، باران ببار

 

شعر از ؟

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٧ | ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از کسانی که همه چیز را محاسبه می کنند بترس

و هرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار

آنها حساب عشقی که نثار تو می کنند را نیز دارند

و روزی آن را با تو تسویه می کنند ...!



آنا گاوالدا

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٧ | ٩:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند.

اما هیچ یک اثر انگشت مشابه نداشته اند.

اثر انگشت تو، امضای خداوند است.

که اتفاقی به دنیا نیامده ای و دعوت شده ای.

تو منحصر به فردی.

مشابه یا بدل نداری.

تو اصل اصل هستی و تکرار نشدنی.

وقتی انتخاب شده بودن و منحصر به فرد بودنت را یاد آوری کنی٬

دیگر خودت را با هیچکس مقایسه نمیکنی...



دکتر الهی قمشه ای

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٧ | ٩:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بلبل نی ام که بر سر هر گل نوا کنم

گل نیستم که درد دلم را دوا کنم

پروانه نیستم که بسوزم به شعله ای

شمعم ، تمام سوزم و جان را فدا کنم .....

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱۳ | ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﺩﻟﯿﻞ ﺍﯾﻦﮐﻪ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ، ﺷﺎﺩ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ

ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﻮﺩﻩ..

ﺣﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺖ..

ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻧﺎﻣﺸﺨﺺ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻣﯽﺑﯿﻨﻨﺪ.

" آرامش" به معنای آن نیست که صدایی نباشد،

مشکلی وجود نداشته باشد،

یا کار سختی پیش رو نباشد،

" آرامش" یعنی :

در میان صدها، مشکل و کار سخت،

دلی آرام وجود داشته باشد..!

دلتون آرام 

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٢ | ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کلمات

بعضى...

دیر به زبان مى آیند.

من یاد گرفته ام

چنین مواقعى با چشمهایم

سخن بگویم.

زندگى ... گاهى

چیزى غیر از خودِ زندگى ست.


سیدعلى صالحى

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٢ | ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در قلب انسان گنجینه هایی پنهان است که با بخشش ،

بیشتر می شوند ...مهمترین این گنج ها عشق است ...

وبعضی از آن گنج هایی که دوستی به دوستی می تواند،

هدیه دهد اینها هستند :

برای آرامش قلب ... یک تبسم !!...

برای قدرت بخشیدن به قلب ... یک حرف شیرین !!

برای بهتر کردن روحیه ... یک قدردانی !!

برای شادی بخشیدن ... یک شوخی !!

برای رفع عصبانیت ... یک بردباری !!

برای جذب برکات الهی ... یک دعا...

عشق مهمون همیشگی دلتون

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱۱ | ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گر تو را،

با ما،تعلق نیست،

ما را، شوق

هست...

ور تو را، بی ما،

صبوری هست،

ما را،تاب

نیست!



 رهی معیری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱۱ | ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

به تو حاصلی ندارد

غم روزگار گفتن



سعدی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٩ | ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وقتی دلتنگ باشی 

تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند 

باز هم 

دل تو بارانیست 

خیس تراز دریا 

خراب تر از امواج.....

آدم چقدر زود پیر می شود ؛

وقتی احساسش ،

اضافه تر از درک آدم هاست ... !!!

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٩ | ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هر که در عشق سر از قله بر آرد هنر است

همه تا دامنه کوه تحمل دارند .....

 

مژگان عباسلو




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٩ | ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پرسید یکی که عاشقی چیست؟

گفتم که چو ما شوی بدانی ....



مولانا

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۸ | ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پاییز است و هوا پر است از

مهربانی هایی که خدا برایمان به بادها سپرده

یادمان نرود که پنجره ی قلبمان باز باشد

برای ورود خدا

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٧ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تو می‌دانی که من بی تو

نخواهم زندگانی را...


مولانا

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٦ | ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ