فروردین دارد تمام می شود

اولین باران بهار را که نبوده ای ...

خودت را به اولین شکوفه ی

اردیبهشت برسان

میدانی که ،

" اُردیبهشت " بی تو ،

اُردى " جهنم "  است ...

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۳۱ | ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

درامتداد میز رسیدم  به یاد تو

سیگار میکشم دوسه نخ در هوای تو

فنجان قهوه سرد شده باز روی میز

اما چه داغ مانده هنوز خاطرات


مجموعه شعرهای م.مه راد  و (نقاشی )

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۳۱ | ۱:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 گفت: دوستت دارم...

گفتم: دوستت ندارم...

این دروغ

به آن دروغ در...!


 پرویز محمدی

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۳۱ | ۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گیرم که

         هزاران غزل

                   از هجر نوشتیم

جرأت که

            نداریم به دلدار بگوییم...!

 




تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۳٠ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گفته بودم که به دریا  نزنم  دل  ،  اما

کــــو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟..



قیصر امین پور

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۳٠ | ۸:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاه باید رویید

در کنار چشمه

در شکاف یک سنگ

به امید فردا ها . . .


سهراب سپهری

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢۸ | ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از ماجرای عشقت

رو سفید بیرون آمدند,

موهایم...! 

 

احسان پرسا

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٧ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آدمها بالاخره یک روزی یک جایی,

در یک لحظه تمام میشوند.

نه که بمیرند...

نه!

جوهر احساسشان تمام می شود...!



 ناظم حکمت

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٧ | ٩:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در نوبتی دوباره دلت رامرور کن

از غم به هربهانه ممکن عبور کن

گیرم که تمام راه تو مسدود شد،بگرد

یک آسمان تازه ویک راه تازه جورکن

شب آرزوهاست...

التماس دعا

 




تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٦ | ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

امشب آرزو دارم

      آرزوی تو باشم ...

امشب نه "تو" را

            نه "خودم" را

               امشب "ما" را آرزو دارم.

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٦ | ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

امشب آرزو دارم

فاصله نباشد میان شما

و تمام احساسهای خوبتان

عشق ، لبریزتان کند از مهربانی و زندگی

و امضای خدا ،

پای تمام آرزوهایتان

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٦ | ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حق من نیست چنین پای دلم لنگ شود

راه دیدار تو با خون جگر رنگ شود


حق من نیست به وقت طرب و شور و نوا

ساز وصل تو به هر پرده بد آهنگ شود


باورم نیست که در مهلکه ی دلشدگان

عنبر زلف تو بیگانه ی این چنگ شود


رستم انگاشته ای درصف عشاق مرا

تا شغال غم تو در پی نیرنگ شود


توسلیمانی و من مور ضعیفم مپسند

بین دریای تو و قطره ی من جنگ شود


من که یوسف نیم ای عشق چرا خواسته ای

همچو خویشان من اینگونه دلت سنگ شود


کاروانی گذرد کاش براین چاه بلا

تا به اقبال تو مانی من ارژنگ شود


آنقدر خاطر عشق تو شریف است که دل

با همه جور وجفای تو هماهنگ شود


مرتضی برخورداری

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٦ | ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سر تا به قدم مست و پریشان بنویس

محنت زده ای چو پیرکنعان بنویس


بیژن شده ام ،زخمی و افسرده مرا

درمانده به چاه کین توران بنویس


افتاده ام از نفس،مرا قاصدکی

سرگشته و بی مقصد وحیران بنویس


یا گمشده طفلی به مصلای شلوغ

بی مادر و غرق آه و افغان بنویس


چون برگ تکیده ام به شلاق خزان

بی پرده مرا نحیف و لرزان بنویس


هم عاقل و دیوانه چو شیطان زدگان

اصلا تو مرا یکسره نادان بنویس


درمکتب عاشقان افتاده زپا

پیوسته مرابی سرو سامان بنویس


وقتی نرسد دست به خرمای نخیل

ای دوست مرا خدای حرمان بنویس


گویند که حاذق تر از او نیست طبیب

بیماری من را غم هجران بنویس


مرتضی برخورداری

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٦ | ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

بر در دل، روز و شب منتظر یار باش


دلبر تو دایما بر در دل حاضر است

رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش


دیده جان روی او تا بنبیند عیان

در طلب روی او روی به دیوار باش


ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس

پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش


نیست کس آگه که یار،کی بنماید جمال

لیک تو باری به نقد ساخته ی کار باش


گر دل و جان تو را در بقا آرزوست

دم مزن و در فنا همدم عطار باش


عطار

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٥ | ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دل دادم و بد کردم یک درد به صد کردم

وین جرم، چو خود کردم با خود چه توانم کرد !!!


دی گفت نکو خواهی توبه است تو را راهی

از روی چنان ماهی ، من توبه ندانم کرد...



عطار

25 فروردین ، روز بزرگداشت عارف شاعر، عطار نیشابوری است 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٥ | ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تـــــــــو...

ماه را دوست داری و

من...

ماه هاست که تو را...

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٤ | ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چه فرقی می کند؟ هر عید من با فصل پاییزم
که من آیینه در آیینه از اندوه لبریزم

ببین دیوانه ها هم گاه می خندند بر حالم
ز بس از صبح تا شب با سر و جانم گلاویزم

شبیه مولوی آشفته ام از این جدایی ها
نمی آید سحر دور از تو آخر شمس تبریزم

کجایی؟ مثل بوتیمار دارم تشنگی اما
از این دوری بگو یک جرعه در کامم نمی ریزم

برای دیدنت از بس که گفتم "حق" به شبهایم
که هرکس با خودش گوید که گویا من شباویزم

به لبهایم نمی روید شکوفه های لبخندی
که همچون ساقه های خشک پاییزی غم انگیزم



 رضا خادمه مولوی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٤ | ٩:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

درختان

با آمدن بهار

شکوفه می زنند

و

قلب من

با شنیدن صدای تو....

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٢ | ٦:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یادمه هر موقع تو درسا مشکل داشتم و کمک می خواستم

به یاد گفته معلممون که می گفت اون باقر العلومه و شکافنده علمها

همیشه به خودش متوسل می شدم

حتی روز  تولدش شیرینی می گرفتم و پخش میکردم

حالا فردا دوباره تولدشه

بازم شیرینی و لبخند و امامی دوست داشتنی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٠ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عیب کار از جعبه ی تقسیم نیست

سیم سیار دل ما, سیم نیست ...!

این خدا و این هزاران طول موج

دیش ما سمت خدا تنظیم نیست


وحید رضایی

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٢٠ | ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 غافلى از حال دل ،

    ترسم که این ویرانه را


دیگران بى صاحب انگارند

               و تعمیرش کنند ..



صائب تبریزی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٩ | ٥:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فرقی نمی کند که اتاق؛

بوی بهار نارنج گرفته باشد؛

یا عطرِ ریحان و لیمو؛

این عشق را تو دم کرده ای ...

 




تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٩ | ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﮔﺮ ﺑﺎ ﻏﻢ ﻋﺸﻖ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﺁﯾﺪ ﺩﻝ

ﺑﺮ ﻣﺮﮐﺐ ﺁﺭﺯﻭ  ﺳﻮﺍﺭ ﺁﯾﺪ ﺩﻝ


ﮔﺮ ﺩﻝ ﻧﺒﻮﺩ ،ﮐﺠﺎ ﻭﻃﻦ ﺳﺎﺯﺩ ﻋﺸﻖ

 ﻭﺭ ﻋﺸﻖ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺁﯾﺪ ﺩﻝ .....



ابوسعیدابوالخیر

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱۸ | ٦:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گفتـم:

 از عشـق تو ، رسوای جهـانم  تا چنـد

گفـت:

 رسـوای منی، تا به تماشـای منی


فروغی بسطامی

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱۸ | ٦:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بادِ لعنتی

می‌شود کمی هم

عطر مرا در جیبت بگذاری

ببری سمتش ؟

نمی‌شود که هَمَش

بوی او را بدهی !

انصاف نیست ...

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱۸ | ٦:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گر یک نفست ، ز زندگانی گذرد

مگذار که جز به شادمانى گذرد

خیام

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٧ | ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 صفایی بود، دیشب

با خیالت ،خلوت ما را

ولی ، من باز پنهانی

تو را هم آرزو کردم



شهریار




تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٧ | ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حیف نیست؟

بهار باشد...

تو نباشی...



شمس لنگرودی

 

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٧ | ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چقدر بی تو

از خواب بپرم ..!

شیشه آب را سر بکشم

چیزی از پنجره بپرسم ؟

چه بپرسم دیگر؟

خواب مرا نمی برد

می آورَد

تو را می آورَد

بی آنکه

باشی ...



عباس معروفی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٦ | ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٥ | ٩:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پُک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد

الّا نوعی لجاجت با خود، و حتی لجاجت در تداوم نوعی عادت.

عجیب ترین خوی  آدمی این است که

می داند فعلی بد و آسیب رسان است،

اما آن را انجام می دهد و به کرات هم.

هر آدمی، دانسته و ندانسته،

به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می برد،

و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود آدمی نسبت به خودش نیست…!



سلوک - محمود دولت آبادی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٥ | ۸:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

میشود ...

کمی راهنمایی ام کنی ...!

من ...

دقیقا ...

چه کار باید بکنم ...

که ...

« دوستم داشته باشی » ...؟!؟

 




تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٤ | ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گرچه خرافات است،

بستم سبزه ها

شاید به پایت گیر کردند و نرفتی ..

 

احسان پرسا

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱۳ | ٦:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مانده ام خانه و فکرم

گره هاست

نگرانم که کسی

بخت مرا

بی تو ، گرهی کور زند  .....

 

نیلوفرثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱۳ | ۸:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بهترینها تقدیم به لطافت وسپیدی دلت

که آب زلالی را از تو میگیرد

ومن ، با عشق تو  نفس می کشم

عاطفه ، بی حضور تو گنگ است مادر...

روزت مبارک مادرم

 




تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱۱ | ۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سرم را نه ظلم می تواند خم کند،

نه مرگ،

نه ترس!

سرم فقط برای بوسیدن دست های تو

خم می شود...


ناظم حکمت

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٠ | ٧:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فاطمه باغ گلاب است خدامیداند..

فاطمه گوهرناب است خدا میداند..

فاطمه واژه زیباست ،تعجب نکنید..

 کرم فاطمه دریاست، تعجب نکنید..

فاطمه دخترطاهاست بگو یازهرا..

فاطمه روح تولاست، بگو یا زهرا ..

 

 ولادت با سعادت مادر سادات صدیقه طاهره(ص) و روز زن مبارک

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٠ | ٥:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حافظ از بوسه و معشوق نوشت ، حق هم داشت ...

قرن او هر دو قدم ، یک « ون ارشاد » نداشت ...

 




تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٠ | ٥:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گفتی ز سرت فکر مرا بیرون کن!

جانا؛

سرم از فکر تو خالیست،

دلم را چه کنم...؟


‫‏مهران یوسفى

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/٩ | ۱:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دیرگاهی است

که افتاده ام از خویش دور..

شاید این عید

به دیدار خودم هم بروم........



قیصر امین پور

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۳ | ٦:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

می نویسم روی دفتر سال نو

باز یک احساس و یک آغاز نو

بازهم عاشق شدن، پروانگی

بازهم جاری شدن در زندگی

باز همصحبت شدن با یاسها

با اقاقی های شهر رازها

باز در تکرار شادی گم شدن

در هیاهوی زمین پیدا شدن

بازهم میلاد نو، انسان نو

طرح تازه، ایده و افکار نو

آه، آری بازهم در این بهار

می زند لبخند بر ما روزگار

 

 

 


 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱ | ۱:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ