دریایی و آوازه ات بدجور پیچیده ست

خورشید با إذن تو اینجا نور پاشیده ست


خورشید هم وقتی که می تابد بدون شک

« مرجع » شما هستی و او در حال « تقلید » است


دیریست آقا ! تختتان خالیست و این تخت

جنسش نه از تخت « سلیمان » و نه « جمشید » است


اینجا زمین خالیست از هرم وجودت آه !

اینجا زمین بی تو لباس مرگ پوشیده ست


من مانده ام تا عاشقانت سخت مجنون اند

« مجنون » چرا سهمیه ی آن « قیس » و این « بید » است


شاید کسی « کی می رسد باران ؟ » « نیما » را

از « قاصد روزان ابری » ها نپرسیده ست !


این « عید » ها یک روزه اند و کاش برگردید !

وقتی فرج نائل شود ، هر روز ما « عید » است



حنظله ربانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۱۱ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ