آیینه هست غرق تماشای ماه تو

بانو چقدر جاذبه دارد نگاه تو


دائم طلوع می کند از گوشه ی افق

خورشید با اشاره ی پلک پگاه تو


چیزی به نام عشق خدا آفریده است

یعنی تو را و بعد مرا سر براه تو


افتاده تا قیام قیامت به دوش من

گندم ترین حواله ی بار گناه تو


دامادی ام گذشت به هر صورتی که بود

در گیر و دار حلقه ی زلف سیاه تو


از دست خود بپرس که (صهبا)چه میکشد

در زیر سقف خانه ی بی سر پناه تو


یک کاروان نگاه به پایت فتاده است

بانو چقدر جاذبه دارد نگاه تو.............؟!

 

صهبای بیدگلی

 




تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٢٤ | ۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ