تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند

همیشه با هم بحث میکردند

یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد.

روی تابلو نوشته بود : "بهترین خیاط شهر"

دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت:

"بهترین خیاط کشور"

سومین خیاط نوشت : "بهترین خیاط دنیا"

چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد

روی یک برگه کوچک با یه خط معمولی نوشت:

"بهترین خیاط این کوچه"

قرار نیست دنیایمان را بزرگ کنیم که در آن گم شویم...

در همان دنیایی که هستیم،می شود آدم بزرگى باشیم...

 




تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٢۸ | ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ