زندگی کمی دیوانگی می خواست

اما ما زیادی دیوانه شدیم

از تمام کافه ها بیرونمان کردند

ما زیادی دیوانه شدیم و

همه چیز را را فراموش کردیم

غیر از خندیدن

به همه چیز خندیدیم و

خندیدن شغل ما شد

دیوانه که باشی

خودت هم نخندی

زخم هایت می خندند



رسول یونان

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٥/٩ | ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ