دلداه و بی پناه بودن هنر است

مجنونی و سربه راه بودن هنراست


با حلقه ی فرزین و رُخ و کیش مدام

در صفحه ی دل چو شاه بودن هنر است


در خلوت عاشقانه با غمزه ی دوست

آشفته وبی گناه بودن هنر است


با خیل رخ وقامت و مژگان سیه

در معرکه بی سپاه بودن هنر است


در پیچ و خَم کوچه ای از جنس خسوف

در حسرت روی ماه بودن هنر است


وقتی که به جنگ توست دوار فلک

بی شکوه درون چاه بودن هنر است


در دست اگرچه جامی از باده ی ناب

بر لب عطشی زآه بودن هنر است


وقتی که تمام چشم ها خیره به توست

دلبسته به یک نگاه بودن هنر است


مرتضی برخورداری

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٦/۱٢ | ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ