ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست...

 

حافظ

 

 

باید که ساخت گنبد او را در آسمان

باید که کرد دست ملک را مناره اش

 

مهرداد قصری فر



مردی که غربت است همه سوگواره اش

ریزد تمام عمر زدلها شراره اش

 

از کوچه ی شب است هر آنچه کشیده است

سبزی صورت وجگر پاره پاره اش

 

تابوت زخمهای تنش را نهان نمود

دنیا ندید آن بدن پر ستاره اش

 

قاسم که مرد عرصه ی جنگاوری شده

باشد نمایشی ز جهاد هماره اش

 

بخشید با کرامت سبزش هر آنچه داشت

این است راه عشق نباشد کناره اش

 

باید که ساخت گنبد او را در آسمان

باید که کرد دست ملک را مناره اش

 

عمری که در مدینه ی غم خانه کرده است

تنها نسیم بانی بر یادواره اش

 

شعری سروده ام به هوای بقیع او…

شعری که بود غربت وغم استعاره اش

 

مهرداد قصری فر

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٩/۸ | ۱:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ