گاه آدم، خود آدم، عشق است.

بودنش عشق است.

رفتن و نگاه کردنش عشق است.

دست و قلبش عشق است.

در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی.

بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده .

شاید نخواهی هم .

شاید هم بخواهی و ندانی .نتوانی که بدانی .

عشق ،گاهی همان یاد کمرنگ سلوچ است

و دست های به گِل آلوده ی تو که دیواری را سفید می کنند.



جای خالی سلوچ/ محمود دولت‌آبادی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۳ | ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ