ما به مسمومیّت افکار، عادت کرده ایم

ما به حرف زشت در گفتار، عادت کرده ایم

این مکان مردها و آن مکان بانوان

ما به حایل بودن دیوار، عادت کرده ایم...

می گذاریم آخر هر جمله « بی معنی »، چرا؟

چون به صحبت های معنادار، عادت کرده ایم

خط قرمز روی شعر و روی شاعر می کشیم

ما به بی انصافیِ خودکار، عادت کرده ایم

هر بلایی بر سر ما آمده دیروزی است!

ما به مجرم کردن « قاجار »، عادت کرده ایم

« شینِ » خود را می کشد تا این که گردد با کلاس

ما به این لحن و به این اطوار، عادت کرده ایم

چندسالی می شود در پرده های سینما

ما به عکس رنگی « گلزار »، عادت کرده ایم

بی سوادی، فقر فرهنگی، همه شد ریشه کن!

ما به نشر کاذب آمار، عادت کرده ایم

ما به صحبت کردن « دارا » توجه می کنیم

چون به آه و ناله ی « نادار »، عادت کرده ایم

در خبرها آمده من شاعر برتر شدم!

ما به خالی بندیِ اخبار، عادت کرده ایم

 

امیر حسین خوشحال

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٧ | ٩:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ