ملک الموت بر اهلِ دلی رسید. او را گفت: تو کیستی؟

ملک الموت گفت: من از بین بَرنده‌ی لذاتم و جداکننده‌ی جفت‌ها.

آن اهلِ دل به وی گفت: چرا از خود خصلت‌های بد نشان میدهی و

از آن صفت‌های نیک چیزی نمی‌گویی؟

ملک الموت گفت: آن چیست؟

اهل دل پاسخش داد: تو رساننده‌ی دوستی به دوست....


داستانهای عرفا

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱٧ | ۸:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ