ذلت نپذیریم وبه آن تن ندهیم                حتی وجبی زخاک میهن ندهیم

اندیشه ی باطلی ست ترفند نفوذ         ما فرصت سرکشی به دشمن ندهیم

 

مرتضی برخورداری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٦ | ٢:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آن عشق که در پرده بماند به چه ارزد؟

عشق است و همین لذت اظهار و دگر هیچ !!!

 

شفایی اصفهانی

 

 

سالروز ورود آزادگان ، بعد از سالها مبارک



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٦ | ٢:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()


اﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ .

ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ ! . . .

ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ ؛

ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ . . .

 

افلاطون

 

 

استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است.



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٦ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

برای غواصانی که دست بسته زنده به گور شدند



نه سودای مروارید به سرمان بود

نه صیدِ پریانِ دریایی

که می گفتند

بوسه هاشان

انسان را

عمرِ جاودانی می دهد.



آماده ی مُردن

در دلِ دریاها بودیم

بر صخره های فرش شده

با مرجان و صدف

و شالی از رنگین کمانِ ماهی ها

دور گردن هامان.

 


گرهِ این مشت های استخوان شده

شهادتِ شهامت مانند

وقتی شانه به شانه ی هم

در گودالی بودیم

و زمینِ زیرِ پامان

از نزدیک شدن لودرها می لرزید.



ما را نمی شود

در این تابوت های کوچکٍ چوبی جا داد .....

ما موج های زنده ی اَروندیم

که با هیچ قطعنامه ای

آرام نمی گیریم.

 

یغما گلرویی

 

 

شهید حسن فتاحی معروف به حسن آمریکایی

بیسیم چی گردان غواص لشگر امام حسین

معروف به حسن سر طلا

در عملیات کربلای 4 به شهادت رسید ، پیکرش هنوز هم برنگشته است

این آخرین عکس حسن است....



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢٥ | ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مصدق در دادگاه لاهه

مصدق وارد شد و رفت روی صندلی نماینده انگلستان نشست!

هر چی نماینده انگلیس بالا و پایین دوید و داد و بیداد که اینجا جایگاه ماست

و شما باید اونطرف بشینی, مصدق بی اعتنا دستش رو روی میز گذاشت و

سرش رو روی دستش!

همه از این حرکت مصدق حیرت زده بودن!!

تا اینکه قاضی وارد شد و نماینده انگلیس با تظلم خواهی به این حرکت مصدق

اعتراض کرد! قاضی از مصدق توضیح خواست و مصدق سرش رو بلند کرد و گفت:

جناب قاضی من تنها چند دقیقه بر جایگاه این انگلیسیها نشستم و

اینها اینچنین برافروخته اند!!

پس ملت من چه باید بگویند که اینها عمریست در سرزمین و جایگاه آنها چمبره زده اند

و نمیروند!!

پاسخ زیبا و ویرانگر مصدق چنان تا پایان دادگاه بر فضا سیطره پیدا کرده بود که در نهایت

رای به نفع ایران صادر شد و نفت ایران ملی گشت!

.

.

.

بعدها خبرنگاری از "چرچیل" پرسید آیا از خود زیرک تر و سیاستمدار تر میشناسید؟

و چرچیل پاسخ داد:

فقط یک ایرانی هست که استاد من در سیاست است "مصدق" !

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱٥ | ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یادش بخیر

بچه بودم اما ، اون روز رو یادم نمیره

یه غرور و خوشحالی خاصی داشت

یه افتخار بود، اونم آزاد سازی خرمشهر

شاید تو بچگی ، مثل یه رویا بود برام

اما غرق شادی بودیم ...

و شاید اگه نبودند محمد جهان آرا ها

امروز جایی رو ، حتی برای وبلاگ نویسی نداشتیم

روح بلند  مردان سرزمینم ، شاد

 

دانلود ممد نبودی ببینی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢ | ٩:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سلام بر آنهایی که از همه چیز گذشتند تا ما به هر چه میخواهیم برسیم

سلام بر آنهایی که قامت راست کردند تا قامت ما خم نشود

سلام بر آنهایی که به نفس افتادند تا ما از نفس نیافتیم

سلام بر آنهایی که رفتند تا ما بمانیم

ســلام بـر مـــردان خــدا

سلام بر شهدا ...

 

22 اسفند ، روز شهید



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چه لیاقتی می خواهد شهادت....

  شهید گنجی خطاب به شهید آوینی گفت:

«حاج مرتضی! دیگر باب شهادت هم بسته شد».

شهید آوینی در جواب گفته بود:

نه برادر،

شهادت لباس تک‌ سایزی است که باید تن آدم به اندازه آن در آید،

هر وقت به سایز این لباس تک

سایز درآمدی، پرواز می‌کنی، مطمئن باش.

 

کجایند شور آفرینان عشق

 

22 اسفند ، روز شهید



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مادر گفت: حالا که عصای دستم شدی کجا میری؟

با لبخند جواب داد: تو دنیا عصای دستتون بشم بهتره یا آخرت؟

مادر با اشک آخرت رو انتخاب کرد.

شهیدش رفت و دیگر برنگشت........

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۸ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خیلی وقتا فکر می کنم منی که  با انقلاب بزرگ شدم

 زیاد خوشی تو زندگی ندیدم،بچه بودیم ها ، اما

 چون واقعه مهمی بود و هر روز و هرسال برامون تکرار می شد

خیلی چیزا به خاطرمون موند

باهاش خندیدیم ، و جشن گرفتیم

باهاش جنگیدیم و شهید دادیم

باهاش موندیم و غر نزدیم

زیر لب شاید چیزایی می گفتیم از سختی ها

اما هیچ وقت جا نزدیم ، هیچ وقت ...

مردم همیشه بودند ، همیشه خدا

اما امان از دست بعضیا

اونایی که شدند خواص و به این مردم خیانت کردند

اونایی که از پشت خنجر زدند و هیچ وقت هم حیا نکردند

حتی بعضیاشون که دیگه انقلاب رو مال خودشون می دونستند و

از غارت بیت المال هم ترسی نداشتند،

خیلی ها تو این سی و شش ساله اومدند و رفتند

بعضیا برا خدمت و بعضیا برا قدرت و پر کردن جیب خودشون

اما اونی که موند و همیشه انقلابی اصیل بود

همین مردم بودند

امام نیست ، اما راهش همیشه ادامه داره ......

دوسری عکسهای دیدنی از انقلاب بود ، حیفم اومد شما هم

این خاطرات رو نبینید

عکسهای دیده نشده از انقلاب با عکاسی آلفرد یعقوب زاده

عکسهای دیده نشده از انقلاب با عکاسی عباس مگنوم

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٢ | ٩:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یار دبستانی من با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش

خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه

کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه

یار دبستانی من با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

 

منصور تهرانی

 

دانلود   یار دبستانی من با صدای فریدون فروغی



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ | ٦:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خیلی زود با هم برادر شدیم ....

هنوز هم ستاد تفحص شهدا داریم و شهید گمنام

 

 

 

مرغان که کنون از قفس خویش جدایید

رخ باز نمایید و بگویید کجایید

کشتی شما ماند بر این آب شکسته

ماهی صفتان یکدم از این خاک بر آیید

                                                                              مولانا



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۳۱ | ٧:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دل من ، پشت سرت

کاسه آبی  شد و ریخت

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۳۱ | ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

زن ها همیشه دسته گلی آب داده اند

اینجا به رود کرخه و آنجا به رود نیل

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۳٠ | ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

برا چی اینجوری نگاه می کنید ؟

همش که نمیشه عکسای طبیعت و زیبا

آخه دیروز بد جا ،پارک کردم جریمه شدم ، تا رسیدم داشت برام می نوشت و نشد

هر چی گفتم جناب سرگرد ، نشد که نشد

تازه نزدیک بود ده تومن هم بیشتر بنویسه ، که چرا مسخره اش می کنم

تاه فهمیدم ای بابا جناب سروان بوده و به خیالش منم داشتم اذیت می کردم

اما من هنوز نمی دونم چرا به  قذافی با اون همه یال و کوپال می گفتند سرهنگ قذافی !!!



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢ | ٢:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سالها چشم براهتان بودیم

هر چند 24 سال گذشته است  ، اما باز خنده بر لب داریم

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٦ | ٩:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وقتی اسم جبهه میومد و اون همه از خود گذشتگی

وقتی یاد اون دلیر مردای ایرانی می افتیم

که دل ،چه عرض کنم ، خون و جونشون رو برا وطن و بودن ما

چه عاشقانه فدا کردند

یاد چفیه می افتم

یه پارچه

یه تیکه دستمال

که چقد بودنش برامون قداست داره و با ارزشه

تو جبهه هم میگن ،دستمال همه کاره بوده ،

از عرقچین گرفته تا زخم بند جای گلوله

از حوله صورت خشک کن بچه بسیجیا گرفته تا زیر انداز نماز یه رزمنده

اما چی به سرمون اومده

که دارن همون پارچه، نماد پایمردی و ایثار رو

به عنوان دستمال چند منظوره بهمون می فروشند

مسئولین که خوابند ، اما به حرمت اون همه رشادت

به حرمت اون خونهای ریخته شده به خاطر ایران عزیز

به حرمت اون همه جوون پر پر شده

نخرید ، خودمون تحریمش کنیم!!

تا دفعه بعد ، کسی جرات توهین به رشادتهای ایرانی رو نداشته باشه

 

چفیه یه دستمال نیست ، نشون هشت سال رشادته ،

نشون مردونگی شیر زن و شیر مرد ایرانیه



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢۱ | ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ