نامهای گره خورده به انقلاب را

هیچگاه فراموش نمی کنیم ...

جای خالی تو

هیچ وقت پر نمی شود 

 


 

گاهشمار زندگی اکبر هاشمی رفسنجانی

شهریور ۱۳۱۳: تولد در رفسنجان کرمان
 ۱۳۳۷: ازدواج با عفت مرعشی
دهه ۱۳۴۰: فعالیت سیاسی علیه حکومت پهلوی و حبس در زندان
۱۳۵۶: تاسیس جامعه روحانیت مبارز
۱۳۵۷: عضویت در شورای انقلاب به عنوان یکی از چهره‌های کلیدی
۱۳۵۹: ریاست اولین مجلس شورای اسلامی
۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸: نماینده رهبر در شورای عالی دفاع در جنگ عراق
۱۳۶۷: جانشین فرمانده کل قوا
۱۳۶۸: نقش موثر در انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر ایران
۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶: دو دوره ریاست جمهوری ایران
۱۳۷۸: انتخاب به عنوان نفر آخر در فهرست تهران و انصراف از ورود به مجلس ششم
۱۳۸۴: شکست در انتخابات ریاست جمهوری مقابل محمود احمدی‌نژاد
۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹: ریاست مجلس خبرگان
۱۳۸۸: حمایت از معترضان نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و توقف امامت نماز جمعه بعد از سه دهه
۱۳۸۸: نامه جنجالی سرگشاده برای گلایه به رهبر ایران
۱۳۹۲: رد صلاحیت برای انتخابات ریاست جمهوری
۱۳۹۴: نفر اول تهران در انتخابات مجلس خبرگان
۱۹ دی ۱۳۹۵: وفات  بر اثر ایست قلبی در بیمارستان شهدای تجریش تهران



تاريخ : ۱۳٩٥/۱٠/٢۱ | ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

باز هم سالها اگر بگذرد و غبار بر دلهای ما بنشیند

ایثار و فداکاری شما یادمان نمی رود

سالهای نوجوانیم با جنگ گذشت ...

آژیر قرمز و ترسهایی که دیگر ترس نبود

و روزهایی که شهید داشتیم

و شعارهایی که با گریه مردم ، رشادت را بیشتر می کرد

انگار آن روزها سهمی از انقلاب نمی خواستیم

عشق بود و عشق بود و عشق

 

 پویا

 

دانلود عشق یعنی یه پلاک،تیتراژ پایانی معراجیها

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/٧/٥ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پَر می کشید ... روحِ همان سینه چاک ها

هِی می چِکید خونِ خدا رویِ خاک ها


راهی دراز و قصّه یِ غمگینِ جبهه ها

آماده بود چَفیه و تسبیح و ساک ها


آهی کشید مادرِ دلتنگِ داغدار

اُفتاده بود زیرِ قدم ها پلاک ها


انگشتری نگینِ خودش را نمی شناخت

وقتی که شُد قیامتِ "روحی فداک" ها


با هر نسیم غُنچه یِ سُرخی شهید شُد

هِی می چِکید خونِ خدا رویِ خاک ها



علی مردانی

 

 

سربازان عراقی کلاه شهدای ایرانی در منطقه “البیضا”را در کنار هم

قرار داده‌اند.این عکس یکی از عکس‌های برنده جایزه “وردپرس فوتو” در

سال ۱۹۸۵ است.



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/۳ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حس غریبی بود؛

عشق خودنمایی می کرد.

اقاقیا به استقبال آمده و

آفتابگردان صورت خود را به خورشید سپرده بود.

نسیم، مژده وصل می داد.

انتظار پایان یافت و بازگشت پرستوها،

سخنی بود که هر پیر و جوانی ورد زبان خود کرده بود.

پاییز اسارت و بهار آزادی بر شما مبارک باد

آزادگان سرافراز میهن ....

 





تاريخ : ۱۳٩٥/٥/٢٦ | ٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دقایقی در زندگی هست که

دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که

میخواهی او را از رویاهایت بیرون بکشی و

در دنیای واقعی بغلش کنی !




گابریل گارسیا مارکز

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٢٠ | ۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هرگز دمی ز یاد تو غافل نبوده ایم

یا گفته ایم نام تو را یا شنیده ایم...



رفیق اصفهانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱۳ | ٩:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

باید این پرچم سالها ، سرفراز و استوار باقی بماند

محکم تر بکوب فرزندم ....

 

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢۳ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 می گویند درسپاه بخور و بخواب است

راست میگویند

گلوله میخورند ...

و

آرام میخوابند ......



روزتان مبارک ای پاسداران مدافع حریم ولایت

 





تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢۱ | ٢:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 گر بداند لذت جان باختن در راه عشق

هیچ عاقل زنده نگذارد به عالم، خویش را...


قاآنی

 

 روزهای آغازین جنگ - یک سرباز ایرانی در کنار برادر شهیدش - کرمانشاه  



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/۳ | ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند !!

اما حقیقت آن است که زمان

ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.


سید مرتضی آوینی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٢٢ | ٥:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

علی‌اکبر دهخدا (۱۲۵۷ تهران – ۷ اسفند ۱۳۳۴ تهران)،

ادیب، لغت‌شناس، سیاستمدار و شاعر ایرانی

و بنیان‌گذار لغت‌نامه دهخدا.

7 اسفند 1394 شصتمین سالگرد در گذشت علامه علی اکبر دهخدا

روحش شاد




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٧ | ٦:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کافیه ایرانی باشی 

اون وقته که همه چی  برات میشه حماسه

فقط میخا رو کم کنی و آمار به هم بزنی

کجای تاریخ شما دیدید ایرانی قابل پیش بینی بوده ؟

اینه که ازمون می ترسند

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٧ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از هیتلر پرسیدند :

چرا از میان جنگ و عشق ٬

جنگ را برگزیدی؟

پاسخ داد :

در جنگ

یا زنده می مانی یا می میری !

اما در عشق

روزی هزار بارمی میری و زنده می شوی!

این روزها جایشان خالیست

همانهایی که برای عشق جنگیدند....


 




تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/۳٠ | ۸:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یادمه یه عکسی بابام از میدان آزادی  داشت

با کلاه و موتور و یه ژست خاص

بعدا که خوندن یاد گرفتیم و پشت عکس رو تونستم بخونم

نوشته بود میدان شهیاد ، تیر 1356

قبلا اسمش میدان شهیاد بود و با روزای انقلاب شد میدان آزادی 

و چه زیبا و سر بلند

با غرور

آزادی را فریاد می زند

زنده باد ایران سر بلند

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/٢٢ | ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یه خاطرات کلی از اون روزا تو ذهنم هست

حتی تعطیل شدن کودکستان و شلوغ پلوغی خیابونا

اما بازم بچه بودیم و تو عوالم خودمون بازی می کردیم..

انگار ما هم حس و حال خوبی داشتیم

حتی بازی هامون هم عوض شده بود

یادمه یکی از تفریحات مورد علاقه مون ، درست ماههای بعد انقلاب

همین عروسک مقوایی شاه بود ،

که سر کوچه مون می فروخت و تند و تند

ازش می خریدیم و بازی می کردیم و آتیش می زدیم و ....

چرا اونجوری نگاه می کنید خب بچه بودیم ...

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/٢٢ | ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه


پر کن قدح باده، که معلومم نیست

کاین دم که فرو برم بر آرم یا نه



رباعیات خیام

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/٢٠ | ٢:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در هجر تو عمریست مرا موی سپید است

گویند که پایان سیه روز امید است


ای کاش که این قاعده را غم بپذیرد

دیریست که دل تشنه ی یک لحظه نوید است


قلبی که تپیده ست به دیدار تو هر دم

قفلی ست که در حسرت یک لحظه کلید است


آن سرو که در باغ به صد عشوه خرامید

در دام خزان مانده و بازیچه ی بید است


خم گشته مرا قامت و گویند به طعنه

این نخل نشسته به لب جوی رشید است


هرگز نشناسند مرا کهنه رفیقان

گویند که این چهره ی غم دیده جدید است


یک روز اگر آتش این سینه بخوابد

رقصان شوم آنروز مرا عید سعید است


دیشب زده ام فال به فنجان شکسته

با کینه نوشته است که دیدار بعید است


هر شب به هوای تو قدم می زند این ماه

بر خاک رخ کوچه که با نام شهید است


مرتضی برخورداری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/۱۸ | ٥:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خمینی ای امام، خمینی ای امام

ای مجاهد ای مظهر شرف

ای گذشته ز جان در ره هدف

  هر زمان می رسد از تو این ندا

ای اسیران و مستضعفان به پا

  زیر بار ستم زندگی بس است

نزد طاغوتیان، بندگی بس است

بود شعار تو به راه حق قیام

ز ما تو را درود ز ما تو را سلام

حمید سبزواری

 

دانلود سرود خمینی ای امام



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/۱٢ | ٩:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق آن باشد که حیرانت کند

 بی نیاز از کفر و ایمانت کند ...

مولانا

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/٩ | ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

روزهامیگذرند!!

و من هر روز...

دنیا را بیشتر میشناسم

عاقل تر می شوم

و محتاط تر

دیگر کمتر رویا میبافم

دیرتر آدمها را باور میکنم

کمتر از زشتیها تعجب میکنم

بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم

روزها میگذرند

و من هر روز

بیشتر از دنیای سادگی ام فاصله میگیرم...

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٠/٢٢ | ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همش از اون شب مناظره لعنتی شروع شد

وقتی که دو رقیب به جای دادن نظر و راهکار برای پیشرفت جامعه

به عقده گشایی کمبودهای خوشون مشغول شدن

کاش کسی بیاد که

بی چشم داشت و پر کردن جیب خودش

برای این ملت  کار کنه .....

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٠/٩ | ۳:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ما که این همه برای عشق

آه و ناله ی دروغ می کنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

که بی دریغ

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم؟


قیصر امین پور

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٤ | ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کاش می شد آدم ها رو مثل اسکناس

جلوی نور گرفت و واقعی هاشو تشخیص داد ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٩ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هر که در عشق سر از قله بر آرد هنر است

همه تا دامنه کوه تحمل دارند .....

 

مژگان عباسلو




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٩ | ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است

« امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است »


تا لحظه های پیش دلم گور سرد بود

اینک به یمن یاد شما جان گرفته است


در آسمان سینه ی من ابر بغض خفت

صحرای دل بهانه ی باران گرفته است


از هرچه بوی عشق تهی بود خانه ام

اینک صفای لاله و ریحان گرفته است


دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید

امشب سکوت پنجره پایان گرفته است


امشب فضای خانه ی دل سبز و دیدنی است

در فصل زرد، رنگ بهاران گرفته است ...



زنده یاد سلمان هراتی 1364

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۳۱ | ٧:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ذلت نپذیریم وبه آن تن ندهیم                حتی وجبی زخاک میهن ندهیم

اندیشه ی باطلی ست ترفند نفوذ         ما فرصت سرکشی به دشمن ندهیم

 

مرتضی برخورداری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٦ | ٢:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آن عشق که در پرده بماند به چه ارزد؟

عشق است و همین لذت اظهار و دگر هیچ !!!

 

شفایی اصفهانی

 

 

سالروز ورود آزادگان ، بعد از سالها مبارک



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٦ | ٢:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()


اﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ .

ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ ! . . .

ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ ؛

ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ . . .

 

افلاطون

 

 

استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است.



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٦ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

برای غواصانی که دست بسته زنده به گور شدند



نه سودای مروارید به سرمان بود

نه صیدِ پریانِ دریایی

که می گفتند

بوسه هاشان

انسان را

عمرِ جاودانی می دهد.



آماده ی مُردن

در دلِ دریاها بودیم

بر صخره های فرش شده

با مرجان و صدف

و شالی از رنگین کمانِ ماهی ها

دور گردن هامان.

 


گرهِ این مشت های استخوان شده

شهادتِ شهامت مانند

وقتی شانه به شانه ی هم

در گودالی بودیم

و زمینِ زیرِ پامان

از نزدیک شدن لودرها می لرزید.



ما را نمی شود

در این تابوت های کوچکٍ چوبی جا داد .....

ما موج های زنده ی اَروندیم

که با هیچ قطعنامه ای

آرام نمی گیریم.

 

یغما گلرویی

 

 

شهید حسن فتاحی معروف به حسن آمریکایی

بیسیم چی گردان غواص لشگر امام حسین

معروف به حسن سر طلا

در عملیات کربلای 4 به شهادت رسید ، پیکرش هنوز هم برنگشته است

این آخرین عکس حسن است....



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢٥ | ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مصدق در دادگاه لاهه

مصدق وارد شد و رفت روی صندلی نماینده انگلستان نشست!

هر چی نماینده انگلیس بالا و پایین دوید و داد و بیداد که اینجا جایگاه ماست

و شما باید اونطرف بشینی, مصدق بی اعتنا دستش رو روی میز گذاشت و

سرش رو روی دستش!

همه از این حرکت مصدق حیرت زده بودن!!

تا اینکه قاضی وارد شد و نماینده انگلیس با تظلم خواهی به این حرکت مصدق

اعتراض کرد! قاضی از مصدق توضیح خواست و مصدق سرش رو بلند کرد و گفت:

جناب قاضی من تنها چند دقیقه بر جایگاه این انگلیسیها نشستم و

اینها اینچنین برافروخته اند!!

پس ملت من چه باید بگویند که اینها عمریست در سرزمین و جایگاه آنها چمبره زده اند

و نمیروند!!

پاسخ زیبا و ویرانگر مصدق چنان تا پایان دادگاه بر فضا سیطره پیدا کرده بود که در نهایت

رای به نفع ایران صادر شد و نفت ایران ملی گشت!

.

.

.

بعدها خبرنگاری از "چرچیل" پرسید آیا از خود زیرک تر و سیاستمدار تر میشناسید؟

و چرچیل پاسخ داد:

فقط یک ایرانی هست که استاد من در سیاست است "مصدق" !

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱٥ | ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یادش بخیر

نگاهم داغدار شده است؛

تــو را به وسعت یک تماشــای سیـــر

کم دارم ...

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱٤ | ٢:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یادش بخیر

بچه بودم اما ، اون روز رو یادم نمیره

یه غرور و خوشحالی خاصی داشت

یه افتخار بود، اونم آزاد سازی خرمشهر

شاید تو بچگی ، مثل یه رویا بود برام

اما غرق شادی بودیم ...

و شاید اگه نبودند محمد جهان آرا ها

امروز جایی رو ، حتی برای وبلاگ نویسی نداشتیم

روح بلند  مردان سرزمینم ، شاد

 

دانلود ممد نبودی ببینی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢ | ٩:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سلام بر آنهایی که از همه چیز گذشتند تا ما به هر چه میخواهیم برسیم

سلام بر آنهایی که قامت راست کردند تا قامت ما خم نشود

سلام بر آنهایی که به نفس افتادند تا ما از نفس نیافتیم

سلام بر آنهایی که رفتند تا ما بمانیم

ســلام بـر مـــردان خــدا

سلام بر شهدا ...

 

22 اسفند ، روز شهید



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چه لیاقتی می خواهد شهادت....

  شهید گنجی خطاب به شهید آوینی گفت:

«حاج مرتضی! دیگر باب شهادت هم بسته شد».

شهید آوینی در جواب گفته بود:

نه برادر،

شهادت لباس تک‌ سایزی است که باید تن آدم به اندازه آن در آید،

هر وقت به سایز این لباس تک

سایز درآمدی، پرواز می‌کنی، مطمئن باش.

 

کجایند شور آفرینان عشق

 

22 اسفند ، روز شهید



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مادر گفت: حالا که عصای دستم شدی کجا میری؟

با لبخند جواب داد: تو دنیا عصای دستتون بشم بهتره یا آخرت؟

مادر با اشک آخرت رو انتخاب کرد.

شهیدش رفت و دیگر برنگشت........

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۸ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خیلی وقتا فکر می کنم منی که  با انقلاب بزرگ شدم

 زیاد خوشی تو زندگی ندیدم،بچه بودیم ها ، اما

 چون واقعه مهمی بود و هر روز و هرسال برامون تکرار می شد

خیلی چیزا به خاطرمون موند

باهاش خندیدیم ، و جشن گرفتیم

باهاش جنگیدیم و شهید دادیم

باهاش موندیم و غر نزدیم

زیر لب شاید چیزایی می گفتیم از سختی ها

اما هیچ وقت جا نزدیم ، هیچ وقت ...

مردم همیشه بودند ، همیشه خدا

اما امان از دست بعضیا

اونایی که شدند خواص و به این مردم خیانت کردند

اونایی که از پشت خنجر زدند و هیچ وقت هم حیا نکردند

حتی بعضیاشون که دیگه انقلاب رو مال خودشون می دونستند و

از غارت بیت المال هم ترسی نداشتند،

خیلی ها تو این سی و شش ساله اومدند و رفتند

بعضیا برا خدمت و بعضیا برا قدرت و پر کردن جیب خودشون

اما اونی که موند و همیشه انقلابی اصیل بود

همین مردم بودند

امام نیست ، اما راهش همیشه ادامه داره ......

دوسری عکسهای دیدنی از انقلاب بود ، حیفم اومد شما هم

این خاطرات رو نبینید

عکسهای دیده نشده از انقلاب با عکاسی آلفرد یعقوب زاده

عکسهای دیده نشده از انقلاب با عکاسی عباس مگنوم

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٢ | ٩:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یار دبستانی من با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش

خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه

کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه

یار دبستانی من با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

 

منصور تهرانی

 

دانلود   یار دبستانی من با صدای فریدون فروغی



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ | ٦:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خیلی زود با هم برادر شدیم ....

هنوز هم ستاد تفحص شهدا داریم و شهید گمنام

 

 

 

مرغان که کنون از قفس خویش جدایید

رخ باز نمایید و بگویید کجایید

کشتی شما ماند بر این آب شکسته

ماهی صفتان یکدم از این خاک بر آیید

                                                                              مولانا



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۳۱ | ٧:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دل من ، پشت سرت

کاسه آبی  شد و ریخت

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۳۱ | ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

زن ها همیشه دسته گلی آب داده اند

اینجا به رود کرخه و آنجا به رود نیل

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۳٠ | ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

برا چی اینجوری نگاه می کنید ؟

همش که نمیشه عکسای طبیعت و زیبا

آخه دیروز بد جا ،پارک کردم جریمه شدم ، تا رسیدم داشت برام می نوشت و نشد

هر چی گفتم جناب سرگرد ، نشد که نشد

تازه نزدیک بود ده تومن هم بیشتر بنویسه ، که چرا مسخره اش می کنم

تاه فهمیدم ای بابا جناب سروان بوده و به خیالش منم داشتم اذیت می کردم

اما من هنوز نمی دونم چرا به  قذافی با اون همه یال و کوپال می گفتند سرهنگ قذافی !!!



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢ | ٢:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سالها چشم براهتان بودیم

هر چند 24 سال گذشته است  ، اما باز خنده بر لب داریم

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٦ | ٩:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وقتی اسم جبهه میومد و اون همه از خود گذشتگی

وقتی یاد اون دلیر مردای ایرانی می افتیم

که دل ،چه عرض کنم ، خون و جونشون رو برا وطن و بودن ما

چه عاشقانه فدا کردند

یاد چفیه می افتم

یه پارچه

یه تیکه دستمال

که چقد بودنش برامون قداست داره و با ارزشه

تو جبهه هم میگن ،دستمال همه کاره بوده ،

از عرقچین گرفته تا زخم بند جای گلوله

از حوله صورت خشک کن بچه بسیجیا گرفته تا زیر انداز نماز یه رزمنده

اما چی به سرمون اومده

که دارن همون پارچه، نماد پایمردی و ایثار رو

به عنوان دستمال چند منظوره بهمون می فروشند

مسئولین که خوابند ، اما به حرمت اون همه رشادت

به حرمت اون خونهای ریخته شده به خاطر ایران عزیز

به حرمت اون همه جوون پر پر شده

نخرید ، خودمون تحریمش کنیم!!

تا دفعه بعد ، کسی جرات توهین به رشادتهای ایرانی رو نداشته باشه

 

چفیه یه دستمال نیست ، نشون هشت سال رشادته ،

نشون مردونگی شیر زن و شیر مرد ایرانیه



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢۱ | ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ