یکی نزد حکیمی آمد و گفت:

خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیبت و بدگویی کرده

حکیم با تبسم گفت:

او تیری را بسویم پرتاب کرد که به من نرسید؛

تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی؟

یادمان نرود هیچوقت سبب نقل کینه ها و دشمنی ها نباشیم .....

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۳ | ۳:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

» پیر « شدن ...

به سن نیست ...!!!

به این است ...

که ...

» ورزش « نکنی ...

» کتاب « نخوانی ...

» عاشق « نشوی ...

» هدیه « ندهی ...

» محبت « نگیری ...

» مهمانی « نروی ...

» سفر « نکنی ...

» پیر « شدن به این است ...

که ...

» آرزوهایت « ...

را ...

گم کنی ...

» رویاهایت « ...

را ...

دنبال نکنی ...

» پیر « شدن به این است ...

که ...

با دیگران همدردی نکنی ...

» پیری « ...

به سن نیست ...

به » کیفیّت دل « است ...!!!

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۳۱ | ٤:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مهمترین کارى که یک پدر مى تواند براى فرزندانش انجام دهد


این است که، عاشقِ مادرشان باشد...!

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٢ | ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بزرگی می گفت :

هیچوقت بابت عشق هایی که نثار کسانی کردید و بعدها

به این نتیجه رسیدید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبودند،

افسوس نخورید .

شما آنچیزی که باید به زندگی ببخشید ، بخشیدید.

و چه چیزی زیباتر از عشق.

عشق تماما" انرژیست که در کائنات ماندگار خواهد بود.

و در نهایت،

هر رنجِ دوست داشتن یک صیقلی ست بر روح .

با هر تمرین دوست داشتن، روح زلال تر میشود و

بخشیدن سهل تر و فراموش کردن ساده تر.

و هر بار بیشتر می آموزیم که دوست داشته باشیم بی دلیل

و این یعنی رسیدن به آرامشی بی انتها.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٧ | ٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دوستی می گفت :

وقتی میخواهند عاشقانه بنویسند :

تصویری نیمه عریان را به متن اضافه می کند .

وقتی میخواهند عشق را تعریف کنند :

از برهنگی مانکن های غربی استفاده می کنند .

وقتی میخواهند به دیگران نشان دهند عاشق شده اند :

دختری را با نگاه های هوس آلود انتخاب می کنند .

معلوم نیست عاشق ها ،بی حیا شده اند یا بی حیا ها عاشق . . . ! ! !

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٥ | ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ابتکار ارثی نیست،

بلکه نظمی است که می توان آن را یاد گرفت.


  آنتونی رابینز

قابل توجه مادرانی که دارند جهیزیه برا دختراشون می خرند



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٩ | ٥:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

و چه زیبا گفته است جبران خلیل جبران :

با هم باشید،اما بگذارید در با هم بودن شما فاصله ای باشد.......

و بگذارید نسیم در میان شما بورزد.......

یکدیگر را دوست بدارید،اما از عشق زندانی برای یکدیگر نسازید...

بگذارید عشق ،جایی،در ساحل روحتان باشد.....

پیمانه های یکدیگر را پر کنید،اما از یک پیمانه ننوشید.....

از نان خود به یکدیگر ارزانی کنید،اما از یک قرص نان نخورید...

با هم بخوانید و برقصید و شادکام باشید،اما به حریم تنهایی یکدیگر تجاوز نکنید...

همچون تارهای عود باشید که جدا از هم اما با یک نوا مترنٌم میشوند....

قلبهایتان را به هم هدیه کنید،اما یکدیگر را به اسارت در نیاورید،

زیرا تنها دستان زندگی است که بر قلبهای شما حاکم است....

در کنار یکدیگر باشید،اما نه چندان نزدیک،

زیرا ستونهای معبد دور از هم قرار دارند...

و درخت بلوط و سرو در سایه یکدیگر رشد نمی کنند....

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

با یار به گلزار شدم رهگذری

بر گل نظری فکندم از بی‌خبری

دلدار به من گفت که شرمت بادا

رخسار من اینجا و تو بر گل نگری؟!!

مولانا



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٩ | ٦:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چو وا نمی کنی گره ای ، خود گره مباش

ابرو گشاده باش ، اگر دستت گشاده نیست

                                                                 صائب تبریزی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٠ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد

به زودی موفق میگردد

ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد

و این مشگل است

زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.

مونتسکیو



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢۸ | ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اگر دو ماه شیفته‌ی دیگران باشید،

دوستان بیشتری به دست خواهید آورد،

تا اینکه دو سال بکوشید دیگران را شیفته‌ی خود کنید .


دیل کارنگی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢۸ | ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه

ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان

که دل اهل نظر برد که سریست خدایی

پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند

توبزرگی و در آیینه کوچک ننمایی

حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان

این توانم که بیایم به محلت به گدایی

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت

همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی

روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا

در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن

تا به همسایه نگوید که تو درخانه مایی

سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد

که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی

خلق گویند برو دل به هوای دگری ده

نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

سعدی علیه الرحمه



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٩ | ۸:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ