اهل آرامش که شدی

شاد کردن دیگران

بیشتر از شاد بودن خودت

به دلت می چسبد،

و از این کار حال خوشی پیدا می کنی!

از درون به خود می بالی!

ارزشمندتر از همیشه ات

می شوی!

به این نقطه که برسی

آرامش وجودت را فرا می گیرد،

آرامشگر

می شوی!

نه به راحتی می رنجی

و نه به آسانی می رنجانی!

آرامش

سهم دل هایی ست که نگاه شان به خداست ...

 


 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٧ | ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شیخ بهائی می گوید :

آدمی هرگز از زبان مردم آسوده نیست

اگر بسیار کار کند می گویند احمق است .

اگر کم کار کند می گویند تنبل است .

اگر مال خود را به دیگران ببخشد می گویند افراط می کند .

اگر جمع گر باشد و خیرش به کسی نرسد می گویند بخیل است .

اگر ساکت و خاموش بماند می گویند لال است

و اگر زبان آوری کند می گویند پر گو است .

و لذا باید

پیرو حق بود نه دنباله رو زبان مردم.

 

نمایی زیبا از عمارت باغ دولت آباد یزد



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/٢٢ | ٥:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هدیه ام از تولّد

گریه بود

خندیدن را

تو به من آموختی.

سنگ بوده‌ام

تو کوهم کردی

برف می شدم

تو آبم کردی

آب می شدم

تو خانه ی دریا را نشانم دادی.

می دانستم گریه چیست

خندیدن را

تو به من هدیه کردی.



شمس لنگرودی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٧ | ٤:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﭘﯿﺸﻜﺶ ﻣﯿﻜﻨﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ...

ﺍﺯ ﺩﻝ ﺷﻜﺴﺘﻦ ﺑﯿﺰﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺗﻤﻨﺎﻱ ﺁﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﻟﯽ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﻧﺪ....

ﺁﻧﺎﻧﻜﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﺁﻓﺮﯾﻨﻨﺪ، ...

ﻭ ﺑﺮﺁﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﻞ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻧﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ...

ﺁﻧﺎﻧﻜﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺎﯾﺪ ﻧﺘﻮﺍﻧﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﯽ ﺍﻣﺎ

ﻋﻤﯿﻘﺎً ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ ...

ﺭﻭﺯ ﻭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻫﺮﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﻟﻨﺸﯿﻦ ﺍﺳﺖ

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢٩ | ٩:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ای که می‌پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟


منزل او در دل‌ست، اما ندانم دل کجاست


هلالی جغتایی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۳٠ | ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما

پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل

وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

 

دیوان شمس ،مولانا

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢۸ | ۱:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خدایا چه آسان می توان تو را دوست داشت ،

بی هیچ تکلف و بهانه ای

بهشت شاید همین نزدیکیها باشد  ،

وقتی فرشته ها برای شنیدن نام تو از دهان بندگانت  ،

از پله های عرش پایین می آیند.....

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢٧ | ٦:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دل

قصر عاطفه هاست

اگر یاد خوبان زینتش نباشد ،

ویرانه ایست تاریک ....

 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۸ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشقبازی به همین آسانی ست...

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حرّاج کنی

رنجها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آنها بزنی

 

مجتبی کاشانی

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٥ | ٧:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٤ | ٥:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عارفی پرسید:

دوست را چون دوستش داری نیازش داری؟

یا که چون نیازش داری دوستش داری؟

گفتم:

 چون دارمش بی نیازم ...خیال باطل

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٩ | ۸:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
تا در طلب گوهر کانی، کانی
 
تا در هوس لقمه ی نانی، نانی

این نکته و رمز اگر بدانی، دانی
 
هر چیز که در جستن آنی، آنی
 
دیوان شمس  مولانا


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٤ | ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

 

 زیر این

سقف های بی باران

با نگاهت،

که طعم باران است !!

مزه ی عشق را

به من بچشان ...



  صادق رحمانی

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢ | ٩:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

در زندگی

نیازی به کاشت بذر اختلاف نیست

اختلاف به قدر کافی

خودرو هست !!!!



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٦ | ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در غروب عرفه ات ،

در دلتنگی های مدام روزانه ام

و در حسرت ، دیدار خانه ات

و هروله ، در سعی و صفایت

و احرام سفید ، وارستگی پوشیدن

دلم را برای قربانی تمام آز و نفسهایم

به پیشگاهت آوردم

مگر در این غروب عرفه ، ابراهیم

ولوله ،قربانی کردن اسماعیلش را نداشت ؟

مگر نه اینکه ، او را در امتحان نبوت ، مقام امامت دادی ؟

به حق سربلندی ابراهیم و نجابت اسماعیل

و به حق آخرین منجی دنیایت ، مهدی موعود 

تمام بدیهایمان را قربانی کن ،

بگذار تا سر ببرم ، تمام شیاطن های وجودم را

بگذار پاک شوم در مسلخگاه عشق

و دست بشویم از تمام وابستگی های دنیایت

جز تو چه می خواهم

ای خدای کعبه و عرفات

پویا

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٢ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پیری برای جمعی سخن می راند،

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند....

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:

وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،پس چرا بارها و بارها به

گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۸:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چو وا نمی کنی گره ای ، خود گره مباش

ابرو گشاده باش ، اگر دستت گشاده نیست

                                                                 صائب تبریزی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٠ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خیلی حرف معنی دار و قشنگیه

یه حرف نابه

بعضی وقتا باید چیدنی نباشی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٤ | ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

زندگی را زیبا تر کن 

گاهی با

ندیدن ،نشنیدن ونگفتن

زندگی فقط مال ما نیست به همه تعلق دارد

پس زندگی را برای همه زیباتر کنیم.

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٢ | ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هنوز هم مثل سابق مهربانم

اما کسی صدایم نمی کند مهربانم !!

خدایا یه دل مهربون ، بیشتر ازت نمی خام.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٧ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ