رفتی،

گفتی:

دیدارمان به قیامت!!

اما نفهمیدی

قیامت من

حالاست

که تو، رفته ای .....


رضا تنها

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٦ | ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آقا؟

اگر می خواهی از بانویت عکس بگیری

نگو لبخند بزن ...

بگو «دوستت دارم»

و ببین لبخندش

چقدر قشنگ تر می شود ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٠ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

می خواهمت ولی،

دوری؛ خیلی خیلی دور،

نه دستم به دستانت می رسد؛

نه چشمانم به نگاهت ...

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱۸ | ۸:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
خاطری گر نظرم هست همه خوبی توست

حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست  .....

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱٧ | ۸:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

این جای خانه،

باید دیوار می شد

پنجره شد اما ...

تا عمری،

به تماشای راه رفتنت بنشینم!


بهمن فاطمی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٧ | ٧:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در تمام عمر منتظر عاشق شدنیم

عاشق که می شویم یادمان می رود این انتظار را ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٤ | ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سر به راه بودم و یک عمر نگاهم به زمین

آمدی سر به هوا چشم به راهم کردی ......



پانته آ صفایی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٢۳ | ۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همه به دیدن دریا می روند ،

و من فکر می کنم چقدر دلش می گیرد ساحل . . .

 

سید حسین متولیان

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱٢ | ۳:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از لبت آتش بریزد از رخت هم شیطنت...

آمدی تا روزه ام را کله گنجشکی کنی...؟

 

سمیه یزدانی

 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٦ | ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کاش آدم ها یکم جرات داشتن …

گوشی رو برمیداشتن و زنگ میزدن و میگفتن :

ببین ؛ دلم واست تنگ شده ،

واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم … ! نیشخند

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۳ | ٤:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شبیه کسی که گمشده ای دارد

در خیابان های این شهر

شبیه کسی که پر شده از بغض های فرو خورده

خیس زیر باران

شبیه کسی که تو را میخواهد و نداردت

شبیه یک آرزوی مانده در خیال

کودکی کال

شبیه دل دل بی وقفه ی گنجشککی برای

اولین پرواز

شبیه یک عاشقی پنهان و بی صدای

طولانی

شبیه بی قراری لحظه دیدار

شبیه اضطراب آخرین برگ مانده

بر شاخه پائیز

شبیه سکوتی که فریاد میزند نام تو را

شبیه چک چک خاطره از بام یاد

شبیه پیچش عطر رازقی در شب های خرداد

شبیه تنها مهلت بخشش محکوم بی گناه

.

.

.

.

نه شبیه هیچ چیز هیچ کس

تو را دوست دارم....


نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱٩ | ۸:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اگر مجبور باشم انتخاب کنم

بین دوست داشتنت یا نفس کشیدن

از آخرین نفسم استفاده می کنم

تا به تو بگویم دوستت دارم ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱٩ | ۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چه از تو دورم کرده‌اند کلمات !

کاش جای این‌ همه شعر

فقط نوشته بودم :

دوستت دارم !

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٩ | ۳:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من به هفت زبان زنده ی دنیا

 دوستت  دارم!

عمرم اگر کفاف دهد،

به زبان های از یاد رفته هم،

 دوستت خواهم داشت ...

 

مجید شفیعی

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢۳ | ٩:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

خستگی را

    آغوش ِ تو در می‌کند 

    وقتی نیستی،

  عجالتا چای می‌خوریم

   چه کنیم؟؟؟؟



 

                  علیرضا روشن

 

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢۱ | ۸:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

 

بـاد را بگو :

  آرام بـگیرد،

   مـدتهاست

   بـی واسطه

   دوسـتت دارم !!!

 



                             نیلوفر ثانی

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۱٩ | ٩:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ای کاش نرفته بودی

ای کاش دست به دست آن راه

نداده بودی

سفر نکرده بودی

ای کاش وقت ِما

در تماشای ِعشق

صرف میشد

نه در انزوای ِخاموش تنهایی

ای کاش زندگی را

جدی میگرفتیم

مثل نگاه ِقمری به اهل خانه

و دمیدن بهار

از ترک های دیوار

مثل نفس های ِشوق

مثل تب و تاب دریا

ای کاش تو بودی ...

ای کاش ....


نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۱٧ | ٩:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من همین یک دانه دل دارم ، بفرما بشکنش ..

کوزه ای از آب و گل دارم ، بفرما بشکنش ...

» تو « سبوی آرزوهای مرا بشکسته ای ...

هرچه بادا باد ، این هم دل ، بفرما بشکنش ...

 

از ؟

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٦ | ۸:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم بهانه‌گیر شده

زندگی می‌خواهد

عشق می‌خواهد

سفر می‌خواهد

هوای تازه می‌خواهد

قشنگی می‌خواهد

نه

هیچکدام از اینها را نمی‌خواهد

خوب من...

دلم تو را می‌خواهد.....

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢٤ | ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﻋﻘﻞ ، ﺩﺭﺱ ﺣﺬﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ، ﺑﻪ ﺩﻝ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ

ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﮔﻔﺖ ﺩﻟﻢ : ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ﺍﺳﺘﺎﺩ  !!!

 

سعید سلیمان پور

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢۳ | ٥:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بیا رو در رو حرف بزنیم

نه نسیم باشد

و نه پرستو

و نه قاصدک کوچک حیاط خانه

من باشم

و تو

و حرفهای درگوشی

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢۱ | ٧:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

میدانم ...

روزی می آیی ...

» عاشقانه هایم « ...

را ...

مرور میکنی ...

خجالت زده از احساسم ...

آرام آرام ...

» اشک « می ریزی ...

و ...

میروی ...

» یادت « باشد ...

روزی می آیی ...

و ...

مرا هرگز پیدا نمیکنی ...!!!

 

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۱٥ | ٩:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از نگاهت تا دلم

رنگین کمان گل می کند

با تو باید

مثل باران حرف زد ....

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۸ | ۸:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کاش باران بودم

و غم پنجره را میشستم

و به هر کس که پس پنجره غمگین مانده

از سر عشق ندا میدادم

پاک کن پنجره از دلتنگی

که هوا دلخواه است

گوش کن باران را

که پیامی دارد :

دست از غم بردار

زندگی کوتاه است

باز کن پنجره را

روز نو در راه است...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٦ | ٧:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حافظه، برای عتیقه کردنِ عشق نیست،

برای زنده نگه داشتنِ عشق است.

اگر پرنده را به قفس بیندازی،

مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی و پرنده ی قاب گرفته،

فقط تصور باطلی از پرنده است.

عشق، در قاب یادها، پرنده ای ست در قفس.

مِنت آب و دانه بر سر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش ...

عشق، طالبِ حضور است و پرواز، نه امنیت و قفس ...



از کتاب یک عاشقانه ی آرام-  نادر ابراهیمی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | ۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حواســــم را هرکـــجا که پــرت می کـــنم

باز هـــم کـــنار تـــو می افتد !

تو آنجـــا

و من اینجــــا ...

انگــار همه راست می گفـتـنـد :

تو کـــجا و من کـــجا ...؟!!

 عباس رزاقی




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٢ | ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شاید ...

اگر » انگشتانت « ...

حرفهای » انگشتانم « ...

را ...

می شنید ...

» عاشقم « میشدی ...!!!

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۱ | ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کاش

دلت سواد داشت ..

نوشته های دلم را می دید

بعد به تو میگفت

تا

بفهمی !!!!


رضا تنها

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٠ | ٦:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاهی میان مردم

در ازدحام شهر،

غیر از تو هرچه هست فراموش می کنم ...



فریدون مشیری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٩ | ۸:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سر به زیر و ساکت و بی دست و پا ، میرفت دل ...

یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد ...

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱ | ٥:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چتر نمی خواهد این هوا ؛

تو را می خواهد …

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٤ | ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تو ... تو با من چه کرده ای که از یادم نمی روی ؟!

دیر آمدی ... درست !

پرستار پروانه و ارغوان بوده ای ، درست !

مراقب خوانا ترین ترانه از هق هق گریه بوده ای ، درست ‍!

رازدار آواز اهل باران بوده ای ، درست !

خواهر غمگین ترین خاطرات دریا بوده ای ، درست !

اما از من و این اندوه پرسینه بی خبر ، چرا ؟



  سیدعلی صالحی

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٧ | ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

با عشق،

سیب هم طعم دیگری ست...


سهراب سپهری

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٦ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حالا که آمده‌ای

چترت را ببند

در ایوان این خانه

جز مهربانی نمی‌بارد



محمد رضا عبدالملکیان

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۳٠ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کفشی خریده ام ...

نه برای رفتن ...

برایت می فرستم که برگردی!

سینا به منش

 

 

خدایی داری سلیقه رو !! برگرد دیگه نیشخند



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٧ | ٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تا ...

بر میدارمش ...

از ...

» تو « می نویسد ...

مانده ام ...

این ...

» خود نویس « است ...

یا ...

» تو نویس « ...!!

 

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٤ | ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

جاده لحظه به لحظه با من می آید ...

گویی کنجکاو است که برای دیدار چه کسی چنین بیتابم 

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٤ | ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

به تـــ ــــو بدهکارم
دست کم یک جان برای هر لبخندت ....

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٤ | ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هرکس، هر چیزی را عاشقانه بخواهد

به آن می رسد ...



سیمین دانشور

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٢ | ۳:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق یعنی...

یه طوری نیگاش کنین انگار آدم قحطیه ...!

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢۱ | ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

از من مپرس تو را چقدر دوست دارم ...

اگر بگویم به اندازه دنیا .. نیست ..

من تو را به اندازه یک قطره آب دوست دارم ...

وقتی محتاجش شدی ... میفهمی !



احمد باتمان



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٠ | ٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یک روز

بلکه پنجاه سال دیگر

موهای نوه‌ات را نوازش می‌کنی

در ایوان پاییز

و به شعرهای شاعری می‌اندیشی

که در جوانی‌ات عاشق تو بود.

شاعری که اگر زنده بود

هنوز هم می‌توانست

موهای سپیدت را

به نخستین برفِ زمستان تشبیه کند

و در چینِ دور چشمانت

حروفِ مقدس نقر شده

بر کتیبه‌های کهن را بیابد.

یک روز

بل‌ که پنجاه سال دیگر

ترانه‌ی من را از رادیو خواهی شنید

در برنامه‌ی "مروری بر ترانه‌های کهن" شاید

و بار دیگر به یادخواهی آورد

سطرهایی را

که به صله‌ی یک لب‌خند تو نوشته شدند.

تو مرا به یاد خواهی آورد بدون شک

و این شعر

در آن روز

تازه‌ترین شعرم برای تو خواهد بود.

یغما گلرویی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٩ | ٤:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تا دیروز فکر می کردم

تمام قله های جهان را می توانم فتح کنم

اما

تازه امروز فهمیدم

چه نفس گیر است

بالا رفتن از پله های خانه ای که

تو در آن نیستی....



پریسا سمیعی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٤ | ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آعــــوش ِ تـــــو چقــــــدر می آیــــد بــه قــــامتـم

در آن بـــه قـــــدر پیـــــــرهن ِ خــــویش راحتـــــم



علیرضا بدیع

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٢ | ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کـافـی سـت حـرفِ تـو بـاشـد

هـیـچ واژه ای

روی پـایـش بـنـد نـمـی شـود

راهـش را مـی گـیـرد وُ

تـا دوردست عـطـر تـو

پـروانـه مـی شـود

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٠ | ۱:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

قهرم!

با دنیایی که بینمان فاصله ای به درازای حسرت “ندیدن تو” گذاشت!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٩ | ۳:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چرا دیوونگی نسبت به حساب نمیاد؟

مثلا بگن تو چه نسبتی باهاش داری؟

منم بگم دیوونشم . .

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٩ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاهی ...

» خوب « هستم ...

گاهی » بد « ...

میانگین ...

که ...

بگیری ...

بی » تو « ...

هیچم ...

هیچ ...

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٧ | ٢:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یک نفـــــــــر در هـمین نزدیکــی هـــــــــا

چــیزی

به وسعت یک زنــدگی بـــــــــرایت جـــــــــا گذاشته است

خیالـــت راحت بـــــــــاشد

آرام چشمهـــــــــایت را ببــند

یک نفـــــــــر برای همه نگرانـــــی هایت بیـــــــــــدار است

یک نفـــــــــر که از همه زیبایی هـــــــــای دنیــا

تـنهــــــــــا تـــو را بـــــاور دارد

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٥ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تمامِ فکر‌هایم را کرده ام

بهترین راه همین است که یک شب زلزله‌ای بیاید

قاره ی من را به قاره ی تو نزدیک کند

همان شب من تنها جاده‌ ی مانده تا رسیدن را بدوم

و بدوم

و بدوم

صبح تو را کنارِ خانه جنگلی‌ کوچکی ببینم

که بی‌قرارِ آمدنِ من ایستاده ای

با سرِ انگشتان مردانه ات موهایِ سیاهم را پشتِ گوشم بزنی‌

و با مهربانی بپرسی‌

صبحانه نانِ محلی می‌خوری با پنیر و گردوی تازه؟؟



نیکی‌ فیروزکوهی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٥ | ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاه آدم، خود آدم، عشق است.

بودنش عشق است.

رفتن و نگاه کردنش عشق است.

دست و قلبش عشق است.

در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی.

بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده .

شاید نخواهی هم .

شاید هم بخواهی و ندانی .نتوانی که بدانی .

عشق ،گاهی همان یاد کمرنگ سلوچ است

و دست های به گِل آلوده ی تو که دیواری را سفید می کنند.



جای خالی سلوچ/ محمود دولت‌آبادی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۳ | ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کوچه بن بست یعنی ،

از یک جای قصه به بعد پرواز کنی.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢۸ | ٧:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاهی وقت‌ ها دلت می‌ خواهد با یکی مهربان باشی

دوستش بداری و برایش چای بریزی

گاهی وقت‌ ها ، دلت می‌ خواهد یکی را صدا کنی

بگویی سلام ، می آیی قدم بزنیم ؟!

گاهی وقت‌ ها دلت می‌ خواهد یکی را ببینی

شب بروی خانه بنشینی ، فکر کنی و کمی برایش بنویسی

گاهی وقت‌ ها ، آدم چه چیزهای ساده‌ ای را ندارد ...!

 

افشین صالحی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٦ | ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

زندگی ذره کاهیست ، که کوهش کردیم

زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم

زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،

زندگی نیست بجز دیدن یار ،

زندگی نیست بجز عشق ،

بجز حرف محبت به کسی ،

ورنه هر خار و خسی ،

زندگی کرده بسی ،

زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،

دو سه تا کوچه و پس کوچه و

اندازه ی یک عمر بیابان دارد .

ما چه کردیم و چه خواهیم کرد

در این فرصت کم ؟!



سهراب سپهری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٥ | ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وقتی جای چیزی امن است

کمتر سراغش را میگیری

مثل یاد تو

در دل من...

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٥ | ٧:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من " ارگ بمم" خشت به خشتم متلاشى !


تو "نقش جهان" هر وجبت ترمه و کاشى!


درهرنفس اینست دعایم همه جانا :


" در زیر و بم زندگى آزرده نباشی "

حامد عسگری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٤ | ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق یک عکس یادگاری

یا یک مزاح شش ماهه یا یک ساله نیست

واقعیت عشق در بقای آن است

و حقیقت عشق در عمق آن …

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٤ | ٦:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دل‌تنگ‌ترین منظره در عالم پرواز

مرغی‌ست که در کنج قفس بال گشوده‌ست ...

 

سیدحسن حسینی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٦ | ٧:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تازه فهمیدم که حافظ در چه دامی شد اسیر

با نگاهت، خنده ات، مویت، شکارم کرده ای



مهدی ذوالقدر

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٦ | ٦:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

 

 

بگذار

نگاهمان

در عصری پاییزی

وقوع یک حادثه باشد

تا حافظه ی این شهر

لبریز از

حادثه ی عشق شود

 

 

نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٥ | ۸:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یک همیشه یک است،

شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عددباشد

اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد،

یک خاطره ، یک نگاه، یک دوست ...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٥ | ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

 

 

 

در این پاییز

دلم

اگر برای “تو”

تنگ میشود

ببخش!!

روزم،

اینگونه قشنگ میشود!

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٤ | ٤:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عمریست دلم چو صید دربند شده ...

ای دوست مگر قیمت دل چند شده ؟..

سنگین شده سایه ات کجایی نکند ...

یارانهٔ عشق هم هدفمند شده ؟..

؟

 





تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٢ | ٩:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

دل به او دادم 

که نامش را بدوزد روی آن

او ولی

با سوزن آن را

دور دوزی کرد و رفت ...



  احسان پرسا

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱۱ | ۸:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گیرم که باران هم آمد…

همه چیز را هم شست…

هوا هم عالی شد…

فایده اش برای من چیست؟

هوای دل من بی تو پس است

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٠ | ٧:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مثل باغی از انار

در میانه ی خزان

گونه ات رسیده است ...



  مصطفی حسن زاده

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٩ | ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از من

تنها

تو مانده ای  ....


شمس لنگرودی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٩ | ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همیشه دور نما ها

خواستنی ترند

مثل سراب

مثل فردا

مثل تو . . .

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٧ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ای یار دوردست که دل می بری هنوز

چون آتش نهفته به خاکستری هنوز

هر چند خط کشیده بر آیینه ات زمان

در چشمم از تمامی خوبان ، سری هنوز

  حسین منزوی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٧ | ٥:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

این پاییز

به اعتبار گرمی دست هایت

دنباله رو بهار میشود

حالا میبینی

درخت ها به یلدا نرسیده...

شکوفه میدهند


نیلوفر ثانی   پاییز93

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۳ | ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فاصله ها دروغ هستند

وقتی مهربانی تو از دور هم احساس می شود

اما ......

اما کاش

این فاصله ها

خالی از فاصله بود!!!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۳ | ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گفتم به هیچ کس دل خود را نمی دهم

اما دلم برای همان هیچ کس گرفت



فاضل نظری



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢۸ | ۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گویند دل به آن نامهربان مده

دل آن زمان ربود که نامهربان نبود ..



  میر اصلی قمی



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٤ | ٧:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

برایم گوش ماهی بیاور؛

گوشم از حرف آدمیان پر است؛

یک پیاله صدای دریا؛

کافی است ...

                                                                                  ؟




تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٦ | ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم برای تو تنگ است

و این را نمی توانم بگویم

نمی توانم بگویم

مثل باد که نمی تواند حرف بزند

یا درخت ها که خاموشند

یا شکوفه های سیب . . .

با این همه

گلها می شکفند

و درختها سبز می شوند

و من هم به زندگی ادامه می دهم . . .

چیستا یثربی


یزد  با آسمانی آبی

قدیمی ترین میدان ساعت شهری در ایران

قدیمی ترین ساعت شهری ایران در میدان وقت الساعت یزد نصب شده است. این ساعت آفتابی به استناد کتاب جامع مفیدی نخستین ساعت شهری است که فردی به نام ابوبکر ساعت ساز یزدی آن را در سال ۷۲۵ هجری قمری در مدرسه رکنیه در جوار مسجد جامع یزد نصب کرد. این مکان بعدها به نام میدان وقت الساعت شهرت یافت.



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٠ | ٧:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عزیزم

از من نپرس

اجناس کدام مغازه

زیباتر بود

من تمام مدت

در شیشه ویترین ها

خودمان را تماشا می کردم ...


علیرضا قاسمیان خمسه




تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٧ | ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وقتی که چترت را گشودی در کنارم

با یک دلِ ابری هوس کردم ببارم


در گیر و دار قحطیِ یک لحظه شادی

لبخندهایت می شود دار و ندارم ..


عمری فقط از غصه ها گفتم برایت

از صبر تو .. از چشم هایت شرمسارم

  محمد شریف



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٧ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تنها چیزی که خرجی ندارد

جاری شدن در ذهن دیگران است

پس آنگونه جاری شوید که

خنده بر لبانشان نقش بندد

نه نفرت در دلشان

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٦ | ۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

قاصدک ...

شعر مرا از بر کن

بنشین روی نسیمی

...

که ز احساس برون می آید

برو آن گوشه باغ

سمت آن نرگس مست

که ز تنهایی خود دلتنگ است

و بخوان در گوشش

و بگو باور کن

یک نفر یاد تو را

دمی از دل نبرد ...



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۳ | ٤:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم  نیشخند

قابل توجه  مسئولین نهضت سواد آموزی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ندیدنت ...

سخت است ...

اما ...

همین که میدانم ...

هستی ...

و ...

حالت خوب است ...

" دنیایم زیباست " ...!!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ٥:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ٥:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نا مسلمان ، اینقدر با موی خود بازی نکن

دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست....

وحید حیاتلو

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تمــــام اکسیـــژن هـای دُنـــیا

را هم بیاورنــد بــه کــارم نمیــایــد

مــــن پـُــر از هـــــــــ ـوای تـــو ام.......




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢ | ۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یه آرزویی بود منم شده بودم امیدش

خلاصه نشد ، اما مادرش یه حرفای قشنگی می زد

یه روز می گفت :

هرگز امید را از کسی سلب نکن ،شاید این تنها چیزی باشد که دارد

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱۸ | ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

روزها در فکر و شب ها خواب می بینم تو را

 

 

  خواب شب بیهوده است بیدار میخواهم تو را

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱۱ | ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

رفتن بهانه نمی خواهد....................

بهانه های ماندن که تمام شود کافیست!!

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٠ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٩ | ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بچه داری هم عالمی داره ها !!

ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ

ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ ﻭﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ

ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﺍﺣﺴــﺎﺱ

ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﺁﺩﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ!

" ﺷـﺎﻣﻠﻮ "



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۸ | ٦:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خیلی حرف معنی دار و قشنگیه

یه حرف نابه

بعضی وقتا باید چیدنی نباشی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٤ | ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دارم تقویم زندگیمو ورق میزنم !

همش روز خوب بوده خدایی


دور از تو آنچه سمت چپ سینه ی من است “دل” نیست

موزه ی درد معاصر است . . .



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢ | ۸:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ثمره ی دلتنگی آسمان

قطره قطره عشق ست برای وسعت بخشیدن به دریا...

و دریایی که قسمتی از وجود خود را با عشق

به گرمای خورشید میسپارد و عاشقانه هایش را با جانش به آسمان هدیه میکند...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢ | ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

به تو گفته بودم که ......

با دلم بازی نکن ...

ببین ...

خرابش کردی

دیگر عاشق نمیشود !!!!


یاد اسباب بازیهای دوران بچه گی افتادم

حالا دارم برات .....



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٩ | ٤:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حالا که آمده ای

باز هم به گیلاس آباد می رویم

به آن باغبان بگو نگران نباشد

ما گیلاس ها را نمی چینیم

ما فقط با گیلاس ها حرف می زنیم !

 محمدرضا عبدالملکیان



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢۸ | ۸:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

برای ِ زندگی

نه ســـقــف می خواهم

نه زمین !

نقــشه ی جغرافیایی دستهایت  

کافیست...

 


 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٥ | ٧:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دل است دیگر...

به لقمه ای عشق

نمک گیر میشود....!!!

 

 

 

زندگی تان پر از دوستان ناب



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٤ | ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ما را خیال توست

تو را در خیال ، چیست ؟

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٢ | ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هنوز هم مثل سابق مهربانم

اما کسی صدایم نمی کند مهربانم !!

خدایا یه دل مهربون ، بیشتر ازت نمی خام.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٧ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نقشه را تا میزنم و جهان را در جیبم میگذارم …

تو فقط چند سانتی متر از من دوری !

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱٠ | ٦:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ