عشق تو گرفت از تن من، تاب و توان را

ترسم که به پایان نرسانم رمضان را



شیرین خسروی

 





تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۱٤ | ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 ما بی‌سلیقه‌ایم

تو حاجات ما بخواه

ور نه گدا

مطالبه‌ی آب و نان کند.


محمد سهرابی

 





تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٩ | ٧:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نیاﯾﺶ  ﺩﮐﺘﺮ ﻋﻠﯽ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ،ﺩﺭ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۱ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺍﺭﺷﺎﺩ :

ﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ،

ﺑﻪ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻋﻮﺍﻡ ﻣﺎ ﻋﻠﻢ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻣﺘﻌﺼﺒﯿﻦ ﻣﺎ ﻓﻬﻢ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻌﺼﺐ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﺷﻌﻮﺭ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﺮﻑ ،

ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺁﮔﺎﻫﯽ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﺻﺎﻟﺖ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻣﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻋﻘﯿﺪﻩ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺧﻔﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﺭﺍﺩﻩ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻣﺒﻠﻐﺎﻥ ﻣﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺩﯾﻦ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺩﯾﻦ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻌﻬﺪ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺩﺭﺩ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﻌﻮﺭ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﻣﺎ ﻫﺪﻑ ،

و به نومیدان ما امید ،

و به ضعیفان ما نیرو ،

ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﮐﺎﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﮔﺴﺘﺎﺧﯽ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻧﺸﺴﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎ ﻗﯿﺎﻡ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﮐﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺗﮑﺎﻥ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺣﯿﺎﺕ ،

ﻭ ﺑﻪ ﮐﻮﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﻧﮕﺎﻩ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻣﻮﺷﺎﻥ ﻣﺎ ﻓﺮﯾﺎﺩ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﻗﺮﺁﻥ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﻋﻠﯽ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﻗﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻭﺣﺪﺕ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﻮﺩﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﻔﺎ ،

ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺑﯿﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﻧﺼﺎﻑ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻓﺤﺎﺷﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﺩﺏ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﻫﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺻﺒﺮ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﺧﻮﺩ ﺁﮔﺎﻫﯽ ،

ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻣﻠﺖ ﻣﺎ ،

ﻫﻤﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻭ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ،

ﻭ ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ ﻧﺠﺎﺕ ﻭ ﻋﺰﺕ

ﺑﺒﺨﺶ ؛

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۸ | ٧:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گفتی که گنه کنی به دوزخ برمت

این را به کسی گو که تو را نشناسد



ابوسعید ابوالخیر

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٧ | ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از غافلان حساب دلم را جدا کنید

حرف و حدیث کهنه خود را رها کنید

چیزی به شب نمانده به خلوت که می روید

قدر است، قدری دل شکستۀ ما را دعا کنید ...


التماس دعا

 






تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٦ | ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

امشب چقدر فاصله تا آسمان کم است...

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٦ | ٥:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

این جزر و مدِّ چیست که تا ماه می رود؟

دریای درد کیست که در چاه می رود؟


این سان که چرخ می گذرد بر مدار شوم

بیم خسوف  و  تیرگی ماه می رود


گویی که چرخْ بوی خطر را شنیده است

یک لحظه مکث کرده ، به اکراه می رود


آبستن عزای عظیمی‌ست کاین چنین

آسیمه سر نسیم سحرگاه می رود


امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان

یا آفتاب روی زمین راه می رود؟


در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟

گویا دلی به مقصد دلخواه می رود


دارد سرِ شکافتن فرقِ «آفتاب»

آن سایه ای که در دل شب راه می رود...

 

 قیصر امین پور

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٥ | ٧:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در نوبتی دوباره دلت را مرور کن

از غم به هر بهانۀ ممکن عبور کن...

گیرم تمام راه تو مسدود شد، بگرد؛

یک آسمان تازه و

یک جاده جور کن...



فرهاد صفریان

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٥ | ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 دل را ز شرار عشق سوزاند علی

یک عمر غریب شهر خود ماند علی

وقتی که شکافت فرق او در محراب

گفتند مگر نماز میخواند علی؟

شعر از ؟

 





تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٥ | ۳:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دوباره رمضان به نیمه رسید

مهمانی خدا به بلندای آسمان و ماه شب چهارده رسید

امام حسن مجتبی  (ع ) بدنیا می آید 

و خانه فاطمه دخت پیامبر نور باران می شود

فرشتگان بقیع را  امشب آذین می بندند و

 علی (ع) میزبان افطاری ، روزه داران است

بر سر هر سفره افطاری که بودید

التماس دعا

دل فدای اون امامی که حرم نداره ....

 




تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۱ | ٤:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تو همان جرعه‌ی آبی که نشد وقت سحر

بزنم لب به تو و زود

اذان را گفتند  ....



محمدشیخی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/٢٠ | ۸:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در حسرت دیدار تو جانم به لب آمد

چون تشنه ی ماه رمضان در دم افطار


محمد جواد قلیزاده

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/٢٠ | ٧:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

لب نمی زنم

به ندیدنت

به نبودنت

به نداشتنت

روزه ام . . .


آهو ایمانی

 

اصفهان قدیم، سی و سه پل

 

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱۸ | ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

با تموم سختی هاش

اما بازم قشنگه و خاطره انگیز

بیدار شدنای سحر و پای سفره سحری نشستن

و اصرار بچه ها برای سحر بیدار شدن و سخری خوردن

هنوزم صدای دعای سحر خوندن بابام تو گوشمه

بعدش نماز صبح و زود رفتن تو رختخواب

و صبر تا سفره افطار

همش خاطره انگیزه

تازه هر سالش یه رنگی و بوی خاصی ذاشت

تکراری نبود و توی یه فصل خاص باشه

من که تموم فصل ها رو با رمضان تجربه کردم

و بهار و  دوباره رمضان

 

دانلود ربنای استاد شجریان

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱۸ | ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از بیابان بوی گندم مانده است
عشق روی دست مردم مانده است

باز هم یک روز طوفان می شود
هر چه می خواهد خدا آن می شود

می روم افتان و خیزان تا غدیر
باده ها می نوشم از جوشن کبیر

آب زمزم در دل صحرا خوش است
باده نوشی از کف مولا خوش است

فاش می گویم که مولایم علیست
آفتاب صبح فردایم علیست

هر که در عشق علی گم می شود
مثل گل محبوب مردم می شود

تا علی گفتم زبان آتش گرفت
پیش چشمم آسمان آتش گرفت

آسمان رقصید و بارانی شدیم
موج زد دریا و طوفانی شدیم

بغض چندین ساله ی ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

یا علی گفتیم و دریا خنده کرد
عشق ما را باز هم شرمنده کرد

یا علی گفتیم و گلها وا شدند
عشق آمد قطره ها دریا شدند

از سکوت و گریه سرشارم علی
تا همیشه دوستت دارم علی....

 

محمود اکرامی فر

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱٧ | ۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خدای من

در این شب عزیز

در این لیله القدر

در شب ماتم و سوگ علی

در این شبی که آسمانت

نزول و فرود فرشتگان را دارد و

دل با خود به آسمان می برند

و دلها مست پروازند

دست ما را هم بگیر

خدای من

دل ما را مهربان کن و آماده مهربانی

چهره ما را به نور خودت ، آسمانی کن و

گناهان ما را ببخش

باران رحمتت را بر دل ما هم بریز

خدای من ، به حق علی

به حق زیباترین نام جهانت

قدر ما را ، پر از خیر و ایمان  بنویس

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱٦ | ٧:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

امشب

لبخند شکفته بر لبان علی (ع) دیدن دارد ....

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱٠ | ۸:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خدای من

می نویسم " دوستت دارم "

نگو تکراریست

شاید روزی برسد که نباشم تکرارش کنم......

 

حلول ماه رمضان مبارک و التماس دعا


دانلود ربنای شجریان

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢٧ | ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یا علی

امشب در سوگ تو ، خواهم گریست

یاریم کن تا دوباره از تو بیاموزم ، علی وار زیستن را

تو خود گفتی : دعا سپر مومن استَ،

و اگر درب خانه ای را زیاد بکوبی ، عاقبت برویت باز شود

یا علی ،

در این شبهای قدر ، آبرو دار ما باش نزد خدا و دستمان را بگیر



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٢٧ | ۸:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دوباره اون ماه قشنگ خدا رسید

ماه مهمونی و سبک شدن

ماه پرواز و خدایی شدن

واسه خودم که ماه زولبیا بامیه ست

خاطرات تموم اون روزای قشنگ کودکی که تو ماه رمضان بود

با التماسای شبا قبل از خوابمون 

برا سحر بیدار کردنمون و روزه های کله گنجشگی و

ناخنک زدن به جعبه زولبیا بامیه و

پای سفره افطاری نشستنا

وای یادش بخیر شبای احیا اونم تو بچگی

چه حالی کردیم خدایی

اینه که بچگونه و صمیمی بگم :

ماه زولبیا بامیه تون پر از عطر خدا

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٧ | ٧:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ