لازم نیست یکدیگر را "تحمل" کنیم،

کافیست همدیگر را "قضاوت" نکنیم.

لازم نیست برای "شادکردن" یکدیگر تلاش کنیم،

کافیست بهم "آزار"  نرسانیم.

لازم نیست دیگران را "اصلاح" کنیم،

کافیست به "عیوب" خود بنگریم.

حتی لازم نیست یکدیگر را "دوست" داشته باشیم،

فقط کافیست "دشمن" هم نباشیم.

آری، در کنار هم شاد بودن و با آرامش زیستن،

سخت ساده است!

 

احمد شاملو 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱ | ٧:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پروردگارا !

من به هر خیری که برایم بفرستی

سخت نیازمندم ....

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٢۳ | ۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺭﻩ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮﯼ،

ﻋﻤﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﯿﺮﯼ؛

ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪ،

ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ


 ﺷﯿﺦ ﺑﻬﺎﯾﯽ

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٢٢ | ٢:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کار با عشق آنست که پارچه ای را با تار و پود قلب خویش ببافی


بدین امید که معشوق تو آن را به تن خواهد کرد


کار با عشق آنست که خانه ای را با خشت محبت بنا کنی


بدین امید که محبوب تو در آن زندگی خواهد کرد


کار با عشق آنست که دانه ای را با لطف و مهربانی بکاری


و حاصل آن را با لذت درو کنی


چنان که گویی معشوق تو آن را تناول خواهد کرد


و بالاخره کار با عشق آنست که هر چیز را با نفس خود جان دهی


و بدانی که تمام پاکان و قدیسان عالم در کار تو مینگرند



دکترالهی قمشه ای

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱٠ | ٧:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گفتمش با غم هجران چه کنم؟

گفت:بسوز                         

گفتمش چاره این سوز بگو؟

گفت:بساز

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۳٠ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم میخواست های من زیادند..

بلندند...

طولانیند...

اما مهمترین دلم میخواست ها اینست که :

انسان باشم.

انسان بمانم .

انسان محشور شوم...

چقدر وقت کم است .

تا وقت دارم باید مهرورزی کنم

به همین چند نفر که ازتمام مردم دنیا بامن نفس میکشند

باید مهر بورزم به همین جغرافیایی که سهم من است از جهان.

وقت کم است بایدخوب باشم .

مهربان باشم.

ودوست بدارم همه زیباییها را ......

میگویند انسانهای خوب به بهشت میروند

اما من میگویم انسانهای خوب هرکجا باشند

آنجا بهشت است.....

 

حسین پناهی

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢٤ | ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نیمه ی خالی لیوان مرا پر نکنید

دل من عاشق این گونه گرفتاری هاست ...



رضا نیکوکار

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٩ | ٩:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تا زمانی که به عشق نرسیم نارسیم!!!

علی نوشادی شبستری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٧ | ٧:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گفت دانایی که گرگی خیره‌سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!

لاجرم جاریست پیکاری ستُرگ

روز و شب، مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره‌ی این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور پریش

سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

وی بسا زورآفرین مرد دلیر

هست در چنگال گرگِ خود اسیر

هر که گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته می‌شود انسان پاک

و آن که از گرگش خورد هر دم شکست

گرچه انسان می‌نماید، گرگ هست!

و آن که با گرگش مُدارا می‌کُند

خُلق و خوی گرگ پیدا می‌کُند

در جوانی جان گرگت را بگیر!

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر

ناتوانی در مصاف گرگِ پیر

مردمان گر یکدگر را می‌درند

گرگ‌هاشان رهنما و رهبرند

این‌که انسان هست این‌سان دردمند

گرگ‌ها فرمانروایی می‌کُنند،

و آن ستمکاران که با هم محرم‌اند

گرگ‌هاشان آشنایان هم‌اند

گرگ‌ها همراه و انسان‌ها غریب

با که باید گفت این حال عجیب؟ . . .



زنده یاد «فریــدون مشیری»

 

دانلود شعر زیبای گرگ

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٥ | ٢:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

برای عشق

وقت اندکی ، بگذار

فقط یکبار




تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۳۱ | ٦:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من از این خانه پرنور به در می نروم

من از این شهر مبارک به سفر می نروم

منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر

من از او گر بکشی جای دگر می نروم

گر جهان بحر شود موج زند سرتاسر

من بجز جانب آن گنج گهر می نروم



مولانا

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩ | ٤:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بگو برای تپیدن چقدر باید داد؟...

برای خوب دویدن چقدر باید داد؟

به بارگاه خدا می برند روح مرا...

برای دیر رسیدن چقدر باید داد؟

میان بودن و رفتن،کدام سهم من است...

برای قرعه کشیدن چقدر باید داد؟

بدان که گرگ صفت نیستم، من انسانم...

ولی برای دریدن چقدر باید داد؟

در این زمانه که نان آبروی انسانهاست...

برای قلب خریدن چقدر باید داد؟

صدای پای نبودن،سکوت قلب من است...

برای صدا شنیدن چقدر باید داد؟

درون سینه اگر جای زندگی خالی است...

بگو برای تپیدن چقدر باید داد؟

 

نغمه رضایی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳ | ٦:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

انسان گرفتار چهار زندان است :

زندان اول طبیعت است . دوم تاریخ است .سوم جامعه است .

چهارم زندان خویشتن است.

با علوم طبیعی از زندان طبیعت ، و با فلسفه ی تاریخ از زندان تاریخ ،

و با علم از زندان جامعه آزاد شد .

اما بزرگ ترین زندان ، زندان خویشتن است .

انسانی که از آن سه زندان آزاد شده ،

امروز بیش تر زندانی خودش گشته است .

با عشق ،

تنها با عشق

می توان از چهارمین زندان آزاد شد .

با ایثار را فهمیدن ،

با به اخلاص رسیدن .....

 

برگرفته از کتاب نیایش - دکتر علی شریعتی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٦ | ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
تا در طلب گوهر کانی، کانی
 
تا در هوس لقمه ی نانی، نانی

این نکته و رمز اگر بدانی، دانی
 
هر چیز که در جستن آنی، آنی
 
دیوان شمس  مولانا


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٤ | ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

جایی دری هست،

روزی آن را خواهی یافت

وقتی که دیگر به دنبالش نیستی...

روزی رویاهایت تحقق پیدا میکنند

و ترا غافلگیر میکنند.....

به امید آنروز

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٥ | ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اگر هر یک از ما آنگونه بیاندیشیم و عمل کنیم

که در دیگران حس آرامش و نشاط بیافرینیم

چیزی جز عشق و دوستی میان انسانها نمی ماند …

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٤ | ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شما رهبر ارکستر سمفونیک افکار و احساسات خویشید.

نباید گامهای خود را با صدای طبل و شیپور دیگران هماهنگ کنید.

گوش به نوای درون خود بسپارید.

نواهایی که از درونتان بر می خیزد را هدایت کنید.



استاد  الهی قمشه ای 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٤ | ٦:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﻣﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺧﺎﮐﯽ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯿﺮﻭﯾﻢ 

ﻣﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺳﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯾﻢ ...


  ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻟﻬﯽ ﻗﻤﺸﻪ ﺍﯼ



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱ | ٩:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وقتی آدم یک نفر را دوست دارد بیشتر تنهاست...!!!

چون نمی تواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید...

که چه احساسی دارد …
.
.
.
.


عباس معروفی .. قطعه‌ای از کتاب سمفونی مردگان

 

فکر کنم امسال بچه شون رفته پیش دبستانی !!

اما هزاری های اون موقع چه ارزشی داشت ها



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۳٠ | ٢:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ذره ی خاکم و در کوی توام جای خوش است

ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم ..


حافظ

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٧ | ٩:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من تماشای تو می کردم و غافل بودم


کز تماشای تو خلقی به تماشای منند !!!


هوشنگ ابتهاج



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٥ | ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کـــی بـــــه انداختن

سنگ پیاپـی در آب


ماه را می شود از

حافظه ی آب گرفت؟!


فاضل نظری

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٤ | ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

واقعا شرحی نداره

اما شاید می خواسته بگه خانما زودتر می رند

قدرشون رو بدونیم !!!!!!!



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٩ | ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

با وفا خواندمت از عمد که تغییر کنی

گاه در عشق نیاز است به تلقین کردن

کاظم بهمنی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱۸ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گر تو نباشی یار من ، گشت خراب کار من

مونس و غمگسار من ، بی تو به سر نمی شود


بی تو نه زندگی خوشم ، بی تو نه مردگی خوشم

سر ز غم تو چون کشم ، بی تو به سر نمی شود


مولانا



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱۸ | ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٦ | ٦:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

" چای " ...

چه بهانه " عاشقانه " ...

خوبیست ...

برای ...

کمی با " تو " نشستن ...





تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۸ | ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۳ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از یاد تو بر نداشتم، دست هنوز

دل هست به یاد نرگست ،مست هنوز


گر حال مرا حبیب پــرسد گویید :

بیمار غمت را نفسی هست هنوز

 

استاد شهریار

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٢ | ٧:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 پانزدهم مهر ماه ،یاد آور خداحافظی سهراب است

می رود تا شهری ، پشت دریاها را ببیند

جمله ای زیبا از سهراب که کمتر شنیده اید :

در میوه چینی بی گاه

رویا را نارس چیدند

و تردید

از رسیدگی پوسید

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٥ | ٦:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

نا امیدم مکن از سابقه ی لطف ازل

تو پس پرده چه دانی که خوب است و که زشت؟


                                                                                                حافظ



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱۸ | ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بزرگی می گفت :

در زندگی وقتی کاری برای انجام دادن

چیزی برای عشق ورزیدن

یا بارقه ای برای امیدوار بودن داشتی

بدان که فرد خوشبختی خواهی بود .                  ارسطو

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٧ | ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ