آشفته تر از موی تـــــــــــو

این حال دل ماست !!!

محسن خلیلی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۸/۱٥ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم برای تو تنگ شده است

اما نمیدانم چکار کنم

مثل پرنده ای لالم

که میخواهد آواز بخواند و نمیتواند

نیمی آتشم،

نیمی باران.

اما بارانم،

آتشم را خاموش نمیکند.



رسول یونان

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/٢٧ | ٩:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

منم آن شکسته سازی

 که توام  نمی نوازی

  چه فغان کنم، ز دستی

  که گسسته، تار ما را

                   

سیمین بهبهانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٦/٢٤ | ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ای عشق به جز تو همدمی دارم؟ نه

یا جز غم تو ، دگرغمی دارم ؟ نه


با این همه زخم های کاری که زدی

غیر از مهرتو مرهمی دارم؟ نه


فریدون مشیری

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٦/۱٩ | ٥:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

زلف مشکین تو یک عمر تامل دارد


نتوان سرسری از معنی پیچیده گذشت!

صائب تبریزی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٥/۳٠ | ٤:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تقصیر تو نیست؟ قامتی خَم دارم ؟؟؟


یا اینهمه بیت های مبهم دارم ؟؟؟


تقصیر تو نیست ؟؟؟ باور من این است!!!


تا هستم و نیستی تو را کم دارم


ناصرعاشقی

 

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٥/٢٥ | ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پدرم گفت :

پسر جان به کسی دل ندهی  !!!


دل که نه ...

حضرت بانو سر و جان را برده است ...



علی جعفرزاده

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٥/۱٠ | ٧:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

معجزه عشق،

همه ی اختراعات دنیا را

زیر سوال می برد،

وقتی

تنها با یک نگاه

با یک سلام

با یک بودن

می شود

تا آخر دنیا

بی هیچ هواپیمایی

دوید

دوید

دوید!



عادل دانتیسم

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٢٩ | ۸:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گر تو را حس غریبی ست یقین از عشق است

به سرت شور عجیبی ست یقین از عشق است


خوف داری و رجا لشکر غم آمده است

در دلت جنگ صلیبی ست یقین از عشق است


رنگ رخساره زدردی ست که پنهان داری

گر تو را میل طبیبی ست یقین از عشق است



گوشه گیری و چنین حاضر غایب بودن

دل، پریشان حبیبی ست یقین از عشق است



همه جا ورد زبانی و به لبهات اگر

سخن از جور رقیبی ست یقین از عشق است

 


دیده یک سو رود وپای دلت سوی دگر

نه تورا صبر شکیبی ست یقین از عشق است



گاه محبوبی گه گاه گرفتار عذاب

هر فرازی و نشیبی ست یقین از عشق است


مرتضی برخورداری

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۱٠ | ٦:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم ...

کسی را می خواهد

که قربان صدقه اش بروم

شنیده ام صدقه

عمر را زیاد می کند....

 




تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱٤ | ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 گفت: دوستت دارم...

گفتم: دوستت ندارم...

این دروغ

به آن دروغ در...!


 پرویز محمدی

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۳۱ | ۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گیرم که

         هزاران غزل

                   از هجر نوشتیم

جرأت که

            نداریم به دلدار بگوییم...!

 




تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۳٠ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فرقی نمی کند که اتاق؛

بوی بهار نارنج گرفته باشد؛

یا عطرِ ریحان و لیمو؛

این عشق را تو دم کرده ای ...

 




تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱٩ | ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بادِ لعنتی

می‌شود کمی هم

عطر مرا در جیبت بگذاری

ببری سمتش ؟

نمی‌شود که هَمَش

بوی او را بدهی !

انصاف نیست ...

 





تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱۸ | ٦:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چشم هایت

"وزیر پیشنهادی علوم" اند

و من

"اصولگراترین نماینده ی مجلس"

هرچه قدر هم که توجیه کنی

باز هم

هر نگاهت را "فتنه" می بینم



محمدعلی آهنگران

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٢٦ | ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

باران بهانه ای بود که زیر چتر من

تا انتهای کوچه بیایی.

کاش نه کوچه انتهایی داشت

و نه باران بند می امد.

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/۱٩ | ٧:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاهی

تنها دو نفر می‌توانند

تمام دنیا را پشت میز کافه‌ای

مثل یک حبه قند در فنجانی چای

به هم بزنند...


لیلا کردبچه

 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/۱٥ | ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

باور کن!

کار من نیست ،

کار دِل است

دِلم

جایی میان نَفَس هایَت

گیر کرده است

 

این عکس را زهره صابری برای خبرگزاری مهرنیوز گرفته بود. در این عکس یک دختر نابینای ایرانی- مقیم شمال تهران دیده می‌شود. "راحله" از کودکی نابینا شده بود، با این همه او گرمای آفتاب و برخوردش به صورت‌اش دوست دارد و صبح‌ها پشت پنجره می‌ایستد تا گرمای آفتاب را روی پوست‌اش حس کند.



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/۱ | ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

به یاد اولین بیت از کتاب خواجه افتادم

شروع عشق شیرین است ، بعدش دردسر دارد

 

بهمن صباغ زاده

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/۳٠ | ۸:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چگونه پیدایت کنم

وقتی به یاد نمی آورم

چگونه گمت کردم؟



گروس عبدالملکیان

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/۱۳ | ٦:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حتی اگر باران بشوی

و بخواهی عاشقانه بباری ...

هستند کسانی که،

چتر در دست می گیرند،

و تو را نمی خواهند!


علیرضا اسفندیاری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/۱٢ | ۸:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همیشه به خودم میگم

خیلی از بقیه توقع نداشته باش !!!!

تنها این قلب شماست که از نیاز شما خبر دارد

دیگران گرفتاریهای دیگری دارند .......

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۳٠ | ۸:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کجای جهان دورتر است

آنجا که تویی

یا آنجا که منم !!!

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱٠ | ٧:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اگر مجبور باشم انتخاب کنم

بین دوست داشتنت یا نفس کشیدن

از آخرین نفسم استفاده می کنم

تا به تو بگویم دوستت دارم ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱٩ | ۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

 

 

دلتنگم

و این درد کمی نیست

که پشت هیچ خط تلفنی

صدای تو نیست...!


ساره دستاران

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢۱ | ۳:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دیگر تنها نیستم

مدتی ست با تو ، در خودم

زندگی میکنم!

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۱٤ | ٩:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کوری چشم حسودان چمن

آخرین اسفندها هم

دود شد...

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

این جمله رو تا حالا نشنیده بودم

عشق هم آدم رو تمدید می کنه!!!

اما جالبه ها

خیلی قشنگه

یه دنیا حرفه

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱۱ | ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آرام آرام نفس میکشم

تا که شاید نرود همه ی آن هوایی که سراغ تو را می گیرد !!!

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٧ | ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چرا دیوونگی نسبت به حساب نمیاد؟

مثلا بگن تو چه نسبتی باهاش داری؟

منم بگم دیوونشم . .

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٩ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیست

و در این قافیه ها جز خطِ رخسارِ تو نیست

گر کسی شعر مرا وزن کند، وزن تو است

همه ی گرمی آن جز تبِ تبدار تو نیست

شاعر دفتر من حالت گیسوی تو بود

تو فقط شانه نزن باقی آن کار تو نیست

کل دارایی من خفته در این ابیات است

خوب من باز بمان، شعر که سربار تو نیست

رخِ مهتابی و من دست دلم کوتاه است

مبتلایت که خودش لایقِ تیمار تو نیست

کار عالم گره اش کور شده اخم گُشا

که جز این خنده دوا از برِ بیمار تو نیست

 

یوسف مهدوی فر

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۸ | ٦:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاهی ...

» خوب « هستم ...

گاهی » بد « ...

میانگین ...

که ...

بگیری ...

بی » تو « ...

هیچم ...

هیچ ...

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٧ | ٢:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یک نفـــــــــر در هـمین نزدیکــی هـــــــــا

چــیزی

به وسعت یک زنــدگی بـــــــــرایت جـــــــــا گذاشته است

خیالـــت راحت بـــــــــاشد

آرام چشمهـــــــــایت را ببــند

یک نفـــــــــر برای همه نگرانـــــی هایت بیـــــــــــدار است

یک نفـــــــــر که از همه زیبایی هـــــــــای دنیــا

تـنهــــــــــا تـــو را بـــــاور دارد

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٥ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از من

تنها

تو مانده ای  ....


شمس لنگرودی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٩ | ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از روزی که دلم بیت المقدس تو شد ،

سنگ میزنم به هر اشغالگری …

                                                                                                        ؟

 

جدیدترین عکس از بیت المقدس و تمرین ورزشی به جا سنگ اندازی



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دوستی می گفت :

وقتی میخواهند عاشقانه بنویسند :

تصویری نیمه عریان را به متن اضافه می کند .

وقتی میخواهند عشق را تعریف کنند :

از برهنگی مانکن های غربی استفاده می کنند .

وقتی میخواهند به دیگران نشان دهند عاشق شده اند :

دختری را با نگاه های هوس آلود انتخاب می کنند .

معلوم نیست عاشق ها ،بی حیا شده اند یا بی حیا ها عاشق . . . ! ! !

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٥ | ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق، خودش خواهد آمد.

نمی توان از آن فرار کرد.

عشق خودش آهسته آهسته می آید و

در گوشه ای ازقلب مهربانت، آرام وبی صدا

می نشیند و تو متوجه اش نخواهی بود...

وبعد ذره ذره قلبت را پر می کند .کم کم مثل ساقه ی مهر گیاه...

در تمام جانت می پیچد وریشه می دواند،

به طوری که بی آن نمی توانی نفس بکشی.

 

چند روز پیش سالگرد برداشتن دیوار برلین بود ، اینم عکس عاشقانه ای از دیوار برلین

حالا به جای دیوار تو خیلی از جاهاش ، ستونی از لامپ های روشن  رو گذاشتند .

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٥ | ٦:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اونه می نویسمُ و اون خوابه

نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه

 

یه کاغذ یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیوونه

یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه

 

روحت شاد ، زود رفتی اما رسم دنیا همینه

دانلود ترانه یکی عاشقته که تو عاشقشی



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٤ | ٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کـاش عـــشـــق آدمـــهـــــا

شبیه درخت های خرمالو بــود

که درپــایــیـــزبـرگـهـایـشـــان

را ازدســــت مــــی دهــــنـــد

اماعـشقـشان به بار می نشیـنـد

و زیــبــایــی مــی آفــریـــنــــد


                                                      لیلا خراسانی فر/ از کتاب "کاش عاشق بودی "

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٤ | ٥:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

امیر کشور دلها ست عباس

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٩ | ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آبها جمله سرازیر خجالت بودند

که نخورد آب و

لب رود به زانو بنشست .....





تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٤ | ٩:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

" چای " ...

چه بهانه " عاشقانه " ...

خوبیست ...

برای ...

کمی با " تو " نشستن ...





تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۸ | ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

لعنت به من ...

که ...

به خوابم آمدی ...

اما ...

آنقدر هول شدم ...

که ...

از خواب پریدم ...!!! نیشخند

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٦ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تو نیستی و من

رد پای زمان را

با تمام سنگینی اش

تحمل می کنم!

...

ذکیه نوروزی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۳ | ۳:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آنان برای حوریان می جنگند؛

و حوریان این جا در حال جنگند...

"کوبانی جاودان خواهد ماند"

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٢ | ٦:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حُسن باران این است ، که تبسم دارد

گرد غم از همه چیز ، از همه جا می گیرد

همه جا بر همه کَس می بارد

و تعلق دارد به جهانی از عشق ...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۱ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم شهری می خواهد

پر از آدمهای دیوانه

آدمهایی که

بی دلیل بخندند

بی دلیل گریه کنند

و حتی گاهی ...

بی دلیل عاشق شوند


سمیرا  اکبرزاده

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۸ | ٦:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم  نیشخند

قابل توجه  مسئولین نهضت سواد آموزی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ندیدنت ...

سخت است ...

اما ...

همین که میدانم ...

هستی ...

و ...

حالت خوب است ...

" دنیایم زیباست " ...!!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ٥:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ٥:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق می فروشد، به آنان که قلب ندارند...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

و خـــدا خواست که یک عــــمر نبینـــد یعـقـــوب !

شهــــر ِ بی یــــار ، مگــر ارزش دیــــدن دارد ؟!


شهریار




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ٤:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق پرواز بلندی است ، مرا پر بدهید
به من اندیشه ی از مرز فراتر بدهید

من به دنبال دل گمشده ای می گردم
یک پریدن به من از بال کبوتر بدهید

تا درختان جوان ، راه مرا سد نکنند
برگ سبزی به من از فصل صنوبر بدهید

یادتان باشد اگر اگر کار به تقسیم کشید
باغ جولان مرا بی در و پیکر بدهید

آتش از سینه ی آن سرو جوان بردارید
شعله اش را به درختان تناور بدهید

تا که یک نسل به یک اصل خیانت نکند
به گلو فرصت فریاد ابوذر بدهید

عشق اگر خواست، نصیحت به شما گوش کنید
تن برازنده او نیست به او سر بدهید

دفتر شعر جنون بار مرا پاره کنید
یا به یک شاعر دیوانه ی دیگر بدهید

 

محمد سلمانی


                                                                                              



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۸ | ٥:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

 از لب سرخ تو حرفی نزدم ، می ترسم

زعفران باد کند ، دست خراسانی ها

جواد منفرد



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نا مسلمان ، اینقدر با موی خود بازی نکن

دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست....

وحید حیاتلو

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ما انسانها مثل مداد رنگى هستیم

شاید رنگ موردعلاقه یکدیگر نباشیم،

اما...روزى براى کامل کردن نقاشى هایمان دنبال هم خواهیم گشت...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پاییز آمدست که خود را ببارمت

پاییز لفظ دیگر "من دوست دارمت"

بر باد می دهم همه ی بود خویش را

یعنی تو را به دست خودت می سپارمت

باران بشو ، ببار به کاغذ ، سخن بگو

وقتی که در میان خودم می فشارمت

پایان تو رسیده گل کاغذی من

حتی اگر خاک شوم تا بکارمت

اصرار می کنی که مرا زودتر بگو

گاهی چنان سریع که جا می گذارمت

پاییز من ، عزیز غم انگیز برگریز

یک روز می رسم و تو را می بهارمت


"سید مهدی موسوی"



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٦ | ٧:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

 با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود

جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

.......

وحشی بافقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٦ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ببخشید این متن ، شعر نیست ولی از نظرمن زیبا بود

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان قرعه کشی شود.

معلم گفت تا هر کس نامش را روی کاغذ بنویسد تا قرعه کشی کنند.

وقتی نام حسن درآمد، خود آقا معلم هم خوشحال شد.

چرا که حسن به تازگی یتیم شده و وضع مالی اش اصلا خوب نبود.....

وقتی معلم به کاغذ اسامی بچه ها نگاه کرد؛

روی همه کاغذها نوشته شده بود: حسن حسن...



"مهربانیهای صادقانه ، کودکی هایمان را ازیادنبریم..."



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٥ | ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

درد عشقی کشیده ام که مپرس         زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار                   دلبری برگزیده ام که مپرس

آنچنان در هوای خاک درش                   می رود آب دیده ام که مپرس

                                                                   ......    حافظ

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٤ | ۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

به شیشه های اتاقم دوباره، "ها" کردم

و از نوشتن اسمت بر آن "حیا" کردم ..

به روی شیشه کشیدم شبیه یک "گنبد"

به پای شیشه نشستم رضا(ع) رضا(ع) کردم..

محمد خادم



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٥ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
حسادت نکن…!

این که بعد از تو بغل گرفته ام…

زانوی غم است!



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٢ | ٧:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خار خندید و به گل گفت سلام

و جوابی نشنید

خار رنجید ولی هیچ نگفت

ساعتی چند گذشت

گل چه زیبا شده بود...

دست بی رحمی نزدیک آمد،

گل سراسیمه ز وحشت افسرد

لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفت سلام...

گل اگر خار نداشت

دل اگر بی غم بود

اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،

زندگی

عشق

اسارت

قهر و آشتی

همه بی معنا بود...




تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٢ | ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

زندگی ، هدیه خداوند ست

مثل خورشید ، مهربان باشیم خیال باطل



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱۱ | ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دانی که چرا زمیوه ها سیب نکوست

نیمش رخ عاشق است و نیمش رخ دوست

آن زردی و سرخی که درآن می بینی

زردی رخ عاشق است و سرخی رخ دوست....

آن دوست که بی وفاست دشمن به از اوست

آن نقره که بی بهاست آهن به از اوست

 


فردایتان پر از توفیق بندگی


تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٢٠ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
عاشق باش ، ...

دلداده باش ...

دلت را بده دست خودش ! ...

خودش گفته : مصفا کردنش با "من" ...

دلت را به آب بسپار ، زلال و روان ...

تو قلبت را هوایی کن ، خدایی کردنش با من ! ...
 
این روزها استادی گرفته ام برای دلم
قرار است زلالش کند
دلم پر شده از بدیها و نامهربانیها
انسان است و یک دل
این دل است که فرمان می دهد
حتی اون موقع که روبروی یک صندوق صدقه وایستادی 
و آروم دستت میره تو جیبت
که از یه دونه صدتومنی پاره پوره دل بکنی
یا اون موقع که نگاهت پر از اشک میشه و بغض گلوت رو می گیره
که یه دختر بچه دستفروش تو مترو رو می بینی
برام دعا کنید



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۱۸ | ٦:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گر چه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آیینه شدنها آیا
دو برابر شدن غصهٔ تنهایی نیست؟!


بی‌سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آن که یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می‌آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

                                                              فاضل نظری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۱٤ | ٥:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خدای من

می ترسم از آنروزی که

پشت در ، به انتظار پاسخت مانده باشم!!

خدای من ، دلم بی تاب توست

در انتظار نگاهی  از تو

به طواف کعبه رفتم ، به حرم رهم ندادند

که تو در برون چه کردی؟ که درون خانه آیی !!

                                                        فخر الدین عراقی

و چه زیبا دکتر شریعتی می گوید :

" آن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند

تو بدنبال نگاهی زیبا باش"

خدای من نگاه زیبایت را از ما دریغ مدار

الهی آمین



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۱٠ | ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

سـَنگـ بودن میـخواهـد رفتن

وقتی به کفشهایت زل زده ام !!!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٥ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم سفر می خواهد..

نه برای رسیدن به جایی....

فقط برای رفتن

شاید تا خدا....

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٤ | ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در دیاری که تو آنجا باشی

بودنت کافیست

آرزوهای دیگر اوج بی انصافی است

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٤ | ٦:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فضای خانه که از خنده های ما گرم است

          چه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم است

 دوباره " دیده امت "، زُل بزن به چشمانی

          که از حرارت " من دیده ام تو را " گرم است

 بگو دو مرتبه این را که : " دوستت دارم "

           دلم هنوز به این جمله ی شما گرم است

 بیا گناه کنیم عشق را ... نترس خدا

           هزار مشغله دارد ، سر خدا گرم است

 من و تو اهل بهشتیم اگرچه می گویند

           جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است

 به من نگاه کنی ، شعر تازه می گویم

            که در نگاه تو بازار شعر ها گرم است

 

زنده یاد نجمه زارع




تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۳۱ | ٥:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بعدها که بزرگتر شدید و چند تا موی سفید هم شد

بهونه جلو آینه وایستادنتون  ،

تازه می فهمید :

مهم نیست  چه اندازه می بخشیم!!

بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره

و عشق ، میوه یک دل مهربان و ساده است

پس دلتان همیشه مهربان و عاشق

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۳۱ | ٧:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حالا که خواب رفته دلم بی صدا برو

آرام رد شو از من و بی اعتنا برو

اینبار حرفهای دل من نگفتنیست

 اینبار را نپرس چرا و کجا؟!...برو!

از نو تمام خاطره ها را مرور کن!

 اصلا نیا به قلب من از ابتدا! برو!

اصلا خیال کن که دلت جای دیگریست

 اصلا خیال کن که ندیدی مرا برو!

بعد از تو هیچ کس به دلم سر نمی زند

 در را ببند پشت سرت، بی صدا برو!

حسن اسحاقی



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۳٠ | ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

لحظه ای بی تو



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱۱ | ۳:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نقشه را تا میزنم و جهان را در جیبم میگذارم …

تو فقط چند سانتی متر از من دوری !

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱٠ | ٦:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پیش بیا ، پیش بیا ، پیشتر

تا که بگویم غم دل بیشتر

دوست ترت دارم از هر چه دوست

ای تو به من از خود من خویشتر

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویش تر

هیچ نریزد به جز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیش تر

 

 

قیصر امین پور

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٩ | ٧:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ