غم ها ارزش جنگیدن ندارند

رهایشان کنید

غم ها آنقدر خسته اند

که با کمترین بی توجهی

از پای در می آیند،

پس برای شادی آغوش باز کنید

و با امید زندگی کنید ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱٩ | ۸:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آدم هایی هستند، که هر وقت به آنها می رسی،

احساس می کنی ای کاش زودتر ملاقاتشان می کردی ...

از بس که برایت آشنا هستند ...

اینقدر خودشان هستند ...

که تو را وادار می کنند خودت باشی ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۱۸ | ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تا حالا به رهبر ارکستر دقت کردین ؟؟؟؟

پشتش رو به همه میکنه و با تمام وجود کارش رو انجام میده،،،،

یه وقتایی تو زندگی،

باید پشتتو به همه کنی

و با تمام وجودت کاری رو که درسته رو انجام بدی،،،

ساز زندگیت رو بنوازی

"مطمئن باش آخرش همه به احترامت بلند میشن"

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٩ | ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اگر بخواهید برای خود وصیت نامه بنویسید

متوجه خواهید شد

تنها کسی که نمی توانید سهمی از داراییتان را

برایش در نظر بگیرید خودتان هستید

پس تا زنده هستید...

نسبت به خود سخاوت بیشتری داشته باشید...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٢ | ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

جالبه که هر حالتی تو روحیه ما آدما

خیلی سریع خودش رو نشون میده و هاله ای از احساس های

خوب یا بد رو ، به ما القا می کنه

همون طور که در عکس مشخصه ، بیشترین متابولیسم در بدن

در زمان ورزش، عشق و شادی هست.

پس سعی کنید تا می تونید ورزش کنید، عشق بورزید و شاد باشید

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۸ | ۱:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

روزهایی را هم برای خودت زندگی کن

برایِ خودت شاخه گلی بخر

به دیدن خودت برو،

موسیقی مورد ِ علاقه ات را گوش بده

به گلدان تاقچه ی اتاقت آبی بده

به آدمها بی منت لبخندی بزن

بر سر کودکی دست نوازشی بکش

سرت را رو به آسمان بگیرو آرام زمزمه کن:

خدا جان دوستت دارم...

برگرد به خانه،

دوشی بگیر

برای خودت چای دم کن

در آینه نگاه کن

چشمکی بزن و بگو

سلام رفیق!

حال تنهاییت چطور است؟!

مبادا خودت را از یاد ببری...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٤ | ۳:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در غروب عرفه ات ،

در دلتنگی های مدام روزانه ام

و در حسرت ، دیدار خانه ات

و هروله ، در سعی و صفایت

و احرام سفید ، وارستگی پوشیدن

دلم را برای قربانی تمام آز و نفسهایم

به پیشگاهت آوردم

مگر در این غروب عرفه ، ابراهیم

ولوله ،قربانی کردن اسماعیلش را نداشت ؟

مگر نه اینکه ، او را در امتحان نبوت ، مقام امامت دادی ؟

به حق سربلندی ابراهیم و نجابت اسماعیل

و به حق آخرین منجی دنیایت ، مهدی موعود 

تمام بدیهایمان را قربانی کن ،

بگذار تا سر ببرم ، تمام شیاطن های وجودم را

بگذار پاک شوم در مسلخگاه عشق

و دست بشویم از تمام وابستگی های دنیایت

جز تو چه می خواهم

ای خدای کعبه و عرفات

پویا

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٢ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شهریور ، ماه قاصدک هاست

با نسیم ، پرواز می کنند و دلتنگی ها را می برند

هر کس در گوششان چیزی می خواند و به بادشان می دهد

و چه خانه به خانه ،

آمدن پاییز را ،

فریاد می زنند

 

قاصدکی روی سنگ فرش خیابان  ،

درانتظار یک دست... یک فوت... این همه رهگذر  ، . . .

کسی پیامی ندارد برای کسی؟!



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٠ | ٧:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نمی دونم این چند خط از کیه اما تفسیر جالبیه:

کمی تأمل کنیم و اندیشه ; که:

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ ؛ ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ

ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ ؛ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﺒﺎﺷﯽ

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻣﻬﻢ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﻌﺒﻪ ﯼ ﺁﺑﺮﻧﮓ ﺑﯽ ﺧﺎﺻﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺍﻡ

ﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﯿﺰ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺸﺖ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮔﻠﺪﺍﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﮐﺎﮐﺘﻮﺳﯽ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ، ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ

ﻣﻦ ﺑﻪ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎﯼ ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ ﻭ ﺍﺩﺑﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﻡ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﯽﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ

ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎ، ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ .

ﺭﺍﺳﺘﯽ ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﯾﻢ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ؟

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٧ | ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اینقدر سکوت نکن …

زمزمه کن

گاهی ، قدم بزن در کوچه های زندگی …

و گاهی آرام پرواز کن …

این آبی بیکران مال تو نباشد …

مال کیست ؟؟



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٥ | ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ