مردی در جمعی می گفت :

زن برای مرد به  کفش میماند!!

 مرد هر وقت  بخواهد میتواند آن را عوض کند  !!!

حکیمی هم در همان جمع نشسته بود ،

حکیم گفت : مرد راست میگوید ،

برای مردی که ارزش خود را

چون " پا " میداند زن مانند " کفش " است...

اما برای "مردی " که خو د را چون "پادشاه " میداند

" زن " مانند " تاج " است...

 

 

مراقب تاج سر خودتون باشید و لحظه هاش رو  پر از عشق کنید 




تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱٦ | ٥:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من حلالت کرده ام

چون توی قرآن خوانده ام

آیه ی شراً یَرَه

بدجور جبران می کند ...


مهرداد تکلو

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۸ | ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

باز هم کشته و بازنده ی این جنگ منم

که تو با لشکر چشمانت و ... من یک نفرم !


محسن نظری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٧ | ٧:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دمِ چشم هایت گــــرم

با آن دوستت دارم های عاشقانه اش !

از زیر زبانت

که نمی توان

حــــرفی کشیـــد ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٥ | ۸:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

با خودم عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم

بگویم:

از تو دلگیرم،

ولی باز تو را دیدم و  گفتم :

بی تو می میرم .....

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٧ | ٩:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من، در رویای خود دنیایی را می بینم،

که در آن، هیچ انسانی انسان دیگر را، خوار نمی شمارد.

زمین، از عشق و دوستی سرشار است

و صلح و آرامش ، گذرگاه هایش را می آراید .

من در رویای خود، دنیایی را می بینم که در آن،

همه گان، راه گرامی ِ آزادی را می شناسند.

" حسد "، جان را نمی گزد

و " طمع "، روزگار را بر ما سیاه نمی کند.

من، در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن،

سیاه یا سفید،

از هر نژادی که هستند،

از نعمت های گسترده ی زمین سهم می برد.

هر انسانی " آزاد " است.

شور بختی از شرم، سر به زیر می افکند

و شادی همچون " مرواریدی " گران قیمت

نیاز های تمامی ِ بشریت را بر می آورد .

چنین است دنیای " رویای " من !




شعر از، لنگستون هیوز
ترجمه از، احمد شاملو

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۱٦ | ٥:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

قلبت را آرام کن..

یک وقتهایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوت هایت…

نگاه کن به اطرافت..

به خوشبختى هایت…

به کسانی که میدانی دوستت دارند…

به وجود هایی که برایت اهمیت دارند…

و به خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت…

گاهی یک جای دنج انتخاب کن…

گاهی یک جای شلوغ…

آرامش را در هر دو پیدا کن…

هم درکنار شلوغی آدم ها…

هم درکنار پنجره ای چوبی و تنها…

دل مشغولی ها را گاهی ساده تر حس کن…

باران را بی چتر بشناس…

خوشحالی را فریاد بزن…

و بدان که تو بهترینی…

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۱٦ | ٧:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وقت شرعی ، لطف کن از پیش مسجد رد نشو

موجبات سستی ایمان مردم می شود ...

جواد منفرد

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٩ | ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از نگاهت تا دلم

رنگین کمان گل می کند

با تو باید

مثل باران حرف زد ....

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۸ | ۸:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

» تو « ...

رفتی ...

اما ...

بدان چیزی عوض نشد ...!!

پای » ما « ...

تا ...

ابد گیر است ..

» من و تو « ...

شریک جرم ...

یک مشت خاطره ایم ...!!!

 

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٧ | ٢:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آنقدر ها هم

روی وقار من حساب نکن …

قطب زمین هم که باشم

تو را که میبینم

یخ هایم آب میشود ..

 


 

شاید نو روز هم مثل بقیه روزای عمر ما باشه

اما یادتون باشه ،

ضمیر نا خود آگاه ما  آدما

همیشه دنبال یه فرصت میگرده

برای تجدید قوا،

تا بتونه این روزای تکراری رو

دوباره تکرار کنه

پس بهش امید بدید....

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٧ | ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند،

روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود .

استاد سوالی را از لیلی پرسید ، لیلی جوابی نداد ،

مجنون از پشت سر آهسته جواب را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت

استاد دوباره سوال خود را پرسید

و باز مجنون در گوش لیلی و باز لیلی هیچ نگفت،

و بعد از بار سوم استاد لیلی را خواند

و چوب را بر پای لیلی بست و او را فلک کرد .

لیلی گریه نکرد و هیچ نگفت.

بعد از کلاس ، لیلی با پای کبود لنگ لنگ قدم بر می داشت

که مجنون عصبانی دستش را بر بازوی لیلی زد و گفت:دیوانه

مگر کر بودی که آنچه را به تو گفتم نشنیدی و یا لال که به استاد نگفتی

لیلی اشکش در آمد و دوید و رفت .

استاد که شاهد این منظره بود پیش رفت و گوش مجنون را کشید و گفت

لیلی نه کر بود و نه لال ،

از عشق شنیدن دوباره صدای تو ، فلک را تحمل کرد و دم بر نیاورد ،

اما از ضربه اهسته دست تو اشکش در آمد ،

من اگر او را به فلک بستم استادش بودم و حق تنبیه او را داشتم

اما تو عشق او بودی و هیچ حقی برای سرزنش کردنش نداشتی .

مجنون کاش می فهمیدی که لیلی کر شد تا تو باز گویی!

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٤ | ۳:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کوری چشم حسودان چمن

آخرین اسفندها هم

دود شد...

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حافظه، برای عتیقه کردنِ عشق نیست،

برای زنده نگه داشتنِ عشق است.

اگر پرنده را به قفس بیندازی،

مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی و پرنده ی قاب گرفته،

فقط تصور باطلی از پرنده است.

عشق، در قاب یادها، پرنده ای ست در قفس.

مِنت آب و دانه بر سر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش ...

عشق، طالبِ حضور است و پرواز، نه امنیت و قفس ...



از کتاب یک عاشقانه ی آرام-  نادر ابراهیمی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | ۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اگرمی خواهید خط مقدم دلها را فتح کنید ،

اول باید، خاکریزهای کدورت را پشت سر بگذارید.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٠ | ٧:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاهی میان مردم

در ازدحام شهر،

غیر از تو هرچه هست فراموش می کنم ...



فریدون مشیری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٩ | ۸:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

زمان چیز عجیبیست؛؛؛؛

همه چیز را بی اجازه میبرد..

جز حس دوست داشتن را.....





تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٤ | ۸:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دیر آمدی ای نگار سرمست

زودت ندهیم دامن از دست !!!

سعدی

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٢ | ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دخترم

اگر زندگی را به یک سفر مانند کنیم ، همسران هم سفران راه هستند .

اگر این سفر با شناخت همراه باشد ،

از آن شور و عشق و دلدادگی پدید می آید

تابه آرامش و سعادتی که همانا هدف نهایی هر ازدواج است،منجر شود.

پس دخترم می بینی که ازدواج یک اتفاق و یک تحول بزرگ است

که اگر با توکل و درایت و کاملا عقلانی محقق شود ،

کامیابی و رضایت با آن قرین گردد و اگر بدون حساسیت و بر اساس

احساسات زودگذر و معیارهای نادرست انجام پذیرد ،

نتیجه ای جز ناکامی و پشیمانی در بر نخواهد داشت ...

 

چند خطی  از کتاب :دخترم با تو سخن می گویم

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٤ | ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

به ...

» هوایت « بگو : ...

به ...

سرم نزند ...!!

من ...

سرم درد میکند ...!!!

 

عباس رزاقی

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٧ | ٢:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مهمترین کارى که یک پدر مى تواند براى فرزندانش انجام دهد


این است که، عاشقِ مادرشان باشد...!

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٢ | ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ای معنی صدها غزل و شعر سپید

لبخند تو را همیشه باید خندید

با چتر خدا بیا به باران بزنیم

تا خیس شود هر آنکه نتواند دید

علی اکبر رشیدی

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢۱ | ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق یعنی...

یه طوری نیگاش کنین انگار آدم قحطیه ...!

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢۱ | ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

کـافـی سـت حـرفِ تـو بـاشـد

هـیـچ واژه ای

روی پـایـش بـنـد نـمـی شـود

راهـش را مـی گـیـرد وُ

تـا دوردست عـطـر تـو

پـروانـه مـی شـود

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٠ | ۱:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

قهرم!

با دنیایی که بینمان فاصله ای به درازای حسرت “ندیدن تو” گذاشت!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٩ | ۳:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چرا دیوونگی نسبت به حساب نمیاد؟

مثلا بگن تو چه نسبتی باهاش داری؟

منم بگم دیوونشم . .

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٩ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گاهی ...

» خوب « هستم ...

گاهی » بد « ...

میانگین ...

که ...

بگیری ...

بی » تو « ...

هیچم ...

هیچ ...

عباس رزاقی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٧ | ٢:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یک نفـــــــــر در هـمین نزدیکــی هـــــــــا

چــیزی

به وسعت یک زنــدگی بـــــــــرایت جـــــــــا گذاشته است

خیالـــت راحت بـــــــــاشد

آرام چشمهـــــــــایت را ببــند

یک نفـــــــــر برای همه نگرانـــــی هایت بیـــــــــــدار است

یک نفـــــــــر که از همه زیبایی هـــــــــای دنیــا

تـنهــــــــــا تـــو را بـــــاور دارد

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٥ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

        باری امید خویش به دلداری ام فرست

                     دانی که آرزوی تو تنهاست در دلم

 

هوشنگ ابتهاج

 




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٥ | ٦:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تمامِ فکر‌هایم را کرده ام

بهترین راه همین است که یک شب زلزله‌ای بیاید

قاره ی من را به قاره ی تو نزدیک کند

همان شب من تنها جاده‌ ی مانده تا رسیدن را بدوم

و بدوم

و بدوم

صبح تو را کنارِ خانه جنگلی‌ کوچکی ببینم

که بی‌قرارِ آمدنِ من ایستاده ای

با سرِ انگشتان مردانه ات موهایِ سیاهم را پشتِ گوشم بزنی‌

و با مهربانی بپرسی‌

صبحانه نانِ محلی می‌خوری با پنیر و گردوی تازه؟؟



نیکی‌ فیروزکوهی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٥ | ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دوستی چه زیبا نوشته بود :

سلام به "آنها"  که همیشه دم دست هستند...

آدم هایی که عجله ندارند.

"آنها"  که «گوش» هستند.

"آنها"  که هوای گفتگو دارند.

"آنها"  که کلمه به کلمه با تو هستند.

"آنها"  که وقتی تلفنی با آنها حرف می زنی مرتب نمی گویند:

«باشه باشه»،که یعنی خداحافظی.

"آنها"  که بلند می گویند: دوستت دارم.

جانم در می رود برای "آنها" که نیمه راه نیستند. نیمه تمام نیستند.

پلاک موقت نیستند. یک روزه نیستند.

"آنها"  که مدام هستند.

"آنها"  که جنس روابط شان همیشگی است.....

سلام به  "آنها"  که تمام نمی شوند. . .

 

یلداتون مبارک دوستان



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۳ | ٩:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مصرعی از قلب من با مصرعی از قلب تو

شاه بیتی میشود در دفتر دیوان عشق

 

صائب تبریزی

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢۸ | ٦:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

جایی دری هست،

روزی آن را خواهی یافت

وقتی که دیگر به دنبالش نیستی...

روزی رویاهایت تحقق پیدا میکنند

و ترا غافلگیر میکنند.....

به امید آنروز

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٥ | ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق یک عکس یادگاری

یا یک مزاح شش ماهه یا یک ساله نیست

واقعیت عشق در بقای آن است

و حقیقت عشق در عمق آن …

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٤ | ٦:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یک همیشه یک است،

شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عددباشد

اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد،

یک خاطره ، یک نگاه، یک دوست ...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٥ | ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همیشه دور نما ها

خواستنی ترند

مثل سراب

مثل فردا

مثل تو . . .

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٧ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فراموش کردنت ساده است !

چند خط شعر می‌خواهد وُ

چند صد سال عمر ..



افشین صالحی 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۳٠ | ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق، خودش خواهد آمد.

نمی توان از آن فرار کرد.

عشق خودش آهسته آهسته می آید و

در گوشه ای ازقلب مهربانت، آرام وبی صدا

می نشیند و تو متوجه اش نخواهی بود...

وبعد ذره ذره قلبت را پر می کند .کم کم مثل ساقه ی مهر گیاه...

در تمام جانت می پیچد وریشه می دواند،

به طوری که بی آن نمی توانی نفس بکشی.

 

چند روز پیش سالگرد برداشتن دیوار برلین بود ، اینم عکس عاشقانه ای از دیوار برلین

حالا به جای دیوار تو خیلی از جاهاش ، ستونی از لامپ های روشن  رو گذاشتند .

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٥ | ٦:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

با وفا خواندمت از عمد که تغییر کنی

گاه در عشق نیاز است به تلقین کردن

کاظم بهمنی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱۸ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وقتی که چترت را گشودی در کنارم

با یک دلِ ابری هوس کردم ببارم


در گیر و دار قحطیِ یک لحظه شادی

لبخندهایت می شود دار و ندارم ..


عمری فقط از غصه ها گفتم برایت

از صبر تو .. از چشم هایت شرمسارم

  محمد شریف



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٧ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اصلا حسین جنس غمش فرق می کند

این راه عشق، پیچ و خمش فرق می کند!

اینجا گدا همیشه طلبکار می شود

اینجا که آمدی  کرمش فرق می کند!

علی زمانیان

 

مهدی جان

می دانم این روزها بر داغ کشته های نینوا

تو هم اشک می ریزی و سینه می زنی

می دانم در بین مایی و با روضه علی اصغر حسین گریه می کنی

می دانم داغ عمویت عباس ، بغض را در گلویت می فشارد

مولا جان، مهدی جان ، تسلیت ما را هم بپذیر 

کربلا رفتی ، یاد ما هم باش

دانلود مداحی دلنشین اباصالح التماس دعا ..

اباصالح التماس دعا

هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی ، کاظمین رفتی ، کربلا رفتی یاد ما هم باش

ابا صالح یا اباصالح

مدینه رفتی به پابوس مادرت زهرا ، یاد ما هم باش

به دیدار قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یاد ما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابالفضل با صفا رفتی یاد ما هم باش

..........



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱۱ | ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از فراق روی یک یوسف اگر یعقوب سوخت

هجر هفتاد و دو یوسف کرده خونین دل مرا

 

 

 

پیامبر اکرم می فرمایند :

«هرکه یاد کند مصیبت ما را و بگرید و بگریاند مردم را،

در روز قیامت در درجه های ما خواهد بود

و هرکه مصیبت ما را یاد کند و گریه کند،

چشم او در روزی که چشمها همه بگریند، نگرید

و هرکه در مجلسی بنشیند و دین ما را احیاء نماید،

دل او نمیرد در روزی که دلها همه بمیرند»

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٠ | ۳:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

امیر کشور دلها ست عباس

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٩ | ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

الحق که به تو ، نام قمر می آید


ای ماه ترین عموی دنیا

 

عبــــــاس 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٧ | ٦:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

جالبه هر چی بزرگ تر میشی

احساس و درکت هم نسبت به محرم بیشتر میشه

پخته تر میشی

دوست داری تو هم کربلا باشی

اونم چی

همون روز عاشورا با امام حسین

درست همون جا کنار عباس علمدار

توی همون معرکه!!

اما خوب که فکر می کنی ، می بینی

توی همون درسای اولیه اخلاق حسینی موندیم

خودسازی نکردیم

خیلی فاصله داریم تا عاشورایی شدن

خیلی از امام حسین دوریم

خیلی  جاها  دل امام زمان رو شکوندیم

اما باز دوباره ، تو محرمت

پشیمون و سر به زیر ، میام زیر خیمه عشقت

جایی دیگه ندارم که برم

کسی رو نمی شناسم

مثل مداحها نمیگم سگ در خونه ات

اما بذار لااقل چایی ریز عزادارات باشم ، و کفش جفت کن سینه زنات

بذار بیام تو روضه هات

دوست دارم اشک بریزم و دلم رو سبک کنم

......



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٥ | ۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یک سال را به خاطر یک ماه زنده ایم

دنیای ما بدون مُحَرَم نمیشود

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۳ | ٦:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مرغ دل ما را که به کس رام نگردد

آرام توئی ، دام توئی ، دانه توئی تو ..

 

 حبیب خراسانی

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۳ | ٦:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

صدای خنده خدا را می شنوی ؟!

به آنچه محال می پنداری می خندد،

پس آرزو کن …

نترس

به زبان بیار

او خدای تمام کائنات است!!!

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٩ | ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حکمت باران دراین ایام میدانی زچیست؟

آب وجارو میشود بهر محرم کوچه ها

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٩ | ٦:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

" چای " ...

چه بهانه " عاشقانه " ...

خوبیست ...

برای ...

کمی با " تو " نشستن ...





تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۸ | ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همه می گویند؛ همرنگ جماعت شو .

اما چه سود !!

جماعتی که تو را فقط به رنگ خود می پسندند،

هرگز تو را به خاطر خودت نمی خواهند.

آنان خلاف نظر خود را نمی توانند ببینند،

و تلخترین تراژدی آن است که،

تو آنگونه که میخواهی نیستی !!!

 امین پور



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٧ | ٦:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺩﯾﻨﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﻫﻨﺪﺳﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﻧﻘﻄﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺣﻮﻝ ﻣﺤﻮﺭ ﻧﻘﻄه ﻗﻠﺐ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﺳﻘﻮﻁ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﯼ ﻗﻠﺐ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﭘﺎﮎﺗﺮﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﻨﺼﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﮐﺴﯿﮋﻥ ﻣﯿﺴﻮﺯﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺪﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﯿﻤﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ : ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺳﯿﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﻗﻠﺐ ﺍﺛﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﺗﻨﻬﺎ ﺁﻫﻦ ﺭﺑﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﻠﺐ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﮑﺸﺪ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﻧﺸﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ : ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻥ ﺗﻮﺻﯿﻔﺶ ﮐﺮﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﻭﺭﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮﭘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﻭﺕ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻠﻤﻪﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺿﯽ ﻭ ﻣﻀﺎﺭﻉ ﻧﺪﺍﺭﺩ

ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺯﯾﺴﺖ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮔﻔﺖ: ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯿﮑﺮﻭﺑﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﭼﺸﻢ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯿﺸﻮﺩ

از معلم .....

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٥ | ٩:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نمی دونم  این چند خط زیبا رو کی گفته؟

اما ، خیلی دلنشینه و حرف دل خیلی ها  :

بعضی آدم ها را نمی شود داشت ،

فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت !

بعضی آدمها اصلا برای این نیستند که برای تو باشندیا توبرای آنها !

اصلا به آخرش فکر نمی کنی ، آنها برای اینند که دوستشان بداری

آنهم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق ،

یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست …

این آدم ها حتی وقتی که دیگر هم نیستند  ،

در کنج دلت تا ابد یک جور خاص دوست داشتنی هستند .

مثل تو



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٥ | ٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

قاصدک ...

شعر مرا از بر کن

بنشین روی نسیمی

...

که ز احساس برون می آید

برو آن گوشه باغ

سمت آن نرگس مست

که ز تنهایی خود دلتنگ است

و بخوان در گوشش

و بگو باور کن

یک نفر یاد تو را

دمی از دل نبرد ...



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۳ | ٤:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تو نیستی و من

رد پای زمان را

با تمام سنگینی اش

تحمل می کنم!

...

ذکیه نوروزی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۳ | ۳:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

حُسن باران این است ، که تبسم دارد

گرد غم از همه چیز ، از همه جا می گیرد

همه جا بر همه کَس می بارد

و تعلق دارد به جهانی از عشق ...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۱ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم شهری می خواهد

پر از آدمهای دیوانه

آدمهایی که

بی دلیل بخندند

بی دلیل گریه کنند

و حتی گاهی ...

بی دلیل عاشق شوند


سمیرا  اکبرزاده

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۸ | ٦:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!

مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!

عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست،

پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن

تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق

چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟

عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه.

جام بلور، تنها یک بار می‌شکند

می‌توان شکسته‌اش را، تکه‌هایش را، نگه داشت

اما شکسته‌های جام ،آن تکه‌های تیز برنده، دیگر جام نیست

احتیاط باید کرد

همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز

بهانه‌ها، جای حس عاشقانه را خوب می‌گیرند


نادر ابراهیمی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٦ | ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من اگر از عاشقانه ها می نویسم

نه عاشقم و نه معشوق کسی!

فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بماند...

در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها ،،،

فقط تمرین آدم بودن می کنم!!!

همین..





تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٥ | ٩:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم  نیشخند

قابل توجه  مسئولین نهضت سواد آموزی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ندیدنت ...

سخت است ...

اما ...

همین که میدانم ...

هستی ...

و ...

حالت خوب است ...

" دنیایم زیباست " ...!!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ٥:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق می فروشد، به آنان که قلب ندارند...

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیست

هفت قرن است در این مصر فراوانی نیست


به زلیخا بنویسید نیاید بازار

این سفر، یوسف این قافله کنعانی نیست


حال این ماهیِ افتاده به این برکه خشک

حال حبسیه‌نویسی است که زندانی نیست


چشم قاجار کسی دید و نلرزید دلش

بشنوید از من بی‌چشم که کرمانی نیست


با لبی تشنه و بی‌بسمل و چاقوئی کند

ما که رفتیم ولی رسم مسلمانی نیست


عشق رازی‌ست به اندازه‌ی آغوش خدا

عشق آن گونه که می‌دانم و می‌دانی نیست



حامد عسگری

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۱ | ٥:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

عشق پرواز بلندی است ، مرا پر بدهید
به من اندیشه ی از مرز فراتر بدهید

من به دنبال دل گمشده ای می گردم
یک پریدن به من از بال کبوتر بدهید

تا درختان جوان ، راه مرا سد نکنند
برگ سبزی به من از فصل صنوبر بدهید

یادتان باشد اگر اگر کار به تقسیم کشید
باغ جولان مرا بی در و پیکر بدهید

آتش از سینه ی آن سرو جوان بردارید
شعله اش را به درختان تناور بدهید

تا که یک نسل به یک اصل خیانت نکند
به گلو فرصت فریاد ابوذر بدهید

عشق اگر خواست، نصیحت به شما گوش کنید
تن برازنده او نیست به او سر بدهید

دفتر شعر جنون بار مرا پاره کنید
یا به یک شاعر دیوانه ی دیگر بدهید

 

محمد سلمانی


                                                                                              



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۸ | ٥:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نا مسلمان ، اینقدر با موی خود بازی نکن

دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست....

وحید حیاتلو

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تواند باغبانت ، باغ را بیهوده در بندد

ولى نتواند اى گل ، بلبلت را بال و پر بندد


دل ما را به هم راهى است پنهانى که می آیم

به کویت از رهى دیگر اگر راهى دگر بندد


دلم با نور مه می آید و باد سحرگاهى

مگر در بر رخ نور مه و باد سحر بندد


رقیبا رو دعایى کن که عشق از ما زوال آید

که نبود در جهان دستى که دست عشق بر بندد


چه زیبا بسته بودى دوش آن نازک کمر جانا

چنین زیبا ندیدم کَس به قتل اى مَه ، کمر بندد ..


  عماد خراسانى 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٤ | ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

درد عشقی کشیده ام که مپرس         زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار                   دلبری برگزیده ام که مپرس

آنچنان در هوای خاک درش                   می رود آب دیده ام که مپرس

                                                                   ......    حافظ

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٤ | ۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

نا امیدم مکن از سابقه ی لطف ازل

تو پس پرده چه دانی که خوب است و که زشت؟


                                                                                                حافظ



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱۸ | ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

یه آرزویی بود منم شده بودم امیدش

خلاصه نشد ، اما مادرش یه حرفای قشنگی می زد

یه روز می گفت :

هرگز امید را از کسی سلب نکن ،شاید این تنها چیزی باشد که دارد

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱۸ | ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

به شیشه های اتاقم دوباره، "ها" کردم

و از نوشتن اسمت بر آن "حیا" کردم ..

به روی شیشه کشیدم شبیه یک "گنبد"

به پای شیشه نشستم رضا(ع) رضا(ع) کردم..

محمد خادم



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٥ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

  در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران ،

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

من به آن محتاجم !



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٥ | ٩:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

من و تو

یه عکس ۲نفره به این دنیا بدهکاریم  !!!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٢ | ۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

روزها در فکر و شب ها خواب می بینم تو را

 

 

  خواب شب بیهوده است بیدار میخواهم تو را

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱۱ | ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شهریور ، ماه قاصدک هاست

با نسیم ، پرواز می کنند و دلتنگی ها را می برند

هر کس در گوششان چیزی می خواند و به بادشان می دهد

و چه خانه به خانه ،

آمدن پاییز را ،

فریاد می زنند

 

قاصدکی روی سنگ فرش خیابان  ،

درانتظار یک دست... یک فوت... این همه رهگذر  ، . . .

کسی پیامی ندارد برای کسی؟!



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٠ | ٧:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بچه داری هم عالمی داره ها !!

ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ

ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ ﻭﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ

ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﺍﺣﺴــﺎﺱ

ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﺁﺩﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ!

" ﺷـﺎﻣﻠﻮ "



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۸ | ٦:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دارم تقویم زندگیمو ورق میزنم !

همش روز خوب بوده خدایی


دور از تو آنچه سمت چپ سینه ی من است “دل” نیست

موزه ی درد معاصر است . . .



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢ | ۸:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دیدی بعضی وقتا ، یهویی هوس چایی می کنی

یه کلبه تو یه جنگل دور

یه دوتا استکان کمر باریک،  تو یه سینی قلمزنی شده

یه صدای شر شر آب

و یه نگاه مهربون

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٧ | ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ما را خیال توست

تو را در خیال ، چیست ؟

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٢ | ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هنوز هم مثل سابق مهربانم

اما کسی صدایم نمی کند مهربانم !!

خدایا یه دل مهربون ، بیشتر ازت نمی خام.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٧ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ