ای بکرترین برکه! هلا سوره ی صافی !

پرهیز کن از این همه پرهیز اضافی !


داغی بزن از بوسه به پیشانی سردم

بدنام که هستیم به اندازه‌ی کافی


تلخینه‌ی آمیخته با هر سخنت را

صد شکر! شکرپاش لبت کرده تلافی !


با یافتن چشم تو آرام گرفتم

چون شاعر درمانده پس از کشف قوافی


چندی‌ست که سردم شده دور از دم گرمت

بر گردنم از بوسه مگر شال ببافی ...

 علیرضا بدیع

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱ | ۸:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید

و چه بی ذوق جهانی که مرا بــــا تو ندید

 

محمد علی بهمنی

 

 

 خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید

و چه بی ذوق جهانی که مرا بــــا تو ندید

رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست

چـــــــه سروقت مرا هــــــم به سر وعده کشید

به کف و ماسه که نایابترین مرجان ها

تپش تبزده نبض مـــــــــرا می فهمید

آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد

مثل خورشید که خود را به دل من بخشید

ما بــه اندازه هــــم سهـــــم ز دریا بردیم

هیچکس مثل تـــو ومن به تفاهم نرسید

خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد

ماه طعـــم غـــزلــــــم را ز نگاه تو چشید

من که حتی پی پژواک خودم می گردم

آخرین زمــزمه ام را همــــه شهر شنید



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱٦ | ٢:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب


دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی


احسان نصری

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٠ | ٤:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 جواب نامه ام از بس ، ز جانان دیر می آید

جوان گر می رود قاصد ، زکویش پیر می آید

 

معلوم شبستری

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۱۳ | ٦:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست

دلبری خوب است، اما دلربایــــی بهتر است...



فاضل نظری

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩ | ٥:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیست

و در این قافیه ها جز خطِ رخسارِ تو نیست

گر کسی شعر مرا وزن کند، وزن تو است

همه ی گرمی آن جز تبِ تبدار تو نیست

شاعر دفتر من حالت گیسوی تو بود

تو فقط شانه نزن باقی آن کار تو نیست

کل دارایی من خفته در این ابیات است

خوب من باز بمان، شعر که سربار تو نیست

رخِ مهتابی و من دست دلم کوتاه است

مبتلایت که خودش لایقِ تیمار تو نیست

کار عالم گره اش کور شده اخم گُشا

که جز این خنده دوا از برِ بیمار تو نیست

 

یوسف مهدوی فر

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۸ | ٦:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از یاد تو بر نداشتم، دست هنوز

دل هست به یاد نرگست ،مست هنوز


گر حال مرا حبیب پــرسد گویید :

بیمار غمت را نفسی هست هنوز

 

استاد شهریار

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٢ | ٧:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شده هرگز دلت مال کسی باشد که دیگر نیست؟

نگاهت سخت دنبال کسی باشد که دیگر نیست؟


برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ابری

ته فنجان تو فال کسی باشد که دیگر نیست؟


خوش و بش کرده ای با سایه ی دیوار وقتی که

دلت جویایِ احوالِ کسی باشد که دیگر نیست؟

 

چه خواهی کرد اگر هربار گوشــــی را که برداری

نصیبت بوقِ اشغالِ کسی باشد که دیگر نیست؟

 

حواس آسمانت پرت روی شیشه های مه

سکوتت جار و جنجالِ کسی باشد که دیگر نیست

 

شب سرد زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند

به دور گردنت شال کسی باشد که دیگر نیست؟

 

تصور کن برای عیدهـای رفته دلتنگی

به دستت کارت پستال کسی باشد که دیگر نیست

 

شبیـه ماهی قرمز به روی آب می مانی

که سین ات هفتمین سال کسی باشد که دیگر نیست

 

شود هر خوشه اش روزی شرابی هفتصد ساله

اگر بغضت لگدمال کسی باشد که دیگر نیست

 

چه مشکل می شود عشقی که حافظ در هوای آن

الا یا ایها الحال کسی باشد که دیگر نیست

 

رسیدن سهم سیب آرزوهایت نخواهد شد

اگر خوشبختی ات کال کسی باشد که دیگر نیست

 

شهراد میدری



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٦ | ٥:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!..

به پای درد دلت، ای غریبه تنها
علی علیه السلام ز سمت نجف، عنقریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید


برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید.

 

خدیچه پنچی



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٤ | ۸:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست.....

وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست.....

ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست.....

صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست....

کوله باری پر از هیچ ،که بر شانه ماست...

گله از دست کسی نیست ،.............

مقصر دل دیوانه ماست...............!


آدمــــک تنهــــای عشق

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۸ | ٩:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ