این حسرت بی پایانی ست

تو باشی من نباشم

به تماشای تو ..


نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱٠/٢٥ | ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

از رویایم

عطر اقاقی می تراود

باز سری

به تنهایی من زده ای ؟!


نیلوفرثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱٠/٢٢ | ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

رسم زندگی برای هرکسی یک جورست

کسی دلش میخواهد

بی هیچ قیدی جلو برود

یکی اما تمام حواسش جمع ست که خطوط و اصولش را خط نزند

کسی میگوید باید تا میشود  لذت برد وخوش بود

و دیگری اما فکرش معطوف ساختن خویش و آموختن ست

همه میگویند دنیا دوروزست

و زندگی مثل برق و بادی میگذرد،

اما هرکسی رسم زندگی را یک جور میرود

حالا بگذار من ، تو و هرکس دیگری رسمش را برود

اما یادمان باشد :

" رسم عشق و دوست داشتن "

همیشه آیین برقرار آدمی ست ...


نیلوفرثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱٠/٧ | ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

جهان را میشود در یک نگاه خلاصه کرد

میشود از ان سوی فاصله ها

به امید مهربانی های کسی

شاد شد و لبخند زد

میشود راز شد شعر شد

میشود هم مسیر رود شد

میشود تا انتهای قصه ها

با دوستی هم سرود شد

میشود به دنیا

چشمکی جانانه زد

با دوست لبریز شور شد ...

 


نیلوفرثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱٠/٤ | ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پاییز اگرچه زیبا ، لبریز دلتنگی ست

گویی نمیشود از این جدایی ِمسری، رها شد  

هرچه میروی بازهم،راه طولانی و رسیدن دور ست

گرچه سوز و سرما و دست های خالی بسیار اما

بهار دلگرم ست ...

زمستان را تاب بیاوریم

عطر خوشبوی جوانه ها ،نوید دوباره روییدن ست ...

"اندکی صبر ، سبزشدن نزدیک ست "

 


نیلوفرثانی




تاريخ : ۱۳٩٥/٩/٢٥ | ٦:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

به تو که فکر می کنم    

پروانه ها  

دورم میگردند..


نیلوفرثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٩/۱٢ | ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تقصیرما نیست که دلمان هوای پریدن میکند

هوای شاخه های بلند

رسیدن تا قله ها

و از میان اینهمه  دود و ماشین و شلوغی

نمیشود پرید آنسوها

انگار پایمان را بسته اند به دیوار

و دستمان که به بلندای آبی نمیرسد

حالا مانده ایم و این بغض ِپریدن

و آسمان شهری که هرروز

میان ساختمان ها و دودها

گم تر میشود

این ست که بوقت باران و پاییز

دلمان هوایی تر

بغضمان لبریزتر میشود


نیلوفرثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٩/۳ | ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بیا کمی

زندگی را بدَویم

شاید

از اینهمه غم و دلتنگی

جلو بزنیم..

نیلوفر ثانی

 

حالا نمی شد اونور دیوار می شد دیوار مهربانی ؟



تاريخ : ۱۳٩٥/۸/۳ | ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

پیش از آنکه لبخندت را دیده باشم

هزاران بار درمن

خندیده بودی

پیش از آنکه عطرت را بوییده باشم

باغی گل درمن

روییده بودی

پیش از آنکه نگاهت را گرم وگیرا

دست هایت را مهربان

و آغوشت را پناهی ببارانی

بودنت را هزار ابر درمن

گسترده بودی

شاید ندانی زندگی همین

دل سپردن های بی نشان ست

همین دوست داشتن های بی دلیل

همین در فاصله ماندن و باور داشتن

همین شکفتن در انتهایی ترین مرز انتظار

تو اما درگوشه ای از این جهان

بی آنکه بخواهی

تمامت را درمن جا گذاشته ای

ومن هرروز تکه ای از خودم را

پیوست ِتو میکنم

عشق حکایت عجیبی ست

چه بخواهم چه نخواهی

مسیرم به تو ختم میشود

ومن به اتفاق ِتو

دوباره آغاز میشوم



نیلوفرثانی خرداد94

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/٢٥ | ٩:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هم وادی مهربانی های من

از چشم هایت که بگذرم

از شوق دیدن لبخندت ،نه ..!

مجنون روایت کلماتم

برای سرودن عشق

برای پیوند بی واسطه از فاصله ها

حالا تو بگو

رویا چیز خوبی نیست  

اما من به خیال ِبودن تو

تا همیشه

شاعرم

 

   نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٦/٢٠ | ٧:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در میزنم وتو در را باز کن

بگذار برای یک بارهم که شده ، پشت این درهای بسته

کسی باشد که در را باز میکند

لبخند میزند و دل را مهمان یک فنجان حرف های معطرمیکند

حرفی از جنس بودن ها ،تعلق ها

در میزنم وتو در را باز کن

گشودن در یعنی هنوز کسی جایی منتظر توست

ومسیری رو به گشایش گره ها

یعنی زندگی هنوز هم

نفس میکشد حتی میان دیوار ها ...


نیلوفرثانی

 

خانه ای قدیمی در بروجرد



تاريخ : ۱۳٩٥/٥/۱۸ | ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هوس میکند سیب

با دست تو

سقوط را باز

زیبا کند...



نیلوفرثانی

 





تاريخ : ۱۳٩٥/٥/٦ | ٥:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دلم نمی گیرد از شب

یادت

هزار فانوس آویخته بر

ثانیه هاست ...



نیلوفرثانی

 





تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٢٤ | ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

فکرکنیم

"به اینکه چگونه میشود دیگران را دوست بداریم "

دنیایمان در نبود عشق وعاطفه ، نابودست ..

برای دوست داشتن شاید فردا دیر باشد

همین امروز کسب وکارمان را

"دوست داشتن" کنیم ...

 

نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٤/٢٢ | ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

تو بر قرار عشق باش

من قول می دهم

بر مدار تو بچرخم

نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱٩ | ٦:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دستی باید که برون آید

و بردارد بار دلتنگی های بر دل افتاده را

سقوط  در تماشاگه ِ زوال ِ روزهای بی تو بودن

نفسی نمیگذارد

برای روز دیدار

تا مجالی هست

برگرد .



نیلوفرثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱ | ٦:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دارد دیر میشود بیــا ،

انتـظار سرخ ما

آلوده به جنون ست

از دست میرود صبرمان دیگر

بیــا ..

نیلوفر ثـانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱ | ٦:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

گره کور دلتنگی

افتاده بر لحظه هایــَم

گره گشایم ، روی تو

اندکی زودتر

بیا...


نیلوفرثانـــی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱ | ۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اردیبهشت صفایش را بر دلمان ریخت و کم کم میرود که عبور کند

میرود و بر احوالمان ردِخوشش را باقی میگذارد

تا یکسال را به نیرویش سرکنیم

اردیبهشت ،نگاه و حضور دوست ست

همانکه که بودنش معنای ِخوش بهار و زندگی ست

چه خوب ست فانوس لحظه هایمان را

به اعجاز خویش روشن کرد تا دل مان را سرشار عشق

و مهری جاودانی کنیم

اردیبهشت ،خود بهشت ست بیایید به اتفاق هم

این بهار را درخاطره ها ماندنی کنیم ..


نیلوفرثانی

 





تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢٩ | ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

در این ساعت شلوغ زندگی

در این انبوه رفت و آمدهای پی در پی

در این سرعت بی درنگ ثانیه ها

تو

یک مکث عاشقانه ای ...


کتاب بی واسطه دوستت دارم ..نیلوفر ثانی

 

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢٦ | ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هنوز در دنیای من

دست های گرم تو

بهترین اتفاق ِکودکی ست

و تا امروز ،حضورت

یک نفس ِعمیق

یک اطمینان ِبی هراس

یک سایه ی ِامن ِدوست داشتنی ست

هزار دفتر بنویسم

از غریبی

تا تو هستی

تنهایی بی معنی ست ...


                                                        نیلوفرثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢ | ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

مانده ام خانه و فکرم

گره هاست

نگرانم که کسی

بخت مرا

بی تو ، گرهی کور زند  .....

 

نیلوفرثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۱/۱۳ | ۸:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

خوبست تو هستی

تا زمستان سرد تمامم نکند ...

 

نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/۱۱ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

احساس تو

  تکثیر در زیبایی هاست

  درهر آرامشی

  ردی از تو پیداست

  تکرار نمیشوی در هیچ اثری ....

  چشم تو

اعجاز بی چون وچرا ست ...


نیلوفرثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٠/٢٩ | ٥:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

دور شدم از تو و

هزار باره برگشتم

نمیشود از تو گذشت

نمیتوان بی تو راهی شد

هرکجا باشم

هزارباره در منی


باید فکرکنم ، بیشتر فکرکنم ، باید بفهمم ، بفهمم :


                                             چرا دوستت دارم

                                            چرا ؟؟

نیلوفر ثانی

 

 

من گفتم شاید خوابگاههای پسرونه پر شده از شعر های عاشقانه

بعد که برا تعمیرات ، این خوابگاه دخترونه رو تحویل گرفتیم ، نظرم عوض شد



تاريخ : ۱۳٩٤/٧/۱٦ | ٦:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

شبیه کسی که گمشده ای دارد

در خیابان های این شهر

شبیه کسی که پر شده از بغض های فرو خورده

خیس زیر باران

شبیه کسی که تو را میخواهد و نداردت

شبیه یک آرزوی مانده در خیال

کودکی کال

شبیه دل دل بی وقفه ی گنجشککی برای

اولین پرواز

شبیه یک عاشقی پنهان و بی صدای

طولانی

شبیه بی قراری لحظه دیدار

شبیه اضطراب آخرین برگ مانده

بر شاخه پائیز

شبیه سکوتی که فریاد میزند نام تو را

شبیه چک چک خاطره از بام یاد

شبیه پیچش عطر رازقی در شب های خرداد

شبیه تنها مهلت بخشش محکوم بی گناه

.

.

.

.

نه شبیه هیچ چیز هیچ کس

تو را دوست دارم....


نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱٩ | ۸:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

آقا اجازه ، دل زده ام از تمام شهر

بی تو دلم گرفته از این ازدحام شهر

آقا اجازه ، دست خودم نیست خسته ام

در درس عشق من صف آ خر نشسته ام .....

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٥ | ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

اگر کسی واستون مهمه بهش بگید.

رک و راست بهش بگید .

بدون ترتیب و آدابی....

منتظر فرصت ِ بهتر نباشید...

هر لحظه دارین بهترین فرصت رو از دست میدین ...

فکر نکنید خودش میدونه .

فکر نکنید از کاراتون میتونه بفهمه ....

آدمها نیاز دارن بشنون که کسی دوستشون داره.

کسی دل نگرانشونه .

و برای کسی مهم هستن....

آدمها رو در حسرت شنیدن یک دوستت دارم ،

در حسرت یک در آغوش گرفتن گرم و صمیمانه ،

در حسرت شنیدن آهای حواست باشه تو فقط مال ِ خودت نیستی...

در حسرت ها و حسرتها

دق مرگ نکنید..

 




تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٠ | ۸:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

 

بـاد را بگو :

  آرام بـگیرد،

   مـدتهاست

   بـی واسطه

   دوسـتت دارم !!!

 



                             نیلوفر ثانی

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۱٩ | ٩:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

ای کاش نرفته بودی

ای کاش دست به دست آن راه

نداده بودی

سفر نکرده بودی

ای کاش وقت ِما

در تماشای ِعشق

صرف میشد

نه در انزوای ِخاموش تنهایی

ای کاش زندگی را

جدی میگرفتیم

مثل نگاه ِقمری به اهل خانه

و دمیدن بهار

از ترک های دیوار

مثل نفس های ِشوق

مثل تب و تاب دریا

ای کاش تو بودی ...

ای کاش ....


نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۱٧ | ٩:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

نمی دانی وُ

در عمق ِتنهایی

فرو میروم

مرداب می شوم

نام تورا میخوانم وُ

دوباره رود می شوم

و این قصه ی بارانی

هرروز تکرار میشود

 

نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۱۱ | ٩:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

هفت سین برای من امّا ،

نه هفت حرف ،

که فقط یک نقطه کافی است .

نقطه ای که با آن سال ِ نو

بشود سال ِ تو ...

 




تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٦ | ٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

زمان را باید نگه داشت

برای لحظه ای که لبریز توست

و من هنوز تمامش را ننوشیده ام .


زمان را باید نگه داشت

برای مکث در شیدایی نگاهت

و آشوب پرهیاهوی آغوشت

تا شعر چشم تورا تمام کنم



زمان راباید نگه داشت

وروبروی تو نشست و بی هراس از گذر ثانیه ها

چشم به چشمهایت دوخت

تورا سیر تماشا کرد

و بیم نداشتنت را نداشت



زمان راباید نگه داشت

و ذوب در بودنت شد

آنقدر شفاف ، آنقدر زلال

که گویی درهم آمیختگی ازلی و ابدی ست

و هیچ مرزی قادر به جدایی اش نیست



زمان را باید نگه داشت و شعری سرود

شعری به بلندای دوست داشتنت

و به وسعت زمان

که هرچقدر بگذرد باز برای سرودنت

فرصت باشد 



آری زمان را باید نگه داشت

ونفسی تازه کرد

برای دوباره عاشق شدن

برای دوباره بپای تو مردن

برای یک عمر داشتنت ،

زمان را پیوسته بوسیدن ..


نیلوفرثانی
بیستم بهمن93

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٤ | ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

چرا وقتی درمن راه میروی صدای قدمهایت را نمیشنوم؟

چرا اینقدر آهسته ، اینقدر نازک؟

میترسی شیشه ی دلم ترک بردارد؟

آری دل من بند خورده ی رفتن هاست ...

 آهسته بیا که اگر روزی رفتی

دل من صدپاره ی این مصیبت نشود


نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۳ | ۸:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

این جمله رو تا حالا نشنیده بودم

عشق هم آدم رو تمدید می کنه!!!

اما جالبه ها

خیلی قشنگه

یه دنیا حرفه

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱۱ | ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

بنام ِ

حواست باشد اگر از دوست داشتن کسی  اطمینان داری ،

خودت را در موقعیتی قرار ندهی که بخواهی ازاو دور شوی ...

چراکه نمیدانی بعد از آن چه میشود ...

احتمالا با این واقعیت روبرو میشوی که بدون اوهم میتوانی زندگی را ادامه بدهی  ...

و قلبت از نبودش و دوریش نمیایستد

اینجا دو حس متضاد  تمام  وجودت را میگیرد

هم اینکه آنقدر میتوانی قوی باشی که بی نیاز به وجود کسی هم زنده بمانی

و هم آنکه آنقدر دردناک ست که تنها انگیزه ی زندگی ات را از دست دادی 

و حالا بی انگیزه تنها باید روزها را بگذرانی

و در میبابی زندگی میتواند خیلی خشن تر از آنی باشد که تاکنون یافتی

پس اگر کسی را دوست داری ازاو دور نشو ....

 

حرفهایی زیبا از نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۸ | ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

 

 

 

بگذار

نگاهمان

در عصری پاییزی

وقوع یک حادثه باشد

تا حافظه ی این شهر

لبریز از

حادثه ی عشق شود

 

 

نیلوفر ثانی

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٥ | ۸:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
تو آمـدی و ُ

صـدای پَـر زدن یک پرنـده

در دل َم پیچیـد


نیـلوفر ثانی


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٠ | ٦:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()

این پاییز

به اعتبار گرمی دست هایت

دنباله رو بهار میشود

حالا میبینی

درخت ها به یلدا نرسیده...

شکوفه میدهند


نیلوفر ثانی   پاییز93

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۳ | ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٩ | ٧:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۳ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۳ | ٥:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پـــــــــــو یا | نظرات ()
  • فروش بک لینک
  • قالب وبلاگ