آخرش روزی بهار خنده هامان می رسد


آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد
پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم...

رضا احسان پور 

 


/ 15 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یگانه

مثل همیشه، تصویر کلی حرف داره...ممنون از اینکه احساسات مختلف رو نشون میدین...[گل]

دریا

به یکدیگر مِهر بورزید‌‌ اما از مِهر بَند نسازید بگذارید که مِهر دریای مواجی باشد در میان دو ساحل روح های شما …

دریا

شیشه ها شکستنیست ، زندگی گذشتنیست / این فقط محبت است که همیشه ماندنیست[گل]

دریا

اگر بر آب روی ، خسی باشی اگر بر هوا پری ، مگسی باشی دلی به دست آور ، تاکسی باشی . . [گل]

دریا

زندگی تعداد دم و بازدم ها نیست بلکه لحظاتی هست که قلبت محکم میزند بخاطر خنده بخاطر اتفاق های خوب غیره منتظره ، بخاطر شگفتی،بخاطر شادی ، بخاطر دوست داشتن های بی حساب ، بخاطر عشق ، بخاطر مهربانی شادی ات را به اطرافت بپراکن و با حد و حصر هایی که گذشته به تو تحمیل کرده، مبارزه کن زندگی زیباست![گل]

محمد

کاش می توانستم راحت حرف بزنم … چیزی بگویم از دلتنگی … میان آدم هایی که در این اتاق مجازی جمع شدند … فقط می گویم منم دلتنگم

همسفر جاده دلتنگی

این باد لعنتی مداوم و این همه قاصدک تا کی نیامدنت را پیغام می دهند؟ «کاظم خوشخو»

همسفر جاده دلتنگی

بعد از آن همه سرگردانی روی وجب به وجب خاک بعد از آن همه جستجو روی نقشه های جهان دانستم دستان توست وطن من! «قدسی قاضی نور»

همسفر جاده دلتنگی

گردنم منتظر حلقه ی دستان تو بود بر سر چشمه ی خواب لیک دیدم به دو چشم نگران دست های تو گذشت، همچو آبی که روان بود، به سوی دگران! «اسماعیل شاهرودی»

شهرزاد

قیصر امین پور؟ :|| شاعر این شعر زیبا، رضا احسان پوره