مرداب

نمی دانی وُ

در عمق ِتنهایی

فرو میروم

مرداب می شوم

نام تورا میخوانم وُ

دوباره رود می شوم

و این قصه ی بارانی

هرروز تکرار میشود

 

نیلوفر ثانی

 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دریا

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است…

دریا

دلی به وسعت دریای کدر نمی خواهم، برای من دلی به شفافیت یک لیوان اب ،کافیست . .

زهـــــرا

دلم دل نیست ، دریا نیست ، مرداب است که موجی هم سراغش را نمی گیرد [اوه]

پیشتاز اسپرت

خدایا خطا از من است , میدانم از من که سالهاست گفته ام " ایاک نعبد " اما به دیگران دلسپرده ام از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین " اما به دیگران تکیه کرده ام ... اما تو رهایم نکن ... !!

کرگدن دل نازک

ای آنکه ویران کرده ای احوال ما را.... بد نیست گاهی هم بپرسی حال ما را .... ..................................

همسفر جاده دلتنگی

كساني كه به من مهر ورزيدند، با محبت هايشان به من عاشق تر بودن را آموختند ... و شايد هيچ وقت نفهميدند با لحظات من چه كردند ... و من را تا اوج و لمس خدا رسانند ... و ... آنانكه من را رنجاندند اگر چه بارها در اين رنجش شكستم و فرو ريختم كه اين فرو ریختن نشانه ی ضعف من بوده، دوباره ايستادم و با خود گفتم: آدم ها را بايد در تفاوت هايشان دوست داشت و باز هم رسيدم به حسِ دوست داشتن آنان با وجود اختلاف ها، تفاوت ها و فاصله ها ...

همسفر جاده دلتنگی

گاهی لحظه های سکوت، پر هیاهوترین دقایق زندگی هستند ... مملو از آنچه می خواهیم بگوییم، اما نمی توانیم ...

همسفر جاده دلتنگی

دنیا همه هیچ و كار دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ دانی که از آدمی چه ماند پس مرگ؟ عشق است و محبت است و باقی همه هیچ ...

همسفر جاده دلتنگی

تراژدیِ بزرگی‌ می‌ شود زندگی وقتی نهنگِ اقیانوس عاشقِ ماهیِ برکه شود ...!

همسفر جاده دلتنگی

هر وقت بين دو تا انتخاب مردد بودی، شير يا خط بنداز مهم نيست شير بيفته يا خط ... مهم اينه که اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه، يه دفعه بفهمی، دلت بيشتر می خواد شير بيفته، يا خط ...!