آدمهایی مثل کتاب

آدم ها مثل کتاب ها هستند

بعضی از آدم ها جلد ضخیم دارند

و بعضی نازک

بعضی از آدم ها ترجمه شده اند

و بعضی صفحات رنگی دارند

بعضی از آدم ها تیتر دارند، فهرست دارند

و روی پیشانی شان نوشته شده است:

حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است

بعضی بعد از فروش پس گرفته نمی شوند

بعضی از آدم ها را باید جلد گرفت

بعضی از آدم ها نمایشنامه اند

و در چندین پرده نوشته می شوند

بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند

بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند

بعضی آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم

بعضی ها را هم نباید خواند...



قیصر امین پور

/ 15 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
۩۞۩ آفتاب ۩۞۩

اگر سنگ....سنگ........ اگر آدمی آدم است اگر هرکسی جز خودش نیست اگر این همه آشکارا بدیهی است چرا هر شب و روز....هر بار بناچار هزاران دلیل و سند لازم است که ثابت کند: تو تویی؟ هزاران دلیل و سند............ با این همه امــــــا!!! با این همه تقصیر من نبود....که با این همه امیــــــــد قبولـــــی در امتحان ساده تو رد شدم اصلا نه تو..........نه من!!! تقصیر هیچ کس نیست از خوبی تو بود که من بد شـدم!

۩۞۩ آفتاب ۩۞۩

خسته ام از آرزوها؛آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی؛بالهای استعاری لحظه های کاغذی را؛روز وشب تکرارکردن خاطرات بایگانی ؛زندگی های اداری آفتاب زرد وغمگین؛پله های رو به پایین سقفهای سرد و سنگین؛آسمانهای اجاری با نگاهی سرشکسته؛چشمهایی پینه بسته خسته از درهای بسته؛خسته از چشم انتظاری صندلیهای خمیده؛میزهای صف کشیده خنده های لب پریده؛گریه های اختیاری عصر جدولهای خالی؛پارکهای این حوالی پرسه های بی خیالی؛نیمکتهای خماری رونوشت روزها را؛روی هم سنجاق کردم شنبه های بی پناهی؛جمعه های بی قراری عاقبت پرونده ام را؛با غبار آرزوها خاک خواهد بست روزی؛باد خواهد برد باری روی میز خالی من؛صفحه ی باز حوادث در ستون تسلیتها؛نامی از ما یادگاری [ناراحت]

۩۞۩ آفتاب ۩۞۩

پس کجاست؟ چندبار خرت و پرت های کیف بادکرده را زیروروکنم پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسرکار کارتهای اعتباری کارتهای دعوت عروسی و عزا قبضهای آب و برق و غیره و کذا برگه ی حقوق وبیمه وجریمه و مساعده رونوشت بخشنامه های طبق قاعده نامه های رسمی و تعارفی نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی برگه ی رسید قسطهای وام قسطهای تا همیشه ناتمام پس کجاست؟ چندبار جیبهای پاره و پوره را پشت و رو کنم چند تا بلیت تا شده چند اسکناس کهنه و مچاله چند سکه ی سیاه صورت خرید خواروبار صورت خرید جنس های خانگی پس کجاست؟ یادداشتهای درد جاودانگی؟ [گل]

۩۞۩ آفتاب ۩۞۩

پیش بیا ، پیش بیا ، پیشتر تا که بگویم غم دل بیشتر دوست ترت دارم از هر چه دوست ای تو به من از خود من خویشتر دوست تر از آنکه بگویم چقدر بیشتر از بیشتر از بیشتر داغ تو را از همه داراترم درد تو را از همه درویش تر هیچ نریزد به جز از نام تو بر رگ من گر بزنی نیشتر فوت و فن عشق به شعرم ببخش تا نشود قافیه اندیش تر قیصر امین پور[گل]

گل پامچال

درختان می گویند بهار پرندگان می گویند ، لانه سنگ ها می گویند صبر و خاک ها می گویند مصاحب و انسان ها می گویند «خوشبختی» امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ، در طلب نور ! ما نه درختیم و نه خاک . پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ، باید در حریم خودمان جستجو کنیم ... حسین پناهی سلام[گل][گل]

اهورا...

سکوت گورستان رامیشنوى؟ دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ... میرسد روزی ک هرگز در دسترس نخواهیم بود ... خاک آنتن نمیدهد ک نمیدهد...! ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ ﻋﻤﯿﻖ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ بودن را ﺑﭽﺶ ﺑﺒﯿﻦ ﻟﻤﺲ ﮐﻦ ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن انسانها آفريده شده اند که به آنها عشق ورزیده شود و اشیاء ساخته شده اند که مورد استفاده قرار بگیرند؛ دلیل آشفتگی های دنیا این است که به اشياء عشق ورزیده می شود و انسانها مورد استفاده قرار می گيرند. (نلسون ماندلا)

الی

سلام زیبا بود ممنون

آسمان

این متن آقای امین پور خیلی به دل میشینه ... ممنون [گل]

شادی

بعضی ها رو هرچقدرم بخونی بازم تموم شدنی نستن.