چشم زخم

هی فلانی !

زندگی شاید همین باشد

«یک فریب ساده و کوچک»

آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را

جز برای او و جز با او نمی خواهی

من گمانم زندگی باید همین باشد ...

 

اخوان ثالث

 

/ 20 نظر / 86 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارمغان

?????????????? فروغ فرخزاد ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺁﺳﺎﻧﯽ .. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﭼﻨﺪﺳﺎﻟﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﺴﺘﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺮﮒ ﺩﺭﺧﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﯼ ﻃﺮﺑﻨﺎﮎ ﭼﻤﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﻗﺺ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﺩﺭﺑﺎﺩ ﻋﺎﺷﻖ ﮔﻨﺪﻡ ﺷﺎﺩ ! ﺁﺭﯼ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ ﻭﻟﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺭﺥ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻧﮕﺎﺭ ! ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻠﻮﺗﯽ ﺑﺎ ﯾﮏ ﯾﺎﺭ ! ﯾﺎﺑه ﻘﻮﻝ ﺧﻮﺍﺟﻪ، ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺑﻮﺱ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ! ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﯿﺴﺖ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﻮﯾﻨﺪ .. ﻣﻦ ﻧﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻧﻪ ﻧﮕﺎﺭﯼ ﻧﻪ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﻡ … ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ، ﺑﺎﺗﻤﺎﻡ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﻔﻬﻤﻢ ! ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺭﻧﮓ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺍﻧﺎﺭ ...

ارمغان

« متنی جالب از احمد شاملو » من زندگی خودم را میکنم و برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم . چاقم,لاغرم, قد بلندم,کوتاه قدم, سفیدم,سبزه ام همه به خودم مربوط است مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است زندگی کن به شيوه خودت با قوانين خودت با باورها و ايمان قلبی خودت مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند برايشان فرقی نمی کند چگونه هستی هر جور که باشی حرفی برای گفتن دارند شاد باش و از زندگی لذت ببر چه انتظاری از مردم داری ؟؟؟ آنها حتی پشت سر خدا هم حرف می زنند!!!! : اگر خواستی چیزی را پنهان کنی لای یک کتاب بگذار! این ملت کتاب نمیخوانند......

ارمغان

صبح را زودتر از همه گنجشک ها آغاز مي کنم ... بيدار مي شوم تا آشتي نسيم و برگ درختان را تماشا کنم و به همه آنهايي که فراموش شده اند، فکر کنم. بر مي خيزم تا دروازه هاي آسمان را به روي پنجره هاي بسته زندگي بگشايم ... هنوز اميد در صبح هاي زمين قدم مي زند. هنوز بوي خوشبختي را مي شود از گلوي گلدان ها بوييد ... من پر از سلام هاي تازه ام ... تو پر از دليل هاي تازه اي .. ??

ارمغان

بايزيد بسطامي را پرسيدند : اگر در روز رستاخيز خداوند بگويد چه آورده اي؛ چه خواهي گفت؟ بايزيد فرمود : وقتي فقيري بر کريمي وارد ميشود , به او نميگويند چه آورده اي. بلکه ميگويند چه ميخواهي زندگى يک پاداش است ,نه يک مکافات. فرصتى است کوتاه تا ببالى ,بيابى , بدانى , بينديشى , بفهمى , وزيبا بنگرى ,ودر نهايت در خاطره ها بمانى...

مات خدا

هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی

سینا

گرچه شما به وبلاگ من سر نمیزنی و نظرم نمیدی ولی اشکال نداره بسیار زیبا بود...... عاشقشم مخصوصا این شعرش که میگفت هوا بس ناجوانمردانه سرد ست

...!

هی فلانی ! زندگی شاید همین باشد «یک فریب ساده و کوچک» آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی من گمانم زندگی باید همین باشد ... اخوان ثالث

مات خدا

مهربان دوست داشتنی، هیچ کس را از نعمت دوستی با خودت محروم نکن. آنجا که تو هستی، تنهایی معنایی ندارد… پروردگارم، تنها با زمزمه نام تو است که بودنم معنا می پذیرد، این زمزمه ها را جاودانه کن…

مهتاب آرام

فرهاد کوه کند، ولی من برای تو جان می کنم، ببخش که نا قابل است باز "خلیل جوادی" [گل]