باز امشب از خیال تو ...

باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم

آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم

خوابم شکست و مردم چشمم به خون نشست

تا فتنه ی خیال تو برخاست در دلم

خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست

از چشم من ببین که چو غوغاست در دلم

من نالی خوش نوایم و خاموش ای دریغ

لب بر لبم بنه که نواهاست در دلم

دستی به سینه ی من شوریده سر گذار

بنگر چه آتشی ز تو برپاست در دلم

زین موج اشک تفته و توفان آه سرد

ای دیده هوش دار که دریاست در دلم

باری امید خویش به دلداری ام فرست

دانی که آرزوی تو تنهاست در دلم

گم شد ز چشم سایه نشان تو و هنوز

صد گونه داغ عشق تو پیداست در دلم


هوشنگ ابتهاج

/ 7 نظر / 15 بازدید
یــــــاســـــــــ

هر موجودی؛ یك سرود الهی است بی همتا؛ منحصر به فرد؛ تكرار نشدنی و غیر قابل مقایسه…. [گل]

آفتاب

یک نفـــــــــر در هـمین نزدیکــی هـــــــــا چــیزی به وسعت یک زنــدگی بـــــــــرایت جـــــــــا گذاشته است خیالـــت راحت بـــــــــاشد آرام چشمهـــــــــایت را ببــند یک نفـــــــــر برای همه نگرانـــــی هایت بیـــــــــــدار است یک نفـــــــــر که از همه زیبایی هـــــــــای دنیــا تـنهــــــــــا تـــو را بـــــاور دارد [گل]

گل پامچال

هر کسی توان تجربه کردن عشق را دارد ، اما تنها کسی قادر است عشقش را تازه نگاه دارد که آن را مانند گلی در گلدان آبیاری کند ... { بهاره باقری } سلام وایام بکام[گل][گل]

ســــــاز زندگــــــی

و تو ای مهربان مرا یاد کن ، آن دم که خدا را تلاوت میکنی شاید به صداقت قلب پاکت ، من نیز اجابت شوم . . .

دختر کوچولو

بین هجوم این همه تصویر رنگ رنگ تنها نگاه توست كه در قاب میزنم...[گل] حسین منزوی