چفیه های خونی

وقتی اسم جبهه میومد و اون همه از خود گذشتگی

وقتی یاد اون دلیر مردای ایرانی می افتیم

که دل ،چه عرض کنم ، خون و جونشون رو برا وطن و بودن ما

چه عاشقانه فدا کردند

یاد چفیه می افتم

یه پارچه

یه تیکه دستمال

که چقد بودنش برامون قداست داره و با ارزشه

تو جبهه هم میگن ،دستمال همه کاره بوده ،

از عرقچین گرفته تا زخم بند جای گلوله

از حوله صورت خشک کن بچه بسیجیا گرفته تا زیر انداز نماز یه رزمنده

اما چی به سرمون اومده

که دارن همون پارچه، نماد پایمردی و ایثار رو

به عنوان دستمال چند منظوره بهمون می فروشند

مسئولین که خوابند ، اما به حرمت اون همه رشادت

به حرمت اون خونهای ریخته شده به خاطر ایران عزیز

به حرمت اون همه جوون پر پر شده

نخرید ، خودمون تحریمش کنیم!!

تا دفعه بعد ، کسی جرات توهین به رشادتهای ایرانی رو نداشته باشه

 

چفیه یه دستمال نیست ، نشون هشت سال رشادته ،

نشون مردونگی شیر زن و شیر مرد ایرانیه

/ 37 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرچین خاطره

سال 77 فکر میکنم یادتون باشه که گروههای مختلفی اظهار وجود کردن منجمله گروه رپی؛ یادمه چفیه رو به گردن سگاشون میبستن و ول میکردن توی خیابون و به بسیجیا میخندیدن؛ دختراشون پوتین میپوشیدن و ... ولی خود بسیجیا تونستن مهارشون کنن و جلوی اهانتهاشونو بگیرن؛ هرچند ... امیدوارم لااقل اگه به ارزشهامون پایبند نیستیم، یک کم غیرت ایرانی بودن داشته باشیم،

زبل خان

واقعا تاسف داره خدا به راه راست هدایتشون کنه

زبل خان

یادمان باشد که ، من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌صفت باشم ، من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم، من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم، چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.

زهـــــرا

خدایا تو میدانی آنچه را که من نمیدانم در دانستن تو آرامشیست و در ندانستن من تلاطمها تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز [رویا][گل][گل]

وحید۵۳

داداشم جز اولین بسیجی های کشور بود و این این چفیفه مقدس رو می ژوشید افسر میدان مین بود وشهید شد

همسفر جاده دلتنگی

واقعا متاسفم [ناراحت]

الناز

... چفیه... کاش همه ارزش ها و نشونه ها اینطوری نمود داشت و نگرانش بودیم تا صاحب الزمان مجبور نباشن تو بیابون غصه کارهای مارو بخورن