دفتر تقدیر

 

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست

چشم من خیره به آن منظره باشد کافیست

تو به من خیره شوی، من به تبسم هایت

خنده بر روی لبت یکسره باشد کافیست

فاصله دفتر تقدیر مرا پُر کردست

سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست

گریه خوبست ولی فکر غرورم هستی؟

بغض دل پشت همین حنجره باشد کافیست

گفتی از فاصله ها خسته شدی درد بس است

خواستی بسته شود پنجره؟

باشد....کافیست

                                             حمید رضا دولتی (معراج )

 

/ 30 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویای محال

کبوتر هم که باشی گاهی... دود شهر بال و پرت را سیاه میکند، به یک هوای پاک نیاز داری... چیزی شبیه هوای حرم.......

سهیلا

خیلی قشنگ بود[دست][تایید]

روح اله عسکری

من سال ها نماز خوانده ام. بزرگترها می خواندند، من هم می خواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد می بردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سر گذر گفت: "نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید "! مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد. و من سال ها مذهبی ماندم، بی آن که خدایی داشته باشم! از: سهراب سپهری [گل]

اهورا...

گـاهـی ادم باس حـرفـهـاشو روفـقـط بـه خـدا بـگــه... گـاهـی بـاس بــه سـرعــت عـبـور کـنـی از لـابـــه لــای مـردمــی کـه انـسـانـیـت را دفـن کـردن و سـرتو پـایـیــن بـنـدازی و چـشـمـاتـو را بــه زمـیـن بـدوزی تـا غـمـت از چـشـمـات سـرازیـر نـشـه گـاهـی یـه مـُشـت بـغـض رو بـاس هشـت سـاعـت یـه بـار بـا یـه لـیـوان آب ســربـکـشـی و دراز بـکـشـی تــا اروم شـی گـاهـی بـاس حـرف خیــلـی هـارو خــورد..... گــاهـی بـاس حـرف رو خـاک کــرد.... ایــن روزهــا عجیب دلم گــرفـتـه..... ایـن روزا یـه چـی شـبـیـه یـه بـغـضـه قـدیـمـی بـیـخـه گـلـومـه... ایـن روزا و شـبـا خیـلـی داره سـخـت مـیـگـذره دیـگـه ایـن روزا تـصـمـیـم گـرفـتـه م بـا خـودم حـرف بـزنــم درسـت مـثـل هـمـونـایـی کـه دیـوونـه خـطــابشـان میـکـنـن... گـاهـی وقـتـا سـکـوت لــازمــه.. گـاهـی یـعـنـی هـمـیـشـه...یـعـنـی الـــــآن...

ali

دلم گرم خداوندیست، که… با دستان من گندم برای یا کریم خانه می ریزد! *** چه بخشنده خدای عاشقی دارم که… می خواند مرا با آنکه می داند گنه کارم! *** دلم گرم است می دانم… بدون لطف او تنهای تنهایم…. *** برایت من خدا را آرزو دارم …!

سپیده

یادت باشه وقتی واسه کسی همه کس شدی اون کس بعد از تو خیلی بی کسه یا برای کسی همه کس نشو یا اگه شدی به فکر بی کسی هاش باش."[گل]

سپیده

خودت را ب خدا و دیگران را هم ب لیاقتشون بسپار[گل]

گلپری

جستجو کردم بسی بازار شهر نیکبختی جنس بازاری نبود زر فراوان داشتم همراه خویش لیک خوشبختی خریداری نبود

گلپری

ﻣﺎ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎﻥ ﺷﺪﯾﻢ! ... ﻭﮔﺮﻧﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﻭﺑﺎﻩ نامردی «ﭘﻨﯿﺮ» ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ...

khodai

هزاران لااااااااااااااااااااااایک[گل][گل][گل][گل][گل]