همین نزدیکی ها

یک نفـــــــــر در هـمین نزدیکــی هـــــــــا

چــیزی

به وسعت یک زنــدگی بـــــــــرایت جـــــــــا گذاشته است

خیالـــت راحت بـــــــــاشد

آرام چشمهـــــــــایت را ببــند

یک نفـــــــــر برای همه نگرانـــــی هایت بیـــــــــــدار است

یک نفـــــــــر که از همه زیبایی هـــــــــای دنیــا

تـنهــــــــــا تـــو را بـــــاور دارد

 


/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
laya

سلام پست ***** معرکس ...! ممنونم...

laya

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟ خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!...

laya

این روزها... تلخم! تلخ... تلخ می نویسم... تلخ فکر می کنم... این روزها... دست برداشته ام از توجه بی وقفه به حضور آدم ها...! پرهیز می کنم از ثبت وجودهایی که ماندگاری ندارند! این روزها... تلخ تر از همیشه... از همه ی آدم ها بریده ام!

khodai

سلام....عاااااااااااااالی...هزاران لااااااااااایک[گل]

پرچین خاطره

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست در من طلوع آبی آن چشم روشن یاد آور صبح خیال انـگیز دریاست گل کرده باغی از ستاره در نـگاهت آنک چراغانی که در چشم تو برپاست بیهوده می کوشی که راز عاشقی را از من بپـوشانی که در چشم تو پیداست ما هر دُوان خاموش خاموشیم ، اما چشمان ما را در خـموشی گفت و گوهاست حسین منزوی

کمی بودن

فدای خدا

عباس

خدایا دلم به سان قبله نماست ؛ وقتی عقربه اش به سمت "تو" می ایستد ، آرام می شود...