روز سعدی

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن

تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی

نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به

که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی

دل دردمند ما را که اسیر توست یارا

به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی

نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا

تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی

برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را

تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری

که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی

چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد

چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی

گله از فراق یاران و جفای روزگاران

نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

/ 9 نظر / 21 بازدید
افتاب

سفارش پیامبر(ص)به حضرت فاطمه(س) هنگام خوابیدن:مخواب مگر اینکه چهار عمل را بجا بیاوری 1)قرآن را ختم کن 2)پیامبران را شفیعان خود قرار دهی 3)مومنین را از خود خشنود سازی 4)حج و عمره بجا آوری فاطمه(س)فرمود:یا رسول الله(ص)من توانایی انجام این اعمال را در این وقت کوتاه ندارم. پیامبر(ص)تبسمی کرد و فرمود: 1)سه مرتبه خواندن سوره توحید(قل هو الله احد....)برابر با ختم قرآن است. 2)صلوات بر من و پیامبران پیش از من سبب شفاعت خواهد شد(الهم صل علی محمد و آل محمد و علی جمیع الانبیاء و المرسلین)(یک مرتبه) 3)استغفار برای مومنین سبب خشنودی آنها از تو خواهد شد(الهم اغفر للمومنین و المومنات)(یک مرتبه) 4)ذکر(سبحان الله و الحمدلله و لا اله الاالله والله اکبر)(یک مرتبه)ثواب حج و عمره را دارد. منتهی الآمال ج1 ص229 انتشارات هجرت یک دقیقه هم طول نمی کشد اینم یه هدیه بود....

پویا

ﮔﺎﻫﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﯾﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ” ﺑﻮﺳﻪ ” ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻠﻤﺎﺕ …

f.a

[دست][دست][دست][دست]

ترمه

انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛ بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد . . .

همسفر جاده دلتنگی

چه قدر منتظر مقدم بهار شدیم؟ بهار آمده اما بهار کافی نیست ...‏ «دکتر محمدرضا ترکی»

همسفر جاده دلتنگی

گنجشک ها ورود تو را جار می زنند آه ای بهار گمشده ... ای آنکه آمدی! «فرهاد صفریان»

همسفر جاده دلتنگی

آن دم که من بهارم و شاد از بنفشه ها دل را رها کنید که بابونه بو کند ... «محمد نوروزى»

همسفر جاده دلتنگی

خمیده پشت از آن دارند پیران جهاندیده که اندر خاک می جویند، ایّام جوانی را «نظامی»

همسفر جاده دلتنگی

مزرع سبز فلک دیدم و داس و مه نو یادم از کِشتۀ خویش آمد و هنگامِ درو ... «حافظ»