در آمیختن

مانده‌ام

چگونه تو را فراموش کنم!!!

اگر تو را فراموش کنم

باید

سال‌هایی را نیز که با تو بوده‌ام

فراموش کنم

دریا را فراموش کنم

و کافه‌های غروب را

باران را

اسب‌ها و جاده‌ها را

باید

دنیا را

زندگی را

و خودم را نیز فراموش کنم

تو با همه‌ چیز درآمیخته‌ای!

 

رسول یونان

 

/ 6 نظر / 26 بازدید
ترمه

خنده های ما در خلال روز های زندگی ، در عبور روزهای کودکی ؛ و در شروع یک بلوغ مخملی گم شدند ... آه زندگی ! زود اعتراف کن ! خنده های ما کجاست ؟ دست و نزد کیست ؟ آه زندگی ... آی زندگی ... زود و زود و زود تند و تند و تند پاسخم بده…!

دریا

کاش می شد از خاطره ها جدا شد آن وقت دیگر چیزی آزارت نمی دهد م‍‍ثلا ماه او را به یادت نمی آورد و گل سرخ هدیه ای عاشقانه نیست و ساحل هم جایی ست صرفا برای قدم زدن نه گریستن .... کاش می شد از خاطره ها جدا شد . از رسول یونان ..................................................[گل]

هـانـیـه

هیـــــچ گاه" به خاطـــــر "هیـــــچ کـــــس" دســـــت از "ارزشــــهایت" نکـــــش... چــــون .... زمانــــی که اون فـــــــرد از تــــو دســـــت بکشــــد، تــــو مــــی مانـــی و یـــک ..... "مـــن " بــــــی ارزش