/ 8 نظر / 18 بازدید
الی

آفرین زیبا بود .احسنت به انتخابتون

behdone

[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]بسیار زیبا.

همسفر جاده دلتنگی

ز مغروری کلاه از سر شود دور مبادا کس به زور خویش مغرور بسا دهقان که صد خرمن بکارد ز صد خرمن یکی را بر ندارد «شیخ بهایی»

بانو

و گه گاهي دو خط شعري که گوياي همه چيز است و خود ناچيز ...

همسفر جاده دلتنگی

فقط نه کوچه باغ ما، فقط نه اینکه این محل احاطه کرده شهر را، شعاع مهربانیت ... «کاظم بهمنی»

همسفر جاده دلتنگی

طعنه ی خلق و جفای فلک و جور رقیب همه هیچ اند اگر یار موافق باشد ... «شوریده شیرازی»