خط مقدم

اگرمی خواهید خط مقدم دلها را فتح کنید ،

اول باید، خاکریزهای کدورت را پشت سر بگذارید.

 

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افتاب

?? ???? ???? ?? از کاسبی پرسیدند: چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟ گفت:آن خدایی که فرشته مرگش ، مرا در هر سوراخی که باشم پیدا میکند، چگونه فرشتگان روزیش مرا گم میکنند.... ~~~~^^^^^^~~~~ پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می رود . پدر دختر گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد پس من به تو دختر نمیدهم. پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر میرود، پدر دختر با ازدواج موافقت میکند و در مورد اخلاق پسر می گوید: انشاءالله خدا او را هدایت میکند. دختر گفت: پدر، مگر خدایی که هدایت میکند، با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟.... ?? ???? ???? ?? از حاتم پرسیدند بخشنده تر از خود دیده ای. گفت آری مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود. یکی را شب برایم ذبح کرد. از طعم جگرش تعریف کردم. صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم کباب کرد. گفتند تو چه کردی. گفت پانصد گوسفند به او هدیه دادم. گفتند پس تو بخشنده تری. گفت نه چون او هر چه داشت به من داد اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم.

افتاب

ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ .......... ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺑﻮﻗﻮﻉ ﭘﯿﻮﺳﺘﻦ ﯾﮏ ﻭﺍﻗﻌﻪ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﻣﺮﺍﺑﺨﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭﯼ ﺍﺷﻨﺎ ﺍﺯﭘﻨﺠﺮﻩ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺑﻬﺎﺭ ﺩﻋﻮﺗﻢ ﮐﻦ ﺗﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﻮﺕ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ....... ﺍﻭﺍﺯﺭﻧﮕﯿﻦ ﺷﺎﭘﺮﮎ ﻫﺎﺳﺖ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ....... ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ....... ﻣﻨﺘﻈﺮﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ..... ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍﺻﺪﺍﺑﺰﻥ ...... ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﻧﺴﯿﻢ ' ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﻋﻄﺶ ' ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﺷﺒﻨﻢ ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﯽ ﻭﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺮﺍﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺒﺮ ﻣﺮﺍﺻﺪﺍﺑﺰﻥ ﺍﺯﻫﺎﻟﻪ ﺳﺒﺰﺑﺎﻭﺭ ﺑﺎﻃﻌﻢ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺑﺎﺗﻮﺑﻮﺩﻥ ﻣﺮﺍﺻﺪﺍﺑﺰﻥ ﺭﺟﻌﺖ ﺑﺪﻩ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ .......... ﻣﺮﺍﺻﺪﺍﺑﺰﻥ ﺗﺎﭘﮋﻭﺍﮎ ﺍﻥ ﺩﺭﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﭙﯿﭽﺪ

افتاب

ﺩﻭ ﻗﻄﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﻳﮏ ﻗﻄﺮﻩ ﯼ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ . ﺍﻣﺎ ﺩﻭ ﺗﮑﻪ ﺳﻨﮓ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻳﮑﯽ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﻧﺪ ! ﭘﺲ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻓﻬﻢ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﺮﺍﻳﻤﺎﻥ ﻣﺸﮑﻞ ﺗﺮ، ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺷﺪﻧﻤﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﻳﺎﺑﺪ .… ﺁﺏ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﻧﺮﻣﯽ ﻭ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺳﺮ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺩ ﻟﺠﻮﺟﺘﺮ ﻭ ﻣﺼﻤﻢ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ . ﺳﻨﮓ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻣﺎﻧﻊ ﺟﺪﯼ ﻣﯽ ﺍﻳﺴﺘﺪ . ﺍﻣﺎ ﺁﺏ ، ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﺭﻳﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺳﺮ ﺳﺨﺖ، ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﯼ، ﻭ ﻣﺼﻤﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ، ﺩﺭ ﺩﻝ ﻧﺮﻣﯽ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﻨﻴﻢ . ﮔﺎﻫﯽ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﻴﺎﻳﻴﻢ .… ﭼﺸﻤﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﻳﻢ ﻭ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﻴﻢ . ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ … ﮔﺎﻫﯽ ﻧﮕﺎﻫﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺪﻭﺯﻳﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﻴﻨﻴﻢ … ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﻭﺷﻨﺎﺧﺖ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺑﺨﺸﻴﺪﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺁﻣﻮﺧﺖ

ترمه

تونل هابه ما آموختندکه حتی دردل سنگ هم راهی برای عبورهست تونل ها راست ميگويند ؛ راه است ، حتي از دلِ سنگ! " آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "

دریا

گذشت، خیر و برکتی‌ست دو جانبه،که هم دهنده و هم دریافت‌کننده را بهره‌مند می‌کند...[گل]

حبابها

[دست]

همسفر جاده دلتنگی

هر باغ پرشکوفه و هر شب پر از چراغ هر چشم پر ترانه و هر قلب پر سرور در من هوای وصل تو پر شور چون شراب بر من نسیم عشق تو جاری چو شط نور - ای پر شکوفه ی باغ افسانه های لیلی و مجنون به روزگار افسانه ای ز قصه ی پر ساز و سوز ماست ای پرستاره ی شب اینک بیا که نوبت ما هست و روز ماست «استاد منصور اوجی»

همسفر جاده دلتنگی

چند بارامید بستی و دام برنهادی تا دستی یاری دهنده کلمه ای مهر آمیز نوازشی یا گوشی شنوا به چنگ آری؟ چند بار دامت را تهی یافتی؟ از پای منشین آماده شو! که دیگر بار و دیگر بار دام باز گستری ... «مارکوت بیکل»

همسفر جاده دلتنگی

رنج دشوار است و رنج بی عشق دشوار و عشق بی رنج ناممکن و عشق دشوار است قونار اکلوف مترجم : محسن عمادی

همسفر جاده دلتنگی

نمی دانم به چه زبانی بگویمت این احساس نیست این احساس نیست این وجود من است که کلمات می شود می ریزد زیر پاهایت تو را نادیده می پرستم لمس نکرده عاشق می شوم تو جادوی کلماتی علی احمد سعید ( آدونیس ) مترجم : بابک شاکر