پله های عرش

خدایا چه آسان می توان تو را دوست داشت ،

بی هیچ تکلف و بهانه ای

بهشت شاید همین نزدیکیها باشد  ،

وقتی فرشته ها برای شنیدن نام تو از دهان بندگانت  ،

از پله های عرش پایین می آیند.....

 


/ 10 نظر / 37 بازدید
مریمی

خدای من: نگران منی به تو قرصه دلم تا کنار منی نمیترسه دلم (خدا مرتضی پاشایی رو هم رحمت کنه)

و خدایی که دراین نزدیکیست

به به پله های عرش رو پایین میایند... زیبا بود

فرهاد

سلام خانه دل من مسافر پذیر نیست تــو اگر خیال آمدن داری ماندن را نیت کن [گل]

دریا

شهامت هميشه فرياد زدن نيست ، گاهي صداي آراميست كه در انهاي روز مي گويد : فردا دوباره تلاش خواهم كرد....[لبخند]

دختر کوچولو

در كتاب چار فصل زندگي صفحه ها پشت سرِ هم مي روند هر يک از اين صفحه ها، يک لحظه اند لحظه ها با شادي و غم مي روند... گريه، دل را آبياری مي كند خنده، يعني اين كه دل ها زنده است... زندگي، تركيب شادی با غم است دوست مي دارم من اين پيوند را گر چه مي گويند: شادي بهتر است دوست دارم گريه با لبخند را "قیصر امین پور"[گل]

همسفر جاده دلتنگی

دوست می‌ دارم من این نالیدن دلسوز را تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را ... «عراقی»

همسفر جاده دلتنگی

تا کـِی بنشینم سر ِ راهت و نیــایی؟! تا کـِی به هوای تو دِلــَم خستـه بماند؟! «محمد عابدینی»

همسفر جاده دلتنگی

ندانم نوحه ی قمری، به طرف جویباران چیست مگر او نیز همچون من، غمی دارد شبان روزی؟! «حافظ»

همسفر جاده دلتنگی

آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز ... «حمید مصدّق»

همسفر جاده دلتنگی

ایام نوجوانی، غافل مشو ز فرصت کاین آب برنگردد، دیگر به جویباران «صائب تبریزی»