روضه

 

 

گفتم دل و دین بر سر کارت کردم

هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا :تو که باشی که کنی یا نکنی

این من بودم ،که بی قرارت کردم 

 

                                            مولانا

 

 

 

 

 

/ 14 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الی

سلام واقعا درسته باید امام حسین بی قرارت کنه که بتونی هرچی داری رو نثار امام حسین کنی

صبور

عاشورا،کتاب جامع عشق است و بی حسین(ع) تاریخ ما ابتر بود وهر حماسه،قصه بی روحی که جز ملال خاطر و کسالت روح حاصلی نداشت...

شعیب

سلام زینب جان شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما بی حسین شدن تو بود و شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم

آفتاب

در حادثه کربلا با سه‌ نمونه شخصیت روبرو می‌شویم. اول: حسین حاضر نیست تسلیمِ حرفِ زور شود. تا آخر می‌‌ایستد. خودش و فرزندانش کشته می‌شوند. هزینه انتخابش را می‌‌دهد و به چیزی که نمی‌خواهد تن‌ نمی‌‌دهد. از آب می‌گذرد، از آبرو نه‌ * دوم: یزید همه را تسلیم می‌خواهد. مخالف را تحمل نمی‌‌کند. سرِ حرفش می‌‌ایستد. نوه‌ پیغمبر را سر می‌‌ٔبرد. بی‌ آبرویی را به جان میخرد و به چیزی که می‌‌خواهد می‌رسد * سوم: عمرِ سعد به روایتِ تاریخ تا روز8محرّم در تردید است. هم خدا را می‌خواهد هم خرما، هم دنیا را می‌خواهد هم اخرت. هم می‌خواهد حسین را راضی‌ کند هم یزید را. هم اماراتِ کوفه را می‌خواهد،هم احترامِ مردم را. نه‌ حاضر است از قدرت بگذرد،نه‌ از خوشنامی. هم آب می‌خواهد هم آبرو. دستِ آخر اما عمرِ سعد تنها کسی‌ است که به هیچکدام از چیزهایی که می‌خواهد نمی‌‌رسد. نه سهمی از قدرت می‌‌برد نه‌ از خوشنامی * ما آدمهایِ معمولی‌ راستش نه جرات و ارادهِ حسین شدن را داریم،نه قدرت و ابزارِ یزید شدن را اما در درونِ همه ما یک عمرِ سعد هست! من بیش از همه از عمر سعد شدن میترسم...

شبنمکده

درود قبول باشه

گذرگاه سایبری

سلام وبلاگ قشنگی داری ممنون که وبلاگ ما هم اومدی بازم به ما سر بزن مدیر وبلاگ

khodai

سلام..... زینب جان شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما بی حسین شدن تو بود و شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم

شاپرک

امام سجاد (ع) : هر مؤمنی که بگرید بر قتل حسین (ع) به نحوی که اشک بر چهره اش جاری شود ، خداوند او را جاودانه در خانه ای از خانه های بهشت جا می دهد...