عاشقانه ای کوتاه

از تو می خواهم بگویم...

بی آن که در جستجوی قافیه باشم....

و بی آن که حتی در جستجوی واژه ها باشم...

از تو می خواهم بگویم...

با ساده ترین کلمات...

امشب نه می خواهم برایت از آسمان خورشید بیاورم...

نه می خواهم ستاره ها را برایت بچینم...

و نه می خواهم به شهر آرزوها و رؤیاها بروم...

فقط ساده و با صداقت...

همراه با شاهدی صادق...

از اعماق جانی سوخته...

با چشمانی بارانی...

و می خواهم بگویم این نه سخنی است که تنها بر زبان آید...

من تقدس عشقت را...

بر کرامت وجودم نشانده ام...

و اگر سراسر وجودم زبان باشد...

یکسره خواهد گفت:

دوســـــــــــــــــــــــــــــــت دارم...

 

/ 13 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساجده

زيبايي زندگي … همواره در اطراف توست ! چشمانت را باز كن … آن را كشف كن … از آن لذت ببر … آن را منعكس كن … و جزئي از آن شو … !

دختر کوچولو

مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیست به این صحرا که من می آیم از آن اعتمادی نیست به دنبال چه میگردند مردم درشبستان ها در این مسجد که من دیدم چراغ اعتقادی نیست نه تنها غم سلامت باد گفتن های مستان هم گواهی میدهند دنیای ما دنیای شادی نیست چرا بی عشق سر برسجده ی تسلیم بگذارم نمیخوانم نمازی را که در آن از تو یادی نیست کنار بسترم بنشین ودستم را بگیر ای عشق برای آخرین سوگندها وقت زیادی نیست مرا با چشم های بسته از پل بگذران ای دوست تو وقتی با منی دیگر مرا بیم معادی نیست

همسفر جاده دلتنگی

کسی را دارم که انقدر برایم کسی هست که نگاهم به دنبال کسی نیست و این را هزاران بار فریاد می زنم که دیگر کسی به چشمانم نمی آید و هيچ نگاهی دلم را نمی لرزاند ... تنها یک نفر است که مانند گنجینه ای گرانبها در دلم جای گرفته ... انسان که سهل است، وجودش را به دنیا هم نمی دهم ...

همسفر جاده دلتنگی

تنها دلیلی که همه چیز از دور زیباست اینه که زیباترین چیزها در دور دست هاست ...

همسفر جاده دلتنگی

شايد خدا خواسته است ... كه ابتدا بسياری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتی او را يافتی بهتر می توانی شكر گزار باشی ... «گابريل گارسيا مارکز»

همسفر جاده دلتنگی

انسان های ناپخته همیشه می خواهند که در مشاجرات پیروز شوند ... حتی اگر به قیمت از دست دادن «رابطه» باشد ... اما انسان های عاقل درک می کنند که گاهی بهتر است در مشاجره ای ببازند، تا در رابطه ای که برایشان باارزش تر است «پیروز» شوند ...

همسفر جاده دلتنگی

خدایا! پنجره ای برای تماشا و حنجره ای برای صدا زدن ندارم، امیدم به توست پس بی آنکه نامم را بپرسی و دفتر اعمالِ دیروزم را ورق بزنی رحمتت را بر همه ی کسانی که عزیزند جاری کن ...