حاصل عقل

حاصل عقل

به نسیمی همة راه به هم می‌ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می‌ریزد

سنگ در برکه می‌اندازم و می‌‌پندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم می‌ریزد

عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
گاه می‌ماند و ناگاه به هم می‌ریزد

آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
عشق یک لحظه کوتاه به هم می‌ریزد

آه، یک روز همین آه تو را می‌گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می‌ریزد

/ 7 نظر / 4 بازدید

دل=عشق؟! ولی بازهم زیباااااااااست

ساجده

در مسابقه بین شیر و گوزن ، بسیاری از گوزن ها برنده میشوند چون شیر برای غذا میدود و گوزن برای زندگی پس ” هدف مهم تر از نیاز است “[گل]

کمی بودن

آبرویم رانریزی دل..ای نخورده مست،لحطه دیدارنزدیک است....

همسفر جاده دلتنگی

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت «هوشنگ ابتهاج»

همسفر جاده دلتنگی

آن کسی را که تو می جویی کِی خیال تو به سر دارد؟ بس کن این ناله و زاری را بس کن او یار دِگر دارد «فروغ فرخزاد»

همسفر جاده دلتنگی

ترسم که باز گردی از دست رفته باشم «سعدی»