باغ گل

اگر باغم برن بر چیدن گل

گلی همرنگ و هم بوی تو خواهم

بابا طاهر

 

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترمه

يک خانواده خوشحال چيزي جز يک بهشت زودرس نيست. برنارد شاو

khodai

“آدمیت ” رَحم بر بیچاره گان آوردن است کآدمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را راستی کردند و فرمودند مردان خدایی ای فقیه اول نصیحت گوی نفس خویش را آن چه نفس خویش را خواهی حرامت سعدیا گر نخواهی هم چنان بیگانه را و خویش را[گل][گل]

khodai

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است ....سهراب سپهری[گل][گل]

khodai

یــکی درد و یــکی درمان پســـندد یک وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پســندم آنچه را جانان پسـندد..... بابا طاهر[گل]

پویا

من آن ابرم که می‌آیم ز دریا روانم دربه‌در صحرابه‌صحرا نشان کشتزار تشنه‌ای کو که بارانم که بارانم سراپا من آن ابرم که می‌خواهد ببارد دل‌ تنگم هوای گریه دارد دل تنگم غریب این در و دشت نمی‌داند کجا سر می‌گذارد شبی مرغ سپیدی می‌شوم من گشاده بادبان بال در باد به دریا می‌‌زنم دل را و چون موج به هر ره می‌روم آزاد آزاد

ارمغان

واقعا عالی بود.... خسته نباشید.... [گل]

همسفر جاده دلتنگی

تا اختیار کردم سر منزل رضا را مملوک خویش دیدم فرمانده ی قضا را تا ترک جان نگفتم آسوده ‌دل نخفتم تا سیر خود نکردم، نشناختم خدا را «فروغی بسطامی»

همسفر جاده دلتنگی

با عزم خویش هیچ یک این ره نمی رویم كشتی، مبرهن است كه محتاج ناخداست «پروین اعتصامی»

همسفر جاده دلتنگی

غازی ز پی شهادت اندر تک و پوست وان را که غم تو کشت فاضلتر ازوست فردای قیامت این بدان کی ماند کان کشتهٔ دشمنست و آن کشتهٔ دوست؟ «سعدی»