تریبون سخنرانی

از پشت تریبونِ دلم عشق چنین گفت :

«محبوب تو زیباست، قشنگ است، ملیح است»

اعضای وجودم همه فریاد کشیدند :

«احسنت صحیح است، صحیح است، صحیح است»



ملک الشعرا

 

/ 7 نظر / 98 بازدید
دریا

زمان خلق تو بی شک خدا تبسم کرد تمام خلقت خود را اسیر گندم کرد همان زمان که تو را آفرید فهمیدم برای حسرت رویت مرا تبسم کرد مرا به جرم نگاهت از اعتبار انداخت تو را برای عذابم عزیز مردم کرد برای شعله ی عشقت گناه لازم بود مرا که سوخته بودم به پات هیزم کرد دعای هر شب من بی هوات مردن بود برای خواهش آخر خدا ترحم کرد ..................................................[گل]

دریا

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری است جای گلایه نیست ! کــه این رسم دلبری است هر کس گذشت از نظرت در دلت نشست تنهـــا گنـــاه آینـــه هـــا زود باوری است مهرت به خلق بیشتر از جور بر من است سهـــم برابر همگان ، نابرابری است دشنام یا دعای تو در حق من یکی است ای آفتاب هرچـــه کنـی ذره پروری است ساحــل جــواب سرزنش مـــوج را نداد گاهی فقط سکوت جواب سبکسری است .........................................................[گل]

دیوانه یار

[دست][دست][دست][دست]

مات خدا

به نام خدائی که هستی را با مرگ دوستی را یک رنگ زندگی را با رنگ عشق را رنگارنگ رنگین کمان را هفت رنگ شاپرک را صد رنگ و مرا دلتنگ تو آفرید …

مات خدا

لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود من اسم این لحظه ها را ” همیشه ” گذاشته ام

انسان

[دست][دست][دست][دست][دست][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا]