اصرار می کنی

پاییز آمدست که خود را ببارمت

پاییز لفظ دیگر "من دوست دارمت"

بر باد می دهم همه ی بود خویش را

یعنی تو را به دست خودت می سپارمت

باران بشو ، ببار به کاغذ ، سخن بگو

وقتی که در میان خودم می فشارمت

پایان تو رسیده گل کاغذی من

حتی اگر خاک شوم تا بکارمت

اصرار می کنی که مرا زودتر بگو

گاهی چنان سریع که جا می گذارمت

پاییز من ، عزیز غم انگیز برگریز

یک روز می رسم و تو را می بهارمت


"سید مهدی موسوی"

/ 25 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
۩۞۩ آفتاب ۩۞۩

سهم "مــــــــن" از "تــــــــو " عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست ...!!! هـــــمان ... دلتــــنگی ِ بـی پایانی ست که روزها دیوانه ام می‌کند ،

اهورا...

دوست عزیز هیچ گاه دلت را به روزگار مسپار، که دریایی از نا امیدی است ، دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است.... دلت پرامید ....

اهورا...

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن . نلسون ماندلا

پرچین خاطره

و قلم مو را برداشت خــــــــدا و زمین را آورد رنگ زیبایی ها را پاشید بر آن و به آن گفت: "خــــــــزان" "مجتبی کاشانی"

بانو

باران بشو ، ببار به کاغذ ، سخن بگو وقتی که در میان خودم می فشارمت خیلی زیبا نوشتین [گل]

یک رهگذر

اصرار من از برای ماندنست، دوباره با دلی لبریز عشق در هوای نامردیها از بهار خواندنست...[گل]

همسفر جاده دلتنگی

دنیا را یک بار نگاه کن و آخرتت راچند بار! و صاحب خانه را همیشه ...

همسفر جاده دلتنگی

درصد کمی از انسان ها نود سال زندگی می کنند ما بقی یک سال را نود بار تکرار می کنند!

همسفر جاده دلتنگی

تنهایی معبد خودسازی انسان است ... پس درود بر دل های تنها ...