ولی افتاد مشکلها ..

و ...

من ...

معنی بعضی » شعرها « ...

را ...

دیر میفهمم ...

» که عشق آسان نمود اول ...

ولی افتاد مشکل‌ها « ...!!!

عباس رزاقی

 

/ 9 نظر / 16 بازدید
آسمان ها

سلام من هر روز به وب تون سر می زنم وبلاگ شما یک وبلاگ منحصر به فرده جملات و عکس ها را بسیار هنرمندانه و با دقت انتخاب می کنید [لبخند] موفق باشید

دختر کوچولو

در انتظار توام در چنان هوایی بیا که گریز از تو ممکن نباشد .. تو تمام تنهایی‌هایم را از من گرفته‌ای خیابان‌ها بی حضور تو راه‌های آشکار جهنم‌اند شمس لنگرودی[گل]

کمی بودن

مبادانعمتهای خداوندمتعال شمارامغرورکند ایت الله حق شناس

یاسی

من هنوزم معنی این شعرو دقیق نمی دونم[نگران] نخند[عصبانی]

ترمه

روزی ز سفر، ستاره برمی‌گردد عشق من و تو دوباره برمی‌گردد تردید مکن، بدون شک همین امشب بابای سفر کرده به خانه برمی‌گردد یا ابانا استغر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین

همسفر جاده دلتنگی

ما روزی، عاشقانه برمی‌گردیم بر درد فراق چاره‌گر می‌گردیم از پا نفتاده‌ایم و تا سر، داریم در گِرد جهان به دردسر می‌گردیم خندانْ ما را دوباره خواهی دیدن، هرچند که با دیده‌ی تَر می‌گردیم خاکستر ما اگر که انبوه کنند ما در دل آن توده شرر می‌گردیم «سیاوش کسرایی»

همسفر جاده دلتنگی

نه آشنا، نه همدمی نه شانه‌ ای ز دوستی که سر نهی بر آن دمی تویی و رنج و بیم تو تویی و بی‌ پناهی عظیم تو نه شهر و باغ و رود و منظرش نه خانه‌ ها و کوچه‌ ها، نه راه‌ ها آشناست نه این زبان گفتگو، زبان دلپذیر ماست تو و هزار حرف بی‌ جواب کجا روی؟ به هر که رو کنی تو را جواب می‌ کند! چراغ مرد خسته را کسی نمی‌فروزد از حضور خویش کَسَش به نام و نامه و پیام نوازشی نمی‌ دهد اگرچه اشکِ نیم‌ْ شب گهی ثواب می‌ کند «سیاوش کسرایی»

همسفر جاده دلتنگی

روزی که نسیم دریا به اهتزاز درآورد گیسوانم را روی ماسه نوشتم مرگ بر قفل مرگ بر دیوار مرگ بر سیم خاردار مرگ بر هر آنچه مرا کرد از تو جدا «قدسی قاضی نور»