من کجا یار کجا

دامِ صیّاد کجا؟ مرغِ گرفتار کجا؟

پرِ پروانه کجا؟ شمعِ شبِ تار کجا؟

مسگرِ شوشتری داند و آهنگرِ بلخ

که بدهکار کجا بود و گنهکار کجا؟

زلفِ لیلی به کجا و دلِ مجنون به کجا؟

سرِ سرگشته کجا؟ خالِ لبِ یار کجا؟

عزّتِ مصر کجا؟ یوسف گم گشته کجا؟

سرِ منصور کجا بود و سرِ دار کجا؟

کاخِ خسرو به دَمَن، خیمه ی شیرین در کوه

دلِ دیوانه کجا؟ نرگسِ بیمار کجا؟

من کجا؟ یار کجا؟ باده کجا؟ سبزه کجا؟

لبِ "کیوان" به کجا بود و لبِ یار کجا؟

 

فکر کنم از کیوان شاهبداغی

 

/ 6 نظر / 57 بازدید
سپیدبانو

محبت مثل سکه ای است که اگه افتاد تو قلک دلت دیگه در نمیاد اگه بخوای درش بیاری باید دلت رو بشکنی .

سعید

سلام تبادل لینک کنیم؟ اگر مایل بودی پیام بگذار

مات خدا

نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت گم شوم تو همیشه دعوتی راس ساعت دلتنگی …

ترمه

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد! از: فاضل نظری

انسان

همیشه انتخابهاتون عالیییییییییییی بوده و هست[هورا]