بگیر از من این هر دو فرمانده را

بگــیر از من این هـردو فرمانده را
"دل عاشق" و "عقل درمانده" را

اگر عشق با ماست ؛ این عقل چیست ؟
بکُش! هم پــدر هم پــدر خوانده را


تو کاری کن ای مـرگ ! اکنون که خلق
نخــواهند مهمان ناخوانده را

در آغــوش خود "بار دیـگر" بگیر
من این مـوج از هر طرف رانده را

شب عاشـقی رفت و گم کرده ام
در ِ شیشه ی عطر وامانده را ...



فاضل نظری

 

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمانها

همه می خواهند به اوج برسند و در اوج زندگی کننداما مهم اینجاست که خیلی ها راه های رسیدن به اوج را فراموش کرده اند. گابریل گارسیا مارکز

ترمه

بسیار زیبا هم تصویر و هم متن[دست]

هزاران گنج

سلام آقا پویا عالی بود ممنون و سپاسگزارم امیدوارم سال خوب و خوشی داشته باشید[گل][گل][گل][گل][لبخند]

انسان

[گل][گل][گل]

shiva

مـــهـــــــربانی را بکار بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی …. و اگر جای دانه هایی که کاشتی را فراموش کردی، زیبا بودن ، ممنون روزی باران جایشان را به تو نشان خواهد داد … تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت! اما بی شک کار نـــــــــیک هر جا که کاشته شود روزی به بار می نشیند… [گل]

همسفر جاده دلتنگی

سیبی رها بودم بر پهنه ی آب و رهایی سرگردانی بود کاش دست هایت نزدیک بودند ... «رسول یونان»

همسفر جاده دلتنگی

در نقش ها تو را ندید فالگیر تو میان جانی نه درون فنجان ... فالگیر گفت که همه چیز تمام شده! تمام فنجان ها را می شکنم و بعد از این در کاسه ی دلم قهوه می نوشم ... «گلاره جمشیدی»

همسفر جاده دلتنگی

ماه همیشه بدر نیست گاهی هلال می شود مانند ابروی تو گاهی تمام می شود بدر تمام من من که تاب خانه ی تاریک ندارم کاری بکن که ماه همیشه در گوشه ی آسمان کامل بتابد کار تو نیست می دانم اما کاری بکن من تاب خانه ی تاریک تر از قلب خود ندارم که همیشه منزلی برای تو فراهم دارد «شایان محمدی»

علی

سلام دادا به وب منم یه سر بزن وبت عالی بود[قلب][گل]

سی تن

گویند در قدیم چیزی نبود ، اما صفا وصمیمیت و صداقت موج میزد. اما امروز چی ؟