فرش دل

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»

 تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

 چون آینه پیش تو نشستم که ببینی

 در من اثر سخت ترین زلزله ها را

 پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست

 از بس که گره زد به گره حوصله ها را

 ما تلخی نه گفتنمان را که چشیدیم

 وقت است بنوشیم از این پس بله ها را

 بگذار ببینیم بر این جغد نشسته

 یک بار دگر پر زدن چلچله ها را

 یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش

 بگذار که دل حل بکند مسئله ها را...

/ 14 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

بر ما رقم خطا پرستی همه هست بدنامی و عشق و شور و مستی همه هست ای دوست چو از میانه مقصود توئی جای گله نیست چون تو هستی همه هست مولوی

طاق بستان کرمانشاه/بیستون کرمانشاه/تکیه معاون الملک/تکیه بیگلربیگی/باغ پرندگان کرمانشاه/باغ گلها کرمانشاه و...

ﺩﯾﺸﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﯿﻘﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﺍﻫﺮﺵ ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﺑﺎ ﯼ ﺗﯿﺸﺮﺕ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﭘﺮﺳﯽ ﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺁﻭﺭﺩ ﺟﻠﻮ ﻣﻨﻢ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﯿﻘﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﺍﺯﺵ ﻣﻌﺬﺭﺕ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺁﺑﺠﯽ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺁﺑﺠﯽ ﺧﻮﺩﻣﻮﻧﻪ . . . . . . . . . . . . . ﯾﻬﻮ ﺯﺩ ﺗﻮﺳﺮﻡ ﻭ ﮔﻔﺖ ﯾﺎﺑﻮ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻧﺪﺍﺭﻡ[نیشخند]

الی

از بس که گره زد به گره حوصله ها را!!!!!! خیلی زیبا بود

همسفر جاده دلتنگی

امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم «حسین منزوی»

همسفر جاده دلتنگی

عاشق شو ارنه روزی کارِ جهان سر آید «حافظ»

همسفر جاده دلتنگی

چون من گدای بی نشان مشکل بوَد یاری چنان ... «حافظ»

لعیا

شعر فوق العادس پراز احساس ... ممنون [گل]

روح انگیز

مطالب خیلی خیلی قشنگی دارید.آدم باشعرب روحش التیام میبخشه...