اسرار ازل

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده برافتد ، نه تو مانی و نه من

 

                                                                         خیام

 

غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم نیشابوری ، متخلص به خیام ،حکیم

، ریاضی دان ، و شاعر رباعی سرای مشهور ایران در قرن پنچم و ششم

 

/ 17 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
*دریا*

ای خدایی ... که این همه نعمت ، به ما بخشیدی ... از لطف و عنایت خود ... چیز دیگری هم به ما ببخش : قلبی سرشار از سپاسگزاری ... !

*دریا*

باران پچ پچ اسمان است درگوش زمین و سبزه هایش... .نم نم باران رازدلی ازاسمان می گشایدکه نه من میدانم ونه توفقط خداداندکه اسمان چه درگوش زمین زمزمه میکند..

الی

عالی بود

همسفر جاده دلتنگی

خوشبختی یعنی ... خدا آنقدر عزیزت کند که وجودت آرامش بخش دیگری باشد ...

آزاده

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت چون آب به جویبار و چون باد به دشت

فائزه

احسنت.... چون پرده برافتد ، نه تو مانی و نه من

ارمغان

خدایا ، راهی نمی بینم ، آینده پنهان است … اما مهم نیست ، همین کافیست که تو راه را می بینی و من تو را …

صبح

[دست]

مریم

اگر میدانستم قرار است این همه زنده بمانم ، از خودم بیشتر مراقبت میکردم. آدولف زوکر

سپیده

ای کاش ... وقتی خدا در صحرای محشر بگوید چه کردی ؟ یوسف زهرا بگوید منتظر من بود.